من و قلمم همین الان یهویی!

من و قلمم همین الان یهویی!

نویسنده : zohreh sayenpoor

هوای نوشتن کردم اما بی‌موضوع بی‌هدف، پیش خودم گفتم بنشینم پشت سیستم، روشنش کنم، سری به جیم عزیز بزنم و چند خطی تایپ کنم و دست به موس ببرم، شاید وسط کار موضوع خاصی به ذهنم بیاید که این تب همین الان یهویی به ذهن مبارک‌مان خطور کرد و گفتم بنویسم من و قلمم یهویی....

قدیم‌ها می‌گفتن یهویی‌ها دلنشینند مثلا یهویی دیدن یک نفر که سال‌هاست منتظرش هستی یا حتی هفته‌ها. یا یک طعم خوشمزه که یک روزی یک جایی همراه یک عزیزی مزه‌اش زیر زبانت مانده و الان یهویی در جایی که فکرش را نمی‌کردی دوباره چشیدی. اگر بخواهم مثال بیاورم. صفحه هم پرمی‌شود از مثال‌های یهویی و شیرین ولی یهویی‌ها هم آپدیت و شاید هم آپگریت شده‌اند! وقتی می‌گویند بعضی چیزها قدیمی‌اش دلچسب‌تر است، الحق که حرف‌شان را باید با کیبورد طلایی نوشت. یهویی‌های امروزی = منو عشقم یهویی. من افتادم در جوی آب کنار خیابان همین الان یهویی. من درحالی که وسط خیابان هستم و ماشینی به سمتم می‌آید همین الان یهویی و... صدای آژیره آمبولانس دقایقی بعد یهویی

این وسط‌ها که داشتم می‌نوشتم و همین‌طور به یهویی‌ها فکرمی‌کردم که کدام‌شان شیرین است و کدام‌شان نچسب و کدام‌شان خنده‌دار است و پیش خودم ریز ریز می‌خندیدم؛ سری هم به سایت دانشگاه که متبرک شده بانمره‌های گرامی بنده زدم (مربوط می‌شود به عادت دوست داشتنی من که همیشه چند صفحه با هم باز می‌کنم و سعی می‌کنم نهایت استفاده را از فضای مجازی ببرم) و از آنجایی که من خیلی خوش شانس بوده‌ام و هستم و خواهم بود انشالله. مادر مهربان رسید و صفحه مانیتور بنده را فقط نیم نگاهی، تاکیید می‌کنم نیم نگاهی انداخت و رفت.

...

ساعاتی بعد من جلوی در، در حال غندیل بستن همین الان یهویی.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٢٨
١
٠
یهویی بد نیست...فقط اینقدر یهویی کلمات هم ممکنه دچار غلط تایپی یا املایی بشن! "قندیل" صحیحش هست!!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٨
١
٠
موافقم.. .
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
راستش عادت شده این علط نوشتنام...همیشه وقتی مینویسم ومیفرستم یادم میفته که غلط نوشتم...
faride
faride
٩٣/١١/٢٨
١
٠
از اونجایی که من بیشتر اوقات متنارو از آخر به اول میخونم همین اول کاری متوجه این غلط املایی شدم! قندیل! حالا برم بقیه شو بخونم میام نظرمو میگم!:دی
neyosha
neyosha
٩٣/١١/٢٨
١
٠
نععععععع بده اينطوري.. مخصوصا اگه رمان باشه...
faride
faride
٩٣/١١/٢٨
١
٠
خخ حالا که متنو خوندم دیدم اوج متن همون خط آخرشه که از اول خوندم!:دی ... جالب بود:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١١/٢٨
١
٠
سلام...اینجور نوشتن ها معمولا زمانیه که مغزمون سرریز کرده...وانصافا ی کوچولو آدمو سبک می کنه...سبک شدید وقتی نوشتید...ی کوچولو.،.اون حستون رو که می نوشتید ذو‌کاملا دارم...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١١/٢٩
١
١
خط خطی های یم ذهن درهم و برهم. جالب بود :)
آسمانه
آسمانه
٩٣/١١/٢٩
١
٠
این یک هویی ها از وقتی امدند که دوربین همراه به کمک انسان شتافت و اینستا گرام و امثالهم این چرخه را کامل کرد !:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات