تکه‌های گمشده

تکه‌های گمشده

نویسنده : s_sepid

بنای هستی ما همین تکه‌های گمشده‌ای است که گاه گاه میان روزهای‌مان سر بلند می‌کنند.

همین یادها که فراموش‌شان کرده‌ایم. همین اشک‌ها و لبخندها که یادمان نمانده است میان دفتر خاطرات‌مان خشک‌شان کنیم

همان باورهایی که روزی برای‌شان گریه می‌کردیم. همان دست‌هایی که میان دغدغه‌های‌مان رهای‌شان کردیم.

 روزمره و تکراری شدیم و یادمان می‌رود به نام انسان زنده‌ایم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدرضا هاشمی
محمدرضا هاشمی
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
چه توصیف زیبایی داشتید از ماهیت و هستی وجود بشر! دقیقا همینطوره، تکه هایِ پازلِ انسان و چیستی اش، همین نکته های ظریفی بود که اشاره کردید. قلمتان تیز و بران و حقیقت گو!
s_sepid
s_sepid
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام دوست من منمون از توصیف زیباتون
azadeh_tabrizi
azadeh_tabrizi
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
سلام خیلی زیبا و ساده انسان بودنمان را به ما یاداوری کردید قلمتان پایا ...
s_sepid
s_sepid
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام دوست من از شما سپاسگزارم
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
:) خیلی زیبا بود... به نظر من اگه به جای عبارت یادمان نمانده است از فراموش کرده ایم استفاده ی کردیم بهتر بود. اصلا ماهیت انسان این فراموش کردنه... :(
s_sepid
s_sepid
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام دوست من سپاس از راهنمایی ارزشمندتان
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
متن خیلی خوبی بود...متن های کوتاه یه مزیتی که دارن نسبت به بقیه متن ها اینه که آدم چند بار میتونه بخونشون و خوب غرقشون بشه...واقعا که روز مرگی آفت انسانیته...خسته نباشد :)...ممنون!
s_sepid
s_sepid
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام دوست من منم همیشه متنهای کوتاه را بیشتر میخونم. ممنون از شما
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم.......غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.ممنون
s_sepid
s_sepid
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام دوست من از همفکری شما سپاسگزارم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
بی اشکال! استاندارد و دلنشین! مرسی. منتظر یادداشتِ قشنگِ بعدی شما هستم.
s_sepid
s_sepid
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام دوست من ممنون که تشویقم میکنید.
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
مرسي عاليه
s_sepid
s_sepid
٩٣/١٢/٠٤
٠
٠
سلام و سپاس
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام خیلی قشنگ بود.قلمتان ماندگار.
s_sepid
s_sepid
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام و سپاس
s_sepid
s_sepid
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام و سپاس
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
اوهـــــــــــوم...خیلی چیزا رو باید همیشه یادمون باشه.... شیک نوشتین...قلمتون مستدآم(^_^)
azadeh_tabrizi
azadeh_tabrizi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
عالی و قلمتان پایا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات