نسیمی ملایم، موتوری در حال حرکت در میان باد و...

من و تو...

چشم‌هایم را می‌بیندم، دست‌هایم را در میان دست‌های باد می‌گذارم  و این گونه هر روز همراه با پدرم در مسیری که آخرش به خانه‌مان ختم می‌شود، پرواز می‌کنم!

می‌گویی: بدون بال که نمی‌شود پرواز کرد

می‌گویم: پرواز کردن که حتما بال نمی‌خواهد، فقط کافیست در کنار عزیزانت در آغوش باد بایستید و چشم‌هایتان را ببیندید و دست‌های‌تان را در میان دست‌های باد بگذارید و این گونه می‌توانید تا هر کجا که بخواهید پرواز کنید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٦
١
٠
خیلی زلال بود و ساده... که به دل نشست چون از تهِ دل برخاسته بود. ممنونم از اینکه من رو هم در لذتِ این پروازِ بی تکلف سهیم کردید. موفق باشید.
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
خیلی خیلی ممنون :) ..خیلی خوشحال شدم که حس خوبی بهتون داد..خیلی
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١١/٢٦
١
٠
عالی بود! البته نوشته رو میگم؛ نقاشی که...! :) *** پیشرفت خیلی خوبی توی نوشتن داشتید. تبریک میگم.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٦
١
٠
اتفاقا این نقاشی به زلالی متن کمک کرده...! موافقید؟ چقدر ساده است... .
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
نقاشی که آره..فقط خواستم حسم رو بکشم..میدونم جالب نیس زیاد..راجع به متن هم ممنون..ولی جالبی ماجرا اینجاست که اونایی که قبلااز من خوندید جدیدتر بودن و این از اونا قدیمی تره و مال پارسال..پس باید بگید پسرفت کردم :))
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١١/٢٦
١
٠
آقای شمشیری : درسته. واقعا نقاشی ساده و بی ریاییه و مفهوم رو هم خیلی خوب می رسونه. ولی یه اشکالاتی هم داره. مثلا پای آدما، کشیده نشده! *** خانم فاطمه : پس باید بگم پسرفت خوبی داشتید! :) . البته نکته ای هم که هست من خودم زیاد از طنز خوشم نمیاد. به این خاطر بود که از دوتای دومی بیشتر خوشم اومد.
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٦
١
٠
راجع به نقاشی ..ذهنی نمیتونم خوب بکشم..برای همین سر هم بندیش کردم و برای همینه که پا ندارن :)) ..ولی خب خودم دوسش دارم :) ..بله متوجه شدم..خودمم اینجور نوشته ها رو بیشتر دوست دارم ولی خب نوشتن اینا برام سخت تر از طنزه متاسفانه چون کلمات دلخواهمو پیدا نمیکنم تو ذهنم..علی ای حال دارم سعی میکنم بهتر شم..پس آرزوی موفقیت کنید برام :)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٦
١
٠
الان توی نقاشی اون دونفری ک نشستن تو فضا پیاما مامان بابان؟
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٦
١
٠
ولی دستاشون توی دست هم نیستاااا.
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
نه عزیزم..خودمم و بابام..روی موتور هم هستیم نه فضا پیما..ببخش که انقد بد کشیدم :)) ..راجع به قسمت دوم هم خب درسته چون نگفتم باید دست همو بگیریم که...نگا " دست‌هایم را در میان دست‌های باد می‌گذارم " گفتم دست باد روگرفتم :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٦
١
٠
سلام:خیلی قشنگ بود. ممنون
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سلام..ممنون :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٦
١
٠
سلام: سلامت وشادکام باشید.
admin
admin
٩٣/١١/٢٧
١
٠
چه ناشی زیبایی؛ عالی بود؛ پر از حس های خوب :)
admin
admin
٩٣/١١/٢٧
١
٠
راستی میگم شما نام کاربری تون fateme_a بود. این «فو فا نو» معنی اش چی میشه؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
بابت کامنت بالا بسی ممنان..خوشحالم حس خوبی بهتون داده :) ..راجع به این کامنت هم باید بگم فوفانو یه اسم من درآوردیه :) .." فو" و "نو" اول اسم دو تا کاراکتر انیمه ای هستن که شبیه خودم بودند برای همین ازشون استفاده کردم.. "فا" هم که اول اسم خودم یعنی فاطمه اس:) ..اگه این اسم ثبت شده باشه جایی و معنای خاصی داشته باشه خبر ندارم دیگه :)
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات