شکار بی گلایه من / شعر

شکار بی گلایه من / شعر

نویسنده : B_kasmaei

بیا مرا نظاره کن، به گوشه‌ای نشسته ام// به گوش اکتفا نکن، که بی صدا شکسته ام

به زخم آشنا منم، بریده از دوا منم// به گریه مبتلا منم، ملول و زار و خسته ام

ضعیف و بی اراده من، کلام سرگشاده من // تو را به پا فتاده من، ز دست و پای بسته ام

شکار بی گلایه من، همیشه زیر سایه من// مجاز تو، کنایه من، ز دام تو نرسته ام

دعای بی فرج منم، لجوج پر ز لج منم// عمودهای کج منم، به یاد تو خجسته ام

تو گوش و گوشواره من، شهید یک اشاره من // به بند پاره پاره من، ز بند خود گسسته ام

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٣/١١/٢٥
١
٠
بسی لذت بردم:) کلا این وزن رو خیلی دوست می دارم :)
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سپاس بانو خوشحالم که خرسندتون کرد
admin
admin
٩٣/١١/٢٥
١
٠
خیلی شعر جالبی بود. هم معنی اش و هم به قول خانم نیکو عقیده؛ وزنش :)
admin
admin
٩٣/١١/٢٥
٢
٠
و البته پر از حس های خوب :)
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سپاسگزارم ادمین گرانقدر
admincheh
admincheh
٩٣/١١/٢٥
٢
٠
جان من! کجايي؟کجايي؟ که بي تو دل شکسته ام/ سر به زانوي غم نهاده ام، به گوشه اي نشسته ام....سبک شعرتون ذهنمو وادار کرد این شعر خاطرش بیاد !شعر خوبی بود :)موفق باشید
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سپاسگزارم شعر زیبایی بود برقرار باشید
mhv
mhv
٩٣/١١/٢٥
١
٠
خوشحالم یه شاعر خوب دیگه جیمی شد!
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سپاس دوست گرامی بزرگوارید
هاچ
هاچ
٩٣/١١/٢٥
١
٠
ماشــــــالا به شما. عمودهای کج!
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سپاسگزارم البته کج نیستما.شکسته نفسی کردم در شعر بزگوارید دوست گرانقدرم
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٥
١
٠
مرسي:)
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومد بزرگوارید
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٥
١
٠
ممنون زیبا بود.اولش وقتی شعرتونو خودنم گفتم کی شعر اقای کسمایی رو کپی کرده بعدش فهمیدم مال خودتون بوده. زیبا بود اما یکم محتواش...
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سپاس بانو.محتواش چی؟منشوریه؟
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٥
١
٠
میشه شعر در مورد امیدواری؛زندگی خوب با آرامش واز عرفان بنویسید....
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
اون که صد البته.دارم شعرهای امیدوارانه،ولی خوب خیلی زیاد نیستن.شاید بر میگرده به نوع دیدگاهم.دوستانم خیلی به هدایت تشبیهم میکنن.بیشتر از همه برمیگرده به آرمانگرایی شدیدی که در وجودم هست
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٥
١
٠
سلام: لذت بردم از شعر زیبایتان. ادامه اش بدهیدحیفه که کوتاه بماند.تقدیمتان: امیدنسلِ آدمی/نظرنما به ما دمی/به انتظارِ همدمی/به گوشه ای نشسته ام/
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
درود بر دوست گرانقدرم.این شعر مال خیلی وقت پیشه.بیت بسیار زیبایی بود.سپاسگزارم.اگه بتونم حتما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سلام: زنده و پیروز باشید.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سلام...لذت بردم...احسنت...
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سپاس بزرگوار
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
دو بیت اخر لایک تر :) موفقیات . :)
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سپاس.بنده هم به اون دو بیت ارادت ویژه تری دارم بزرگوارید
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
دلنشين بود خسته نباشيد
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سپاس بزرگوار.از اینکه خرسندتون کرد خوشحالم
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
نیازی به تعریف من نیست! عالی بود
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سپاس بانو.دیدگانتون زیبا می بینه
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
من کلا از این وزن و از این طرز بیان خوشم نمیاد ولی این شعرو 5-6 بار خوندم. خیلییی خوب بود. مخصوصا اون تیکه ی مجاز و کنایه. دستتون درد نکنه :) ولی اون تیکه ی لجوج پر زلج رو نفهمیدم مگه "لجوج" همون "پر زلج" نیست ؟؟ + اینکه چرا "تو" رو به "گوش" و "من" رو به "گوشواره" نسبت دادین ؟ منظورتون چیزی غیر از بحث زیبایی و زینت دادن بوده ؟ بازم ممنون :))
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
درود بر شما.خوشحالم که در این یه مورد خوشتون اومد و این برام افتخاری هست.لجوج پر ز لج برای تاکید و یه جورهایی به منزله ی اغراق و به معنای پافشاری خیلی زیاد در عشقه گوش و گوشواره در شعر من معناش متفاوته.هرچند که در اکثر موارد همونی که شما می گید مد نظر هست ولی بنده یه جورایی خواستم این واژه ها رو به پرستیدن تشبیه کنم.چون به نظرم بدون گوش گوشواره هیچه.البته میدونم که یه مقدار عجیب و غیرعادی هست سپاس از توجه و اشارات خوبتون
h_haghparast
h_haghparast
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
بسیار زیبا بود :) منتظر کارهای دیگه هستم
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
بزرگواری مهربان.به زودی به امید خدا
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠