عشق هم نتوانست مبتلات کند / شعر

عشق هم نتوانست مبتلات کند / شعر

نویسنده : r_zeyghami

سلام حس عجیبی که عاشقم کردی

کجایی؟ عشق همینجاست، کاش برگردی

قسم به زردی رویم و سرخی عشقم

قسم به هر چه بخواهی، عجیب دلسردی

عزیز لحظه‌ی رفتن، خدا گواه من است

پر از غم و تک و تنها شدم، نگو مردی

نه، عشق هم نتوانست مبتلات کند

فقط ببین به سر عشق من چه آوردی!

بدون تو هر گاه استخاره کردم گفت:

صبور باش... و من عاشقم که برگردی.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
خیلی زیبا بود؛تیتر جذابی هم داشت.
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
ممنونم عزیزم
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
ممنون خیلی زیبا مخصوصا بیت اخر...
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
خوشحالم که خوشت اومد تمم تلاشم تو شعرام اینه که بیت مصرع آخر تلنگر نهایی رو بزنم
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
دیده زیبایی دارین.ممنون
F-jafari
F-jafari
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
قسم به هر چه بخواهی، عجیب دلسردی... عالی بود مرسی.
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
متشکرم که خوندین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
سلام: صبور باش... ومن عاشقم.. خیلی قشنگ بود. دلتون لبریز شادمانی باد.
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
زندگی شما هم سرشار شادی خیلی ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سلام:سلامت باشید.ممنونم
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
بسیار زیبا بود درود فراوان
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
لطف دارین تشکر
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
به دلم نشست...
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
آنچه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند این یه شعر کاملا دل نویس بود
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
زيبا بود
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
زیبا خوندین مرسی از نظرتون
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
زيبا بود دوست عزيز شاد باشيد
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
خیلی خوحالم ازینکه پسندیدین تشکر
PDrAM
PDrAM
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سلام و درود...بسیار زیبا بود..
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
سلام و درود ممنون
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
خیلی خوب بود...نمی دونستم...شما هم شعر می گید...
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٢/١٦
٠
٠
ممنونم که خوندی دوست خوبم من از بچگی مینویسم و گاهی تبدیل ب شعر میشه احساسم
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات