سیب طمع یا طمع سیب؟!

سیب طمع یا طمع سیب؟!

نویسنده : h_rashidi

آدم فقط یک سیب خورد و آن شد وضع مملکتش. اما او یک تفاوت با ما، یعنی من و توی امروز داشت؛ قبل از او کسی سیبی گاز نزده بود.

اما ما، یعنی همان من و تو، یعنی همان آدم با ورژن قرن 21 ، هزار بار بعد از آن هم دیدیم و شنیدیم و باز انگار ندیدیم و نشنیدیم .

رفتیم و جعبه جعبه خریدیم سیب طمع را . الحق که خون آدمیت در رگ ماست!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
نگاه جالبی داشتید.. سیب طمع..!
h_rashidi
h_rashidi
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
ممنون از شما آقای شمشیری
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
سلام: جالب و پرمحتوا بود. متشکرم. مسرور باشید.
h_rashidi
h_rashidi
٩٣/١٢/١١
٠
٠
تشکر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١١
٠
٠
سلام: خواهش میکنم.زنده باشید.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
گرچه با اين شعر موافق نيستم اما: پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت* نا خلف باشم اگر من به جويي نفروشم!
h_rashidi
h_rashidi
٩٣/١٢/١١
٠
٠
:)
Cold
Cold
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
"تو با مغزت چه میکنی که تا قیامت همینه"...خوب بود :)
h_rashidi
h_rashidi
٩٣/١٢/١١
٠
٠
ممنون
e_radmehri
e_radmehri
٩٣/١٢/١١
٠
٠
عنوان جالبی داشت و متن رسایی بود...قشنگ بود
h_rashidi
h_rashidi
٩٣/١٢/١١
٠
٠
خیلی ممنونم
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/١١
٠
٠
قشنگ بود...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات