این صفحه خالی است

این صفحه خالی است

نویسنده : z-taghipour

با خودت می‌گویی: مگه نوشتن چه قدر کار دارد که نمی‌نویسد! نوشتن هیچ کاری ندارد. روی کاغذ آوردن افکار و احساسات + دو قاشق غذا خوری ادبیات، خیلی آسان است.

این بار هم بار اولم نیست که دستم را روی صفحه کلید می‌گذارم و کلمات را کنار هم می‌چینم، ولی هیچ وقت نخواستم هیچ کدام را ارسال کنم. موضوع این است که بعد از هر بار نوشتن یک حسی از درون شروع می‌کند به نقد کردن نوشته‌هایم و یا تصور ذهن خواننده، تا جایی که از نوشته‌هایم بدم می‌آید و می‌ریزمشان دور.

این مطلب را هم صرفا برای نوشته‌های از دست رفته‌ام نوشتم چون با بی‌سلیقگی‌های من چند سال است که نیمه کاره رها می‌شوند. نمی‌دانم این درگیری تا کی ادامه دارد ولی امیدوارم بتوانم با نظرات شما متحول شوم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٢/٠٣
١
٠
خب بود / برای اولین تلاش و به اشتراک گذاشتن مطلب خوب بود :)
zakieh-t
zakieh-t
٩٤/٠١/٠٩
٠
٠
ممنون :)
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٣
١
٠
هیچوقت نباید از نوشته هات بدت بیاد...نوشته هات زاییده افکار و رفتار هاتن...این یکی که خوب بود :)...امیدوارم مطالب بیشتری ازتون ببینیم...ممنون!
zakieh-t
zakieh-t
٩٤/٠١/٠٩
٠
٠
ممنون.خودمم امیدوارم :)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
ممنون...قشنگ بود
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
عالي بود مرسي
...........
...........
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
به نظر من بنویس ,به نوشته هات احترام بزار و به اونها اعتماد کن ,بقیه هم حتما به نوشته های تو که حرف های تو هستن احترام خواهند گذاشت ,به نظر من ادم هایی که می نویسن چون مجبورند همش فکر کنند ,خیلی سریع رشد می کنن .پس این فرصت رو از خودت دریغ نکن دوست خوب جیمی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام:اگر نوشته هایتان مثل همین بوده که خوب بوده چرا منتشر نمیکردید.تا ارسال نکنید و خوانده نشه پیشرفتی هم درکار نیست ضمنا از نقد ونظرهای احتمالی نباید ترسید اینجا برای همین موارداست.امیدوارم که بیشتر بنویسید ودور نریزید.زنده وموفق باشید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
همین ها که نوشتید یک یادداشت خوب رو پایه ریزی کردید. تنها اشکالِ فنی ای که من میبینم گذاشتن "+" است که کاش از "بعلاوه" استفاده می کردید. همین! بقیه کلمات و جمله بندی های شما استاندارد و خوب بودند. بخصوص که اگر ارسال اول شماست، می تونم با اطمینان بگم: خیلی خوب بود! به خودتون ظلم میکنید اگر به نوشتن ادامه ندید. منتظرِ یادداشتِ زیبای بعدیِ شما هستم.
p_golpari
p_golpari
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
برای شروع خوب بود ..موفق باشید
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٢/٠٤
٠
٠
دوست خوبم همیشه سعی کن به نوشته هات احترام بذاری و هیچ وقتل اونا رو دور نریزی چون همین نوشته ها زبان احساس تو هستن و با انتشار احساس های خوبت حال ما رو هم خوب میکنی اگرم احساس غم داشته باشی خدایی نکرده بانوشتن و انتشار اون کلی هم درد و کلی دلگرمی برای خودت پیدا میکنی!پس بنویس و بذار به اشتراک
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
اگه میتونی حرف بزنی پس میتونی بنویسی؟! به همین راحتی :)) اصلا لازم نیست سخت بگیری....به قول ژول سالزمن : ور ور ور ور ور ور ... خودشه :))
فاطيما
فاطيما
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
لايك لايك لايك لايك :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
:))
azadeh_tabrizi
azadeh_tabrizi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
نوشته هات خوبن از همین چند سطر کاملا روشن است بنویس عزیز...
فاطيما
فاطيما
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
زكيه عالي بودي براي اولين بار....اميدوارم ادامه داشته باشه :*
zakieh-t
zakieh-t
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
از نظراتتون ممنونم.. :))
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٩
٠
٠
متحول شوید چون فوق العاده بود :)
m_techno
m_techno
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
متنات عالیه ....یه جوری میشه گفت کلی حرف داری تنها یه ذره اعتماد به نفس کم داری وگرنه متن ها از همون اول عالی و قابل پسند نیستن باید تا میتونی بنویسی تا متن دلخواه و ایده آلی که منتظرش هستی رو بسازی ......به هر حال من تمام کمکی رو که میتونم بکنم رو دریغ نمیکنم.گرچه تجربه خاصی در این زمینه ندارم ولی امیدوارم سهم کوچیکی توی موفقیتت داشته باشم
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
ممنون:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات