آقا بیا دیر میشه

آقا بیا دیر میشه

نویسنده : ردپای قلم

یه عمره لاف می‌زنم، می‌گم آقا کجایی

با این همه گناه باز، منتظرم بیایی

از اصل خویش دور شدم، شدم اسیر دنیا

دنیایی که نساخته،  با هیچ یک از آدما

می‌گم دلم تنگ شده، اما دروغه حرفام

چشم و دلم رو دادم، به دست آرزوهام

هوی، هوس گرفته، تموم فکر و ذهنم

بهشتمو فروختم، به قیمت جهنم

دعا کنید برا من، دوباره سر به راه شم  

آقای مهربونم، به دور از گناه شم 

یه رایحه روزای جمعه فراگیر میشه

این جمعه داره میره آقا بیا دیر میشه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
بیت آخر بسیار تاثیرگذار بود. من متخصص نیستم ولی فک کنم بیت پنج یه کم از وزن خارج شده... مرسی.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
سلام..ممنون...بله...اگه به "دوره ِ"از گناه بخونید درست میشه...
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٠
١
٠
آفتابگردان های شهر همه از آفتاب روی گردانند از آن روی که روی تو را گرداننده ی آفتاب یافته اند
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
سلام..و...ممنون از حضورتان...
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٢٠
١
٠
درود .لذت بردم
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
سلام...شما لطف دارید...
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
*اللهم عجل لولیک الفرج*
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
و همین دعا...
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
درود و صد بدرود. بسیار قشنگ
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
جمعه یک بهانه است اگر خوب باشیم او می آید
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
انشالله فرج آقا امام زمان. ممنون
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
سلام؛ مثل همیشه عالی بود و چه خوب که چنین محتواهایی رو انتخاب می کنید. اجرتون با خودشون!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
بله...امروز اميد دل آگاه توئي/در چرخ شرف مهر توئي ماه توئي/هستي ز بقاي توست ،باقي مهدي/در روي زمين بقيه الله توئي...خیلی هم عالی...شعر سرودن هاتون مستدآم (^_^)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
از اصل خويش دور شده ام...
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
اللهم الرزقنا زيارت المهدي...:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات