آرمان‌شهر من هیچ جامعه شناسی ندارد!

آرمان‌شهر من هیچ جامعه شناسی ندارد!

نویسنده : Bluish

مشکل از جایی شروع شد که همه‌مان احساس کردیم جامعه‌شناسیم و می‌توانیم جامعه را تحلیل کنیم.

مشکل از همان‌جایی شروع شد که آن‌هایی که جامعه‌شناسی هم خوانده ‌‎بودند، احساس‌کردند حالا دیگر واقعاً جامعه‌شناسند و می‌توانند ماسک جامعه‌شناس را به چهره بزنند؛ و الگوی جامعه‌شناسی‌شان قرار دادند که جامعه‌ای که دارند در آن زندگی می‌کنند را به بدترین شکل ممکن سیاه و تیره و تار بدانند و افراد جامعه‌شان را سیاه‌تر و تیره‌تر و تارتر. بعد نشستند یک خط واضح و فرضی بینِ شبیهِ خودشان و افرادِ دیگر‌ جامعه‌ کشیدند.

مشکل دقیقا از همان‌جایی شروع شد که اکثریتِ مردمِ آن جامعه هم همین احساس را داشتند -احساسِ یک جامعه‌شناسِ خاص و در جامعه‌ی تار بودن، را داشتند- .

مشکل از همان‌جایی شروع شد که فکر کردیم جامعه‌مان با جامعه‌های دیگر فرق دارد. فکر کردیم مرغ همسایه که نه، ولی مرغ اهالی سرزمین‌های دور، واقعا غاز است! آن هم غازی که مثل یک افسانه‌ دست نیافتنی‌‍ است.

مشکل از همان‌جایی شروع شد که...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/١١/٢٧
١
٠
مشکل ما از همه جایی شروع شد که ما هم فکر کردیم میدانیم اما..
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٧
١
٠
اما باید قبول کنیم که: چیزهایی هست که نمیدانیم! ممنون از نظرت مهناز جان
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٧
١
٠
همون جریان کسی که میخواد جامعه رو درست کنه در حالی که خودش هنوز درست که هیچ،اصلا نیست
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٧
١
٠
بله، دقیقن. ما باید از خودمون شروع کنیم. ولی خودمونو اصلن در نظر نمیگیریم و شروع میکنیم به نقد رفتار دیگران. مثلن اینکه چه سبک موسیقی‌ای رو دوست دارن و چرا یه خواننده رو دوست دارن و میایم جلسه برگزار میکنیم که(ببخشید اینو میگم! ولی واقعن این حرف گفته شده!) بعضی از مردم شاید هیچی ندونن و اسم خودموشون رو میذارن استادِ جامعه‌شناسی! به جای جامعه شناسی، کاش بتونیم یه روزی سرمونو بگیریم بالا و بگیم استادِ خودشناسی هستیم.
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
عالی بود..حرف دل بود حسابی..نمیشه گفت مردم ما مشکل ندارند..این غیر قابل انکاره که بگیم همه نه تنها تو اینجا بلکه در هر کشوری در سلامتی کامل روانی هستن( از اونجا که همه ی چیزهای خوب باید جمع شن تا فرد سلامت روان داشته باشه دیگه به جیزهای دیگه اشاره نکردم و کلی گفتم)..البته میگم سلامتی روانی نکه بگم دیوونن نه..گرچه من برای دیوونه ها احترام قائلم و اگرم بگم به منظور فحش نیس :) منظورم این بود که همه از لحاظ روحی روانی تو هر جامعه و کشوری مشکل دارن..چون همه جا یه چیز یا چند تا چیز کمه..کلا غیر قبل ممکنه بگیم یکی صد در صد دارای سلامت روانیه.. ولی..ولی..مشکل اینجاست که همه فقط خودشونو میبینن و حتی اگه نیت خیری هم دارن بلد نیستن چجور عنوانش کنن و یه جور خودبرتر بینی اونا رو میگیره و اینجوری میشه که طرف مذکور هم میگه روانشناسا و جامعه شناسا و نویسنده ها و ...همش فقط بلدن حرف مفت بزنن وشعار بدن..اگه..اگه روانشناسا و جامعه شناسا یاد بگیرن خودشونو جای بقیه بذارن..یاد بگیرن با کفش های دیگران هم راه برن و بفهمن حتی اگه طرف مشکلی هم داره به خاطر سبک زندگی که بهش تحمیل شده بوده نه بی ارزش بودنش .( اینا که گفتم همه برای کسانی بود که اول همه خودشون سختی کشیدن و بین مردم و با مردم بودن و مشکلات و علایق اونا رو چشیدن و خلاصه به مرور خودشونو اصلاح کردن..یه متنی از یه کتابی یه جا خوندم که گفته بود قهرمان کسیه که به مردمش شفقت داشته باشه و خودشو برتر اونا نبینه وسعی کنه بهشون کمک کنه حتی اگه ازش پایین تر به نظر میان )...ختم کلام اینکه اگه همچین روانشناسا و جامعه شناسا و نویسنده ها و خلاصه هر شغل مهم دیگه ای که هست اینجوری بشن و خودخواهی اونا رو نگیره صد در صد میتونیم دنیامونو بهتر کنیم..من هنوز امید دارم :)
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
سلام:) خیلی خیلی ممنون بخاطر نظر خوبت. همه چی رو کامل گفتی. فقط میتونم بگم با نظرت موافقم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٧
١
٠
سلام :مشکل از آنجا شروعو شد وادامه دارد که ما خود را عقل کل دانستیم. بسیار عالی بود. خیلی ممنونم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
سلام جناب حسنی. خیلی خیلی خیلی لذت بردم از پاسخِ ناشی از اگاهی شما. سرتون سلامت بزرگوار.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
سلام:شادیهاتون افزون باد
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
سلام خیلی ممنون از نظرتون.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٧
١
٠
قلم توانایی دارید.. اما اجازه بدید با "همه ی محتوای یادداشت" موافق نباشم. 5 خط اول رو کاملا موافقم. اما پاراگرافِ آخر جای بحث داره. مخالفِ قاطع ش نیستم اما باید همه جانبه بررسی بشه. دنیای آزاد اطلاعات و "دهکده ی جهانی شدن"، باعث شده براحتی بتونیم به حقایق و واقعیت ها دسترسی داشته باشیم. آگاه تر زندگی کنیم و برای رشد دست از تلاش بر نداریم. نگرش شما بعنوان نویسنده بسیار "زیبا و دغدغه مند" هستش، اما مثل تیغی دو لب عمل میکنه که ممکنه که همونقدر که "هشداردهنده" باشه، "منطق گریز" هم خودش رو نشون بده. یقین داشته باشید جامعه شناسانِ کره شمالی کشورشون رو ایده آل ترین کشور دنیا تصور و القا میکنند... اما من و شمایی که در این کشورِ بزرگ، متمدن، آزاد و آباد زندگی میکنیم(آباد از نظرِ درک و شعورِ اجتماعی عرض میکنم) آیا با اونها موافقیم؟ آیا اشتباه میکنن که "مرغِ ایران" رو غاز می بینن؟ ایران واقعا برتر از نه تنها اونجا برتر از خیلی خیلی جاهای دیگه است.... اما نسبی باید رای صادر بشه؛ و نه مطلق. این یادداشت رو به فال نیک میگیرم که انشالله بقیه دوستان هم در این حوزه های مهم و عمیق دست به قلم ببرند./ ممنونم از نویسنده بزرگوار، از نگاهِ بزرگشون. از بینشِ عمیق شون./ این کامنت فقط نظر شخصی من بود. پوزش میخوام بابت زیاده گویی.
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
سلام ممنون از نظر خوبتون. اول باید بگم که فکر نمیکنم من لیاقت این تعریف هایی که از قلمم کردین رو داشته باشم. شما لطف دارین و ازتون ممنونم. و درمورد موضوعی که فرمودین باید بگم که حرف شما کاملن منطقی و درسته. مشکل از قلم منه که نتونستم منظورمو توی پاراگراف آخر، درست بیان کنم. موضوعی که شما میگین، موضوعِ محیطی و فضای یه جامعس(مثلن علم، تکنولوژی و...) که همونطور که شما گفتین، باید واقع بینانه بهش نگاه کرد و بررسیش کرد و کاستی هاشو شناخت که بشه اون کاستی ها رو برطرف کرد و پیشرفت کرد. اما منظور من به "رفتار"ِ افراد جامعه مونه. منظورم اینه که همه جای دنیا همه جور آدمی وجود داره، با هر نوع سطح فکری و هرنوع رفتاری. ولی متاسفانه یه مسئله ای توی جامعه باب شده که اتفاقن سوژه ی شبکه های اجتماعی و اسمس هامونم شده: "ما ایرانیا آدمایی هستیم که..." یاا "فقط توی ایران آدمایی زندگی میکنن که..." یا هر حرف دیگه ای که خود ما ایرانیا راجع ب خودمون میزنیم و اونوقت انتظار داریم که کشورمون پیشرفت کنه. بنظرمن آسمون همه جا همین رنگه. اگه آدمایی با سطح تفکر پائین توی کشورمون هستن، توی کشورای دیگه هم این آدما وجود دارن. و جالبه که فکر میکنیم این آدمای افسانه ای و باکلاس و این آدمای متمدن، فقط توی کشورای اروپایی و آمریکایی هستن و کشورای همسایه و آسیاییِ مثل خودمون رو پائینتر میدونیم! و اگرم بحث نژادپرستی توی جامعمون مطرح بشه، قطعا راجع ب نگاه سطح پائینمون ب کشورای همسایمونه وگرنه که مردممون عاشق خارجیای اروپائین!
Vania
Vania
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
کدوم.مشکل؟ مشکل از همانجا شروع شد که هنوز هم انگار فقط,دنبال اینیم که مشکل از کجا شروع شد!!البته که خوبه دونستن نقطه شروع به شرطی واسه رفعش هم اقدامی بشه.
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
حرف شما کاملن درسته و واقعا ممنون از نظر خوبتون. من موقع نوشتن این متن هم به این موضوعی که شما گفتین فکرکردم. مثل یه مثال پارادوکس میمونه: من به کسی که منتقده و نقدهای بد و تندی میکنه، میگم آقا جون انتقاد کار بدیه! منتقد بودن هم! درحالی که کار خود من انتقاده! و منکه دارم انتقاد میکنم هم منتقد محسوب میشم! کاملن حق با شماست. ممنون از توجه‌تون
p_golpari
p_golpari
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
مرغ اهالی سرزمین‌های دور، واقعا غاز است! (این قسمتشو عالی گفتید .موافقم... به جیمی هم خوش امدید...موفق باشید )
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
ممنون:)
admin
admin
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
مشکل از جایی شروع شد که ما به جای مدل جامعه شناسی برای جامعه خودمان؛ تمامی مدل های دیگران را برداشتیم و تهش نتوانستیم بهفمیم که چرا مردم مرتضی پاشایی را دوست داشتند!
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
سلام یه مثال تخیلی میزنم: توی جامعه یه عده ای هستن که مثلن رنگ مشکی رو دوست دارن. بحث رنگ که میشه میگن فقط مشکی! یه عده ای هم هستن که رنگ مشکی رو کنار رنگای دیگه دوست دارن. مثلن قرمز بامشکی! یا زرد و مشکی! یا هرچی! یه کسایی هستن هم که کلن تو کارِ رنگ و نقاشین. مشکی رو حتمن بهش احتیاج دارن و ازش استفاده میکنن بدون اینکه دوستش داشته باشن. خب حالا توی این مثال تخیلی، اگه رنگ مشکی از جامعه حذف بشه، اونی که عاشق مشکی بوده که کلن داغون میشه. اونی که مشکی رو کنار رنگای دیگه دوست داشته هم! تازه ممکنه فکرکنه که در حق مشکی تاحالا اجحاف میکرده و رنگ مورد علاقه ی دیگشو میذاره کنار! و به عزاداری مشکی میپردازه! اون جامعه ی نقاشها که اصلن ب رنگ مشکی هیچ حسی نداشتن هم تازه فقدان این رنگو حس میکنن و چه غصه ها که نمیخورن! خب مسلما یه عده ای هم توی اون جامعه وجود دارن که از فقدانِ این رنگِ اسطوره ای!، اصلن ناراحت نمیشن و اصلن هم براشون مهم نیست و توی زندگیشون هیچوقت با رنگ مشکی کار نداشتن و هیچوقت هم کار نخواهند داشت! اصلن توی فاز رنگ نیستن این عده! شایدم کلن طرفدارِ یه رنگ دیگه ای هستن و هیچوقت به رنگ مشکی تمایلی نداشتن! خب این دسته ی آخر دو حالتن!: یا ازون مدل آدمایی هستن که به نظرات و علایق و رفتارهای مردم احترام میذارن، یا احترام نمیذارن! بحث ما سر اونائیه که احترام نمیذارن! اینا کار جالبشون اینه که جلسه و سمینار برگزار میکنن که دسته های دیگه رو مسخره کنن! واقعا کار جالب و مضحکی میکنن! بعد اسم خودشونم میذارن جامعه شناس! چیزی ک توی این مثال واضحه، اینه که رنگ مشکی خودش طرفدارای خیلی خیلی زیادی نداشته اما به هر دلیلی، بعد از نبودنش، طرفداراش زیاد شدن. مخصوصن که این رنگ مشکی توی یه نبرد ناراحت کننده هم ازبین رفته! خب پس این پیامدای بعد از رفتن رنگ مشکی طبیعی بنظر میرسه، اینطور نیست؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
مثال خوبی زدی ولی یه چیزی رو یادت رفت..موضوع اینه که همه چی فقط به این دسته ها منتهی نمیشه..اینو ببین http://rainbow-9-colors.blogfa.com/post-99.aspx ..واقعا به نظرت کسی که حالا به هردلیلی عزاداره میره دو روز بعدش واسه فوتبال تو خیابون شادی کنه؟یا اینکه فیلم طرف رو موقع جون دادنش بگیره ؟یا و یا و یا و یا که میتونی ادامه اش رو اینجا. تو لینکایی که گذاشته و نظراتشون بخونی http://pink-monster.blogfa.com/post-1377.aspx ..مسخره کردن و ادای روشنفکرا رو دراوردن صد در صد خوب نیس..من خودم به شخصه زمانی که فکر میکردم عاشقم ..چند سال پیش :دی چقد که آهنگ های مرتضی گوش میدادم و اینا و بعد کم کم که عشقم از سرم افتاد دیگه مرتضی هم گوش ندادم و از سرم افتاد..هنوزم میگم صداش قشنگه و وقتی خبر مرگشو شنیدم ناراحت شدم..ولی ناراحت شدن یه چیزه و مسائل دیگه که اینجاها گفتن یه چیز دیگه..به هرحال امیدوارم دست به دست هم دهیم و میهن خویش به مهر کنیم آباد از این به بعد
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
یه اصلاح کوچولو..مرگ خالی نه..منظورم مرگش با اون مریضی و نحیف شدنش و ایناس..چون مرگ به خودی خود بد نیس به نظرم
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
یه عالمه نوشتم ولی انگار بخاطرِ نتم، از اکانتم خارج شده بود و کد میخاست و همش پرید:(
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
منم برام این اتفاق افتاده..وقتی اینطوری میشه اگه اون فلشه بالای مرورگر که نقش Back رو داره بزنی برمیگردی ص قبل و نوشته هات نمایان میشه :) ..امیدوارم ص رو نبسته باشی تا بتونی این کارو کنی
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
١
٠
لینکا رو خوندم. باخیلیاش موافق بودم به خصوص غول صورتیِ عزیز. اینایی که شما میگی، همیشه وجود داشتن. همیشه و همیشه. تعدادشونم از اول کم نبوده. ما میفهمیم که خیلی از رفتارهای این عده اشتباهه،ولی با سمینارگذاشتن و مسخره کردن و توهین کردن که چیزی درست نمیشه. حداقل کار و شایدم حداکثر! کاری که ما میتونیم انجام بدیم اینه که اون رفتارهای اشتباه رو ما دیگه انجام ندیم. یعنی از خودمون شروع کنیم. اینطوری میتونیم روی بقیه هم تاثیر بذاریم. و مساله بعدی اینه که ما همه مون میدونیم که اون آدمای اون جمعیت، همه شون جزء دسته ای که شما گفتی نیستن و توی اون جمعیت، طرفدارای اون مرحوم و دوستای دور و نزدیکشم بودن پس نباید بیایم به کسایی که اونجا بودن توهینِ کلی کنیم. جدا از مسئله ی ضداخلاقی بودنِ توهین، اگه هدفمون اصلاحِ رفتارهاست، مگه با توهین چیزی اصلاح میشه؟؟؟ بعدشم باد قبول کنیم که همه ی آدما نظراتشون مثل هم نیست. همیشه اختلاف نظر وجود داره. اگه موافق نیستیم ، هم به خودمون احترام بذاریم و هم به اونا. و "سکوت کنیم." و درمورد همون دسته ای که شما گفتی و یه عده ی زیادیشو غول صوتی توضیح داد، چرا به این فکر نمیکنیم که خیلی از همین مخالفهای طرفدارای پاشایی، جزء همون دستن؟ جزء همون دسته ای که فکر میکنن اگه با اکثریت، مخالف باشن، خاص و با کلاس میشن؟؟؟ خب جواب خوب اینه که به ما چه!!! اگه هرکدومِ این دسته ها اشتباهه، منکه اینو فهمیدم، باید خودم اون ار اشتباهو انجام ندم
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
١
٠
در مورد خود مرتضی پاشایی، این سکانسِ واقعی رو ببین: جمعه-ظهر- منو داداشم توی مترو، در راه رفتن به نمایشگاه مطوعات: _"زهرا دوستم اسمس داده پاشایی فوت کرده." +"گوشیتو ببینم؟" اسمس مربوطه: "مرتضی پاشایی مرد" خانومی که روبه روی من وایساده بود: "پاشایی؟ فوت کرد؟ جوونم بود خیلی،حدود سی سالش بود،نه؟ خدا رحمتش کنه." سکانسو نگه میداریم روی جمله ی آخر:: جوونم بود. این خیلی مهم بود... سرطان داشتنشم خیلی مهم بود. این زمانِ فوت شدن و سن مرحوم، به نظر من دلیل اصلی این همه واکنش و ناراحتیِ مردم بود. حتا مامان منم کلی از شنیدن این خبر ناراحت شده بود و اینم باید درنظر بگیریم که این آهنگ تیتراژ ماه عسل خوندنشم توی همین امسال، خیلی خیلی روی این موضوع اثر داشته. و اما درموردی مردمِ دوربین به دست: این موضوعو توی چندین شماره پیشِ مجله دانستنیها خیلی خوب بررسی کرده بودن. فقطم مختص ایران نیس. عکس مراسم انتخاب پاپ یا یه همچین چیزی رو هم در سالهای مختلف گذاشته بودن و این نشون میداد که این یه رفتارِ درست یا غلطِ جهانیه که همنطورم داره زیادتر میشه. ربطی هم به یه مراسم خاص نداره. یه بحثِ نحوه ی پیشرفتِ تکنولوژیه.
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
پاک شده بود متاسفانه:( یه سریاشو دوباره نوشتم.
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
بله بله..منم که بالا گفتم مسخره کردن خوب نیس و همینطور با توهین صحبت کردن و همچنین اینکه کسانی هم بودن که واقعا ناراحت بودن....نمونش دوست خودم..که حتی براش متن هم نوشته بود..من متوجه نشدم با من بودی یا کلی گفتی ولی به هرحال این از این..و اما موضوع دوم..اکه از اونایی که واقعا عزادار نبودن بگذریم آره درسته.. ولی من خودم به شخصه سکوت رو قبول ندارم..سکوت کردیم که وضعمون این شده دیگه..پس شما که انقدر خوب حرف میزنی و اگاهی لطفا سکوت نکن..سعی کن حتی یه نفر هم که شده با زبون نرم و مهربونیت آگاه کنی..میدونی؟اختلاف سلیقه بد نیست..مثلا من همین چندساعت پیش به یه نفر گفتم که سبک نوشتنش با من سازگار نیس زیاد ولی این به معنی بد بودنش نیس و حرف منم حرف خدا نیس و فقط یه نوع سلیقه اس که البته در عوض محتوا و احساسات داخل کارهاشونو دوست دارم..حالا غیر من هر کس دیگه رو میدیدی گفته بود سبک ایشون زیباست و تازه ایشون کلی هم جایزه برده..خب این سلیقه اس ولی یه چیزهایی هست که سلیقه نمیشناسه..نمیدونم شما پیج خواهر خانم توسلی هم دیدین یا نه..اگه آره حتما فحش ها و توهین ها رو دیدید..هم اینوریا به اونوریا توهین کرده بودند هم اونوریا به اینوریا..من فقط کار به این دارم که چرا اونوریا فک میکنن اینوریا فقط ادعای روشنفکری دارن و سنگدل و بی احساسن و اونوریا هم فک میکنن اینوریا عامه و هیچی ندون و بی فرهنگن..البته طرفدارای آقای پاشایی بیشتر فحش داده بودن و اونم چه فحش هایی..حالا حرف سر اینه که چرا فحش آخه؟چرا توهین؟حرف خانم هانیه توسلی رو چند بار خوندم..ایشون درست گفته بود ولی قبول دارم متنش یکم گنگ بود یه جاهاییش و اگه بی دقت میخوندی یکم بد تعبیر میشد..پس این که بد برداشت کردن مردم خیلی هم غیر طبیعی نیس..میگم حالا چی میشد این وسط یکی میومد به جای بیشعور و بی فرهنگ گفتن به اینا بهشون توضیح میداد و حرف خانم توسلی رو تحلیل میکرد و میگفت آره منظورشون اینه..یا خود خانم توسلی اصلا میومد این کارو میکرد که معتبر ترم باشه به جای تاسف خوردن ..شاید حتی اونایی که فحش کاف دار داده بودن هم متوجه اشتباهشون میشدن؟کسی چه میدونه؟حتی اگه توضیح میداد و یه نفر هم عذر میخواست خودش کلی خوب بود..قرار نیست اگه کسی بددهن باشه کلا شیطان رجیم باشه که..
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
در مورد نظر دوم..اره درسته مامان بابای خودمم ناراحت شدن کلی و مامانمم اهنگ پیشوازشو مرتضی پاشایی گذاشته :) ..فقط کاش به قول آلما توکل کاش سعی کنیم فقط یکی وقتی یکی مرد یادش نیوفتیم..نمونش خودم که با دختر عمه ام رابطه ی زیادی نداشتم و بعد که مرد پشیمون شدم که چرا به خاطر خجالت و نداشتن حرف باهاش وقتی از کرج کوبید اومد اینجا بعد عمری نرفتم پیشش و ازم ناراحت شده بود..یا مثلا تو خود زمان حیاط آقای پاشایی من دو یا سه بار به شایعه شنیده بودم ایشون مرده..خب آخه این چه کاری بود که طرفداران عزیز میکردن ؟ :| ..راجع به دومی هم که میشه گفت همون جو خودمونه..مثه زمانی که خودم تازه کامپیوتر و گوشی خریده بودم و همش باهاشون ور میرفتم :)) ..فقط امیدوارم این جو تکنولوژی بخوابه یه روزی به زودی
Zahra-HT
Zahra-HT
٩٣/١١/٢٩
٠
٠
سلام فو فا نو جان کامنتاتو خوندم. به نظرم، تو هم حق داری و نظرت درسته اما مثلن درموردِ پیجِ توسلی، این چیزا خیلی خیلی حاشیه‌ایه بنظرم. من تازه دیشب شنیدم یه همچین اتفاقی افتاده! تو وب غول صورتی دیدم و چیزی که تو گفتی! ولی بنظرم این چیزا اونقدر مهم نیست! واقعا حاشیه ایه و همیشه هم بوده. مثلن من تاحالا به سه تا از پیجای هنرمندا سر زدم و در هر سه مورد دیدم که ملت در حال فحش دادن به طرف بودن!!! یکیش پیج مسی(که خب هنرمند نیست!، اشتباه گفتم!)توی جام جهانی. یکی هم پیج علیخانی توی ماه رمضون و یکی هم پیجِ رامبد جوان! باورت نمیشه که مردم لحظه به لحظه در حال کامنت گذاشتن و طرفداری و دعوا و فحشکاری باهم بودن!!! و در هرسه مورد سریع پیجو بستم که وقتم تلف نشه!!! +راستی! من خودم طرفدار پاشایی نبودم و فقط آهنگ نگران منی‌ش رو دوست داشتم قبل از فوتش و آهنگ یکی هستش رو هم بعد از فوتش فهمیدم پاشایی خونده بوده(یکی از آهنگای محبوبم بود). منظورم از اون حرفا، توهین به کسی نبود. اما از حرکت اون جامعه شناسی که همه میدونیم واقعا ناراحت شدم.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦