تصمیم گرفته‌ام معمولی باشم

تصمیم گرفته‌ام معمولی باشم

نویسنده : وبگردی

تصمیم گرفته‌ام مثل آدم معمولی‌ها زندگی کنم. منظورم از آدم معمولی‌ها آدم‌های واقعا معمولی‌ست نه آن‌ها که روز و شبشان را پیِ تفاوت میدوند و آخر میگویند معمولی‌اند. تصمیم گرفته‌ام معمولی باشم. از وبلاگ و وبلاگ نویسی سر در نیاورم، بپرسم HTML خوردنی‌ست یا پوشیدنی. از اینترنت، دیدنِ عکس‌های گربه‌های ملوس و خواندن جوک‌های روز را بدانم و از کامپیوتر، پاسور بازی و نقاشی با Paint و ندانم فتوشاپ با کدام ف نوشته میشود و هیچوقت سر از سایت‌های علمی و خبری در نیاورم و ندانم سیاست چیست و فلانیسم چیست و بیساریسم چیست. و ندانم زمین گرد است یا مستطیل یا ذوزنقه و ندانم عدد پی چیست و ویکتور هوگو را نشناسم و به بیلِ بیل گیتس بخندم و موبایلم به جای وایبر و اینستگرام و کندی کرش، دکمه داشته باشد. و ندانم نوکِ دماغِ ایده‌آل چند درجه به بالا میچرخد و لبِ ایده‌آل چه شکلی ساخته میشود و ... زن‌ها باید چقدر باشد تا جذاب شناخته شوند. و بلد نباشم با یک دکمه دوست‌های خارجکی پیدا کنم و ندانم وبکم چیست و هیچوقت چت نکرده باشم و دنیالِ یوزر و پسورد نود سی و دو نگردم و فرقِ سیمرغ بلورین و اسکار را ندانم و کتاب نخوانده باشم و قفسه‌ی کتاب‌هایم تا خرخره پر نباشد و ندانم پارازیت چیست و آن چیزِ گنده‌ی گرد، دیش است یا ماهواره! و به جای همه‌ی این‌ها، به جایِ همه‌ی همه‌اش، کمی و فقط کمی زندگی کردن بلد باشم.

تصمیم گرفته‌ام در به در دنبالِ کلاس‌هایِ "چگونه یک شب با خانواده‌ شام بخورم و بخندم" و "مبانیِ شاد کردنِ دل دیگران" و "آموزش تضمینیِ با هم بودن"، بگردم و وقتی پیدایشان کردم، گوشواره‌هایم را که سال‌هاست از کشویِ میزم بیرون نیامده‌اند، بفروشم و توی کلاس‌ها ثبت نام کنم. همین. همین برای باقی زندگی‌ام کافیست.

=======

منبع:

http://snevis.blogfa.com/post/318

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
خطِ اولِ پاراگراف آخرو من یکی که باید با طلا بنویسمش:(((با فاکتورگیری از 2مورد از موارد بالا پس من یه آدم معمولی به حساب میام وخوشحالم از این موضوع:)))درس خوندن ومطالعه جای خود داره؛نمیشه واسه انسان معمولی بودن و دورشدن از دنیای این روزایِ آدما لذتِ"فهمیدن"و"دونستن"رو درک نکرد:)))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
معمولی بودن خیلیم خوبه :))
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٥
١
٠
موضوعش یه موضوع تکرای بود و خیلی نوشته در موردش هست...ولی این یکی خیلی عالی بود :)..اما میشه هم زندگی کرد و هم تمام این هارو هم دونست...خسته نباشید :)...ممنون!
azadeh_tabrizi
azadeh_tabrizi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
خوب بود بخصوص دو سطر اول....
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
ممنون زیبا بود مخصوصا سطر اخر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ بود. ممنون.شادیهاتون افزون.
سیاسفید
سیاسفید
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
فوق العاده بود.... همه دنبال به روز بودنن وچقدر لدت بخشه به روزنبودن!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
كاش ميشد :|
پربازدیدتریـــن ها
پایان تمام حسرت ها

حصار تنهایی

٩٧/٠١/٢٧
گذار یک اعتراف بکنم

پیوند ما از جنس جنون بود

٩٧/٠١/٢٩
لطفا با گویش مشهدی بخوانید

مشتبا وارد می شود!

٩٧/٠١/٢٦
موسسه پیش گویی «نون تو ماست» پیش بینی کرد:

وضعیت سلبریتی ها در سال 97

٩٧/٠١/٢٧
حسی که در من جوانه زده

كمي دركمان كنيد!

٩٧/٠١/٢٣
آنقدر می‌خندد که از چشم‌هایش اشک می‌آید

مه لقا بانو / قسمت اول

٩٧/٠١/٢٦
شعری سروده خودم

تیر خلاصی

٩٧/٠١/٢٨
عشق، زندگی؛ خانواده

غرق در دنیای مجازی

٩٧/٠١/٢٣
یک جعبه واژه رنگی

شاید بشود گفت برگشت!

٩٧/٠١/٢٨
تو خوب بمان

دل نشکنیم

٩٧/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

من چه گویم

٩٧/٠١/٢٧
از خودم بدم می آید

دروغ...!

٩٧/٠١/٢٥
آخرین باری که لبخند زدیم

از خوشی ها بخوانیم

٩٧/٠١/٢٤
با کلمات بازی نکنید

کارگر را چه به زندگی؟

٩٧/٠١/٢٩
عطرت عجب ماندگار است

آن خانه

٩٧/٠١/٢٦
هدف از بعثت چه بود؟

سیاست‌زدگی تا کجا؟

٩٧/٠١/٢٦
همدیگر را زیر دست و پا له نکنیم

گور دسته‌جمعی بود آن پناهگاه

٩٧/٠١/٢٣
درباره پایتخت 5

سناریو عجیب

٩٧/٠٢/٠١
شعری سروده خودم

من دیوانه

٩٧/٠٢/٠٢
محصول پیکسار و دیزنی

تفسیر انیمیشن کوتاه loe

٩٧/٠١/٣٠