من این روز ها قانع‌ترین زن دنیام  

یک متر زمین و کمی مرگ کافی ست مرا  

برایم شمع روشن نکنید  

من هرگز از تاریکی‌ها نهراسیدم   

فقط مرا ترک کنید و بروید  

بگذارید مطمئن باشم  

دیگر نه توان آزردن کسی را دارم  

و نه آزرده می‌سازم خویش را   

بگذارید دیگر نچشم  

حس تلخ تنفر از خودم را  

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
سلام ... خوشحال بودم كه دارم اين شعر را ميفههم
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
وات د فاز؟؟
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
کاش خودمان را دوست داشته باشیم، کمی...
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١٢/١٦
١
٠
یه جمله از شخصی ناشناس :« از یه جایی به بعد، دیگه برات مهم نیست که همه چیز "خوب" تموم بشه؛ فقط مهمه که "تموم" بشه!»
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
چه جمله تکون دهنده ای...
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
آره خودمم خیلی ازش خوشم اومد. البته یه کلمه ش رو جا انداختم! پیر شدیم دیگه؛ حافظه یاری نمی کنه! (:-)) اصلش اینطوریه :« از یه جایی به بعد، دیگه برات مهم نیست که همه چی "خوب" تموم بشه؛ فقط مهمه که همه چی "زود" تموم بشه!»
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
با هر نوع تنفری میتونیم کنار بیایم اما تنفر از خودمون نه!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
چه تلخ بودند این کلمات... :(
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
یه زن یا دختر باید به چه عمقی از حسای بد رسیده باشه که همچین چیزی بنویسه؟؟؟؟
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
نه...من قانع نیستم به این زندگی...... با اینکه دلم را می آزارند،باز هم لبخند میزنم و دلشون رو بدست میارم... زمین گرده،یه روزی اوضاع بر میگردد....ممنون، زیبا بود ولی خیلی تلخ(:
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
سلام: میشد مثبت تر نوشت.متشکرم. دلتون لبریز از شادمانی باد.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
تبلیغات
تبلیغات