چه بلایی سر من مياری!
مردی که کارهای زنش را تلافی کرد

چه بلایی سر من مياری!

نویسنده : mahshid2

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره در آن بریز...

وای خدای من، خیلی درست کردی... حالا برش گردون... زود باش.

دارن می‌سوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرف‌های من گوش نمی‌کنی... هیچ وقت! برشون گردون! زود باش! یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک.....

 

زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یک تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلایی سر من مياری!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
یکی از یک جای ایران بزرگ .یک دختر استقلالی
یکی از یک جای ایران بزرگ .یک دختر استقلالی
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
بانمک و با حال بود. مرسی از مطلبت
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
ممنون دوست عزیز
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
ایول........چه جالب........
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
مرسی شکوفه جون
bye
bye
٩١/١٢/٠٣
١
٠
واقعا جالب بود ! مرسی عزیز
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
ما بیشتر!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
خیلی جالب بود.واقعا هم وقتی فکر می کنم میبینم همینجوریه!مرسی مهی جون:)))
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
قربونت عزیزم
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
قربونت عزیزم
sahar
sahar
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
خخخخخخخخخخخخ
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
آره واقعا همین طوریِ! منم وقتی رانندگی می کنم از بس مادرم میگه یواش برو و همش به اینو اون گیر میده احساس خیلی بدی بهم دست میده!
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
بعله دیگه...مرسی نظر دادی
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
آخی!سعی می کنم اونجوری نباشم هرچند سخته!
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
سخت که چه عرض کنم خعلی سخته
M.A.E.Y
M.A.E.Y
٩١/١٢/٠٤
٠
٠
خچخچخچخچ!جالب بود مرسی مهی جووووووووون
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
مرسی معییییییییییییی عزیزم
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
واقعا جالب بود
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
ممنون به خاطر نظرتون
آقا گرگه
آقا گرگه
٩١/١٢/٠٥
٠
٠
خدا از دهنت بشنوه !!!!
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/١٦
٠
٠
ممنون!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
ممنون.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٩
٠
٠
سلام ... خدا رو شكر همسرم اين كار رو نميكند
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات