چشم بسته، آی لاو یو!
بالاخره ایرانی عاشق بشویم یا خارجی؟!

چشم بسته، آی لاو یو!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

یکی از مسائلی که همیشه‌ خدا آزارم می‌داده و می‌دهد، جوگیری ما آدم‌هاست. همین که هر چند وقت یک بار گیر می‌دهیم به یک چیز تا دوره‌اش تمام شود و باز فراموشش کنیم. از بحران کم‌آبی در تابستان‌ها گرفته تا گرانی گوشت و مرغ دم عید و بخاری‌های نفتی مدارس در زمستان و... و به همین دلیل هر سال وقتی به اواسط بهمن ماه می‌رسیم، غصه‌ام می‌گیرد که باز بحران «چگونه عاشق شویم؟!» راه خواهد افتاد و باز ملت سر ایرانی یا خارجی جشن گرفتن روز عشق تا دو هفته به جان هم خواهند افتاد. 

حرف من این نیست که چرا یک سری از افراد این وقت‌ها که می‌شود، شور خریدن عروسک و قلب و جعبه‌های قرمز می‌افتد به سرشان (در حالی که اکثرا کل چیزی که از ولنتاین می‌دانند یک داستان یک خطی درباره‌ی کشیشی است که دختر و پسرها را به عقد هم در می‌آورد.) حتی حرفم این هم نیست که چرا یک سری دیگر از افراد هر سال همین موقع میزان نژاد ایرانی خون‌شان اوج می‌گیرد و شروع می‌کنند به تقبیح ولنتاین و کوشش برای ترویج جشن اسفندگان یا همان سپندارمذگان (درحالی که این‌ها هم اکثرا هیچ اطلاعی از امشاسپند سپندارمذ ندارند و حتی دلشان نخواسته بروند تحقیق کنند و ببینند که جشن اسفندگان که باید پنج اسفند برگزار شود به دلیل 31 روزه بودن ماه‌های نیمه اول سال، شش روز به عقب رفته و 29 بهمن برگزار می‌شود. فقط و فقط استدلال‌شان این است که «غرب‌زده نیستیم پس ولنتاین نمی‌خوایم!») . از طرف دیگر اصلا نمی‌خواهم به خود درگیرانی بپردازم که از یک طرف روز ولنتاین دل می‌دهند و قلوه می‌گیرند و کادوهای قرمز (که بعضا از سال‌های قبل روی دست‌شان مانده!) را رد و بدل می‌کنند و بعد می‌روند توی شبکه‌های اجتماعی‌شان عکس دیوان حافظ و شمع و  ماکت تخت جمشید می‌گذارند و می‌نویسند: «من و عشقم، جشن سپندارمذ، یهویی!»

همه‌ی حرفم از نوشتن این متن این است که: اصلا درست که ما جوگیریم، اصلا درست که به بهانه‌ی روز عشق دروغ می‌گوییم و فیلم بازی می‌کنیم و با صد نفر در مورد عقیده ایرانی یا غربی‌مان می‌جنگیم، اصلا درست که حوصله‌اش را نداریم پیشینه‌ی تاریخی هیچ‌کدام از جشن‌هایی که می‌گیریم را بدانیم، ولی مگر عشق ورزیدن روز می‌خواهد؟ مگر دلیل می‌خواهد؟ مگر ایرانی و خارجی دارد؟ یک بار هم که شده بنشینیم و پیش خودمان فکر کنیم که اگر به جای ولنتاین یا سپندارمذگان، یک روزی که هیچ ربطی ندارد (مثلا 16 مرداد!) و به جای خرس قرمز، یک گوسفند آبی(!) به عشق‌مان هدیه بدهیم و به این فکر نکنیم که غرب‌زده‌ایم یا تمدن‌گرا، زندگی قشنگ‌تر نمی‌شود؟!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٦
٦٦
٢٩
احساس میکنم "غلظتِ تقبیحِ ولنتاینِ" این یادداشت، بیشتر باشه از "غلظتِ گرامیداشتِ عشقِ بی بهانه". و این می تونه یک نشونه باشه که من کم کم متقاعد بشم "خانم نیک بنیادِ جدی نویسِ دل نویسِ خودش نویس!" بسیار قوی تر عمل میکنه از "خانم نیک بنیادِ ژورنالیستِ ورژنِ جیمی!". / البته که با حرف و پیامِ این متن کاملا موافقم. عشق بهانه نمیخواد... عشق فقط "دل" میخواد و "جسارت".
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/١٦
٩
٣
چه زیبا گفتید عشق دل میخاهد وجسارت :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/١١/١٦
٩
٤٦
اتفاقا من این یادداشت رو جدا از بقیه یادداشت های خانم نیک بنیاد نمیدونم. ولی نمیفهمم آقای شمشیری عزیز شما چرا میخواین القا کنید که دو ورژن خانم نیک بنیاد داریم. یکی جیمی و اون یکی غیر جیمی که از قضا ورژن غیر جیمی بهتره!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٦
٤٦
٤
نخیر! من اصلا ته دلم از اجبار و القا و این قبیل معانی نبوده و نیست هرگز. من هم مثل همه کاربرها نظرم رو گفتم و اتفاقا این "اولین" کامنتِ من در "حمایتِ مطلق نکردن از ایشون" هستش! یعنی اینقدر آزاردهنده نوشتم؟ و آلرژی زا؟ و حساسیت برانگیز؟ پست ها و مطالب قبلی ایشون و کامنت های من رو بخونید که یک تنه مقابل هجمه های دوستان وبلاگیشون ایستادم. و حتی از طرف یکی از کاربرهایی که متاسفانه ناشناس کامنت گذاشتند متهم شدم به خیلی چیزها! مگر جیم چه جور جایی هستش که من دوسش نداشته باشم؟ مگر خودم همینجا نمی نویسم؟ مگر همینجا کامنت نمیذارم؟ مگر فعال ترین کاربرِ چند ماهِ اخیرش نبودم؟ پس من هم "توی تیمِ جیم" هستم نازنین برادرِ ناشکیب! بماند که الان و اینجا هم ابدا از تکنیک و ساختار حرفی نزدم چرا که اصلا جای حرف نداره و قلمشون بی نقصه. عرض من (بر خلافِ کامنت های زیادِ مخالفِ پستِ قبلی ایشون) فقط و فقط تغییرِ ذائقه ی نویسنده است که در همین یکی مطلب کاملا توی ذوق میزد به زعم شخص من. فقط همین! و نه تحلیلِ تخصصی کردم و نه خارج از "رسم همکاری و پهلوانی" حرفی زدم.../ معنای القا و اجبار رو هم هضم نکردم. چون اینکاره نیستم.
یکی !
یکی !
٩٣/١١/١٦
٣
٢
اره . نیلوفر جون توی وبلاگش هم مطالبی راجع به ولنتاین با همین موضع گیری داشتن . :) خودشون حتما یادشونه . همونی که روز ولنتاینه و همه ازشون می پرسن که چی خریده طرف براشون و ایشون مدام باید جواب بدن که طرفی در کار نیست . بله . پس این موضع گیری نظر واقعی ایشونه . چه جیمی و چه غیر جیمی . :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٦
٣١
٦
و برای تشخیصِ "کدوم بهتره" هنوز وقت خیلی هست. عرضم به قوی تر یا ساده تر نوشتنِ یک قلمه بخاطرِ "حریم خصوصی" یا "محیط عمومی". یعنی شما انکار میکنید که یادداشتهایی بسیار دلی و جذاب و بی نقص دارید که قادر به انتشارش نیستید؟ همه نویسنده ها دارند! همه در حریم های شخصی شون "دلی" می نویسن و خیلی "ملاحظات" رو رعایت نمیکنن چون مخاطبان محدود دارند. یا اصلا فقط یک مخاطب دارند مثلا. منظورم اون شکل تفاوت ورژن هاست مومن! امیدوارم درست ادای منظور کرده باشم.
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٧
١٩
٢
آقای شمشیری و خانم نیک بنیاد از اساتید بنده هستند و بنده هم صرفا به عنوان کسی که قلم می زنه نظرم رو می خواهم عرض کنم. من فکر می کنم اساسا این مقایسه غلط هست. چرا که فرم دو قالب، مخاطب دو قالب و کانال انتقال پیام این دو با هم متفاوت هست. بماند که اصلا حسم این نیست که این نوشته با چیزهایی که ایشون توی وبلاگشون می نویسند زاویه جدی داره. چون همین دست مطالب از ایشون چه در وبلاگشون و چه در نشریات دیگه هم منتشر شده/// اگر هم جسارت نباشه من نوشته های خانم نیک بنیاد رو توی جیم بیشتر دوست دارم، چون روی همه اجزاش بیشتر فکر شده، روی تیترش، روی گردش مطلب و روی پایان بندی// نکته دیگه اینکه همه نویسنده ها روزهای اوج و روزهای فرود دارند و این نوشته یکی از اوج های ایشون هست. // ببخشید که مزاحم شدم.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
١١
٥
سلام. و ممنون از همه عزیزانی که توی این کامنت نظرشونو گفتن. راستش خودم با اینکه تا الان نظرات موافق و مخالف توی همه مطالبم داشتم و همیشه از هر دو طرف سعی کردم استفاده کنم برای بهبود مطالبم، ولی قبول ندارم که این متن جنبه تقبیح ولنتاینش بیشتر بوده. چون کاملا حس خودم رو با مثال از هر سه گروه نوشتم و نخواستم هیچ گروهی رو ارجح بدونم. اگر هم ولنتاین بیشتر به چشم میاد فکر می کنم به خاطر نزدیک بودنش باشه و فراگیرتر بودنش و اینکه کلا نظرات مثبت و منفی پیرامون ولنتاین زیاد هست و بحث زیاد میشه. نکته دومی که میخواستم بگم اینه که لطفا فکر کنید من وبلاگ نویس نیستم!!! :) چون خودم به شخصه هیچ دلیلی بر مقایسه وبلاگم با جیم یا سایر نشریاتی که براشون مینویسم نمی بینم. مثل اینه که زرشک پلو را با سوپ جو مقایسه کنید . درسته که هر دو غذا هستن ولی کاملا متفاوتن و مقایسه شون زیاد درست نیست به نظرم :) اتفاقا خودم هم مطالب جیم و مطالبی که توی نشریات مینویسم رو از این جهت که به موضوع و تیتر و شروع و پایانش بیشتر فکر می کنم بیشتر می پسندم ولی خب وبلاگم چون مثل خونه ام می مونه و شخصیه رو یه جور دیگه دوست دارم. اصلا دو تا چیز کاملا متفاوتن به نظرم و بهتر و بدتر نمیشه براشون در نظر گرفت. مطالب وبلاگ هر کس باید با مطالب وبلاگش مقایسه بشن و متن های نشریه ایش هم با همون نشریه ای ها :) این نظر شخصی خودم بود البته. و باز هم ممنونم از همه دوستان :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٧
٠
٠
ممنونم خانم نیک بنیاد.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٧
٠
٠
ممنونم جناب نادری.
برنامه نویس
برنامه نویس
٩٣/١١/١٨
٦
٧
سلام به یاران جیمی عزیز ، بنده از شما عزیزان که در خیر خواص جامعه ما قرار دارید انتظار نداشتم که برای تحمیل نظرات شخصی خود سعی در تقلب نمایید، لایک ها و دیسلایک، کامنت های این مطلب توسط دوستی هک شده است و دروغین می باشد ای پی شخص مورد نظر نیز موجود است و می تونم در اختیار عزیزان قرار دهم، ولی زیبا به نظر نمی رسید پیشگیری از همچین رخدادی کاری مشکل نیود ولی به خاطر با سنگینی که بر روی سرور سایت داشت و موجب کند شدن سایت می شد، از طرف مدیران سایت مورد قبول قرار نگرفت امیدوارم بعد از این رخداد نظر مدیران در این خصوص تغییر یابد. ابوالفضل علیزاده - برنامه نویس سایت
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/١٨
٢
١
پس این هک که بچه ها یکی دوبار توی جیم ازش اسم بردن، حقیقت داره!!! من نمیدونستم!! ولی جالب بود! اطلاع رسانیتون واقعا قابل قدردانیه و از احساس مسوولیت جناب علیزاده هم باید تشکر کرد اما یه سوال واسم پیش اومد: در اولین انجمنی که من گذاشتم خوب یادم هست که یکی از کاربران عزیز در پاسخ به جناب روشناوند، نوشتن که صدتا دیس لایک (منفی ) دادن به ایشون که واقعا هم صدتامنفی در همون موقع خورده بود کامنت آقای روشناوند اما من فکر کردم شوخیه!! ولی حالا که شمام تایید می کنین، میبینم جدی بوده (!) پس میشه بپرسم اون روز مسوول برنامه نویسی سایت مرخصی بودن آیا؟؟؟!!! ببخشید که من مدام به تناقضات آشکار (و البته بدون پاسخ روشن) خوردم توی این پست!! /// اینم آدرس انجمن:http://www.jeem.ir/forum.php?id=3600 با عنوان "معنابخش زندگیت چیه؟"
jalal
jalal
٩٣/١١/١٦
١٥
٣
در مطلب شما پارادوکس به وضوح یافت می شود.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٦
٣٢
٢١
تو همین مایه ها منظورم بود! پارادوکسِ دلِ نویسنده (که من کاملا با قلم، نگاه و توانایی هاشون آشنا هستم از طریق وبلاگشون) با " آنچه که باید بنویسند تا قابلیت انتشار داشته باشه". / این رو من ی میگم که "رسما" کارهای سفارشی هم حتی انجام میدم و تقریبا 70 درصد خروجیِ قلمم با دستمزد همراه هست. یعنی اینکه سرزنش نمیکنم کسی رو. یا نمیخوام بگم شیوه صحیحی نیست. اما... اما ... "کیفیت" و "انتقالِ رندانه ی معنا" که دستِ خودمونه دیگه! نیس؟
fateme_a
fateme_a
٩٣/١١/١٦
٢
٠
میشه بفرمایید شما دو بزرگوار دقیقا به کجای متن اشاره کردید؟چون من هر چی گشتم پارادوکسی ندیدم..چیزی که من از این متن فهمیدم اینه که خانم نیک بنیاد خواسته نژاد پرستی بی منطق و تقلید چشم بسته و چیزهای هم شکل دادن ( که میتونه اشاره ای به مد های امروزی هم باشه که همه یه شکل شدن و خودشون نیستند! ) رو تقبیح کنه و دنیای بدون مرز رو ستایش..که حالا چون ولنتاین نزدیک بوده و همه تو حال و هواشن از این موضوع استفاده کرده برای بیان حرفش استفاده کرده.حالا اگه غیر اینه خود خانم نویسنده یا شما من رو توجیه کنید تا بفهمم اشتباهم از کجاست!
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/١١/١٦
١٠
٣٢
آقای شمشیری میخوان بگن که اینا چیزاییه که خانم نیک بنیاد تحت یک اجباری به نام جیم مینویسن. در حالی که این درست نیست و من هنوز هم نفهمیدم روی چه حساب و چرا و با چه هدفی این حرف رو میزنن؟!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٦
٢٩
١٦
جیم که اجبار نمیکنه! جیم که انتخاب موضوع رو هم بعهده نویسنده میذاره! پس چرا باید فکر کنم اجبار بوده؟ اینکه "خودِ نویسنده خودش رو" ملزم کنه برای انتشار طبقِ ذائقه ی محیط بنویسه منظورم بود. که اون رو هم اشاره کاملا واضح داشتم که خودِ من هم "دقیقا" به سفارش فلان جا و بهمان مکان مینویسم. یعنی اینکه بر فرض محال که ته دل ایشون (و باز هم " نه اجبار از طرف جیم) اینطور باشه، ابدا مشکلی نداره اما ... اما ... در این پست من این "انقلابِ اصلاحاتِ ارضی!!" رو در قلم این دفعه ایشون حس کردم. فقط حس کردم. نه قضاوت کردم. نه پیشداوری کردم و نه خدای ناکرده توهین آمیز نوشتم. همین! و این برآشفتگی جناب فروزان رو درک نمیکنم. و البته القا و اجبار رو هم هنوز درک نمیکنم!(و البته که کلا در طول زندگیم خیلی چیزهای دیگه رو هم درک نکردم!)
jalal
jalal
٩٣/١١/١٧
٨
١
مقصود من از پارادوکس بروز تناقضات ذهنی در مخاطب است.شما تقبیح ناسیونالیسم را کدام بخش این مطلب حس کردید؟احیا سنت ها و باورها به معنای ناسیونالیست یا فاشیست بودن نیست
fateme_a
fateme_a
٩٣/١١/١٧
٢
٠
"یک سری دیگر از افراد هر سال همین موقع میزان نژاد ایرانی خون‌شان اوج می‌گیرد " " غرب‌زده نیستیم پس ولنتاین نمی‌خوایم! " " به این فکر نکنیم که غرب‌زده‌ایم یا تمدن‌گرا "من در پس این کلمات و همینطور کل متن همچین چیزی رو حس کردم که ایشون خواسته این منم منم های الکی رو تقبیح کنه..حالا چه میخواد ایرانی باشه و چه خارجی..و بگه مهم اینه که دلامون یکی باشه نه این چیزا..البته خب مشخصه بحث کسی که میره دنبال تاریخ تا یه چیزی یاد بگیره و غیره جداست..منظور این جنگ و دعواها و درگیری هایی هست که سر این که این بهتره یا اون درمیگیره..میخواسته بگه بیخیال اینکه روزش چیه.بیخیال اینکه ایرانی هستی یا افغان یا انگلیسی یا ژاپنی..مهم اینه هممون آدمیم و زبون محبت تو همه جا یکیه..که میشه ستایش همون دنیای بدون مرز که گفتم
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/١٧
٢٠
١
من به مباحثه میان دو بزرگوار (آقایان شمشیری و فروزان) کاری ندارم اما واقعا نتونستم از ابراز تعجب خودداری کنم در برابر این جبهه گیری آشکار جناب فروزان!!! بهرحال خانم نیک بنیاد هم یکی از کاربران عادی سایت هستن و این نوع، موضع گیری برای من کاربر عجیب بنظرمیاد! کمااینکه خیلی وقتها بوده که بین کاربران اختلافاتی از این دست افتاده و از مدیران و دست اندرکاران سایت، کسی به دفاع برنخاسته!!! مگه کاربرها باهم فرق دارن که واسه یکی دفاعیه صادر بشه (اونم با این غلظت!!) و واسه سایرین به عهده خودشون گذاشته بشه!!!؟؟؟؟
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٤
٢
سلام . باز هم می گم که اگرچه همیشه حتی از انتقاد های دوستان سعی کردم نهایت استفاده رو ببرم ولی پارادوکس رو اصلا و ابدا قبول ندارم. و حتی پارادوکس دل و قلم رو که ابدا نمی تونم درک کنم!!! دل من دقیقا از چه طریقی قابل مشاهده است؟:دی من چه سفارشی چه غیر سفارشی بنویسم سعی می کنم تا نهایت حدی که بتونم مطابق دلم بنویسم. یعنی چیزی بنویسم که بهش اعتقاد دارم. الان هم بعد از اینکه چند هفته است دوستان به «جیمی» نوشتن من به نحوی ایراد گرفتن، لازم میدونم اینو توضیح بدم که جیم با من هم دقیقا مثل بقیه رفتار می کنه تا جایی که می دونم. من هم مثل بقیه نویسنده های سایت موضوع هایی که «دوست دارم بنویسم» رو با مسئولین چک می کنم و یکیش رو می نویسم و میفرستم. و بعدش هم طبیعتا یک سری موافق و مخالف دارم. این که الان بگیم چرا آقای فروزان بعد از این همه حرف هایی که به من زده شد یکدفعه نظرشونو گفتن یه طرف قضیه است، اینکه بگیم چرا توی این مدتی که این همه نظرات گاها اهانت آمز نوشته می شد ایشون حرفی نمی زدن هم یه طرف دیگه قضیه است!:)) یعنی می خوام بگم نه تنها متن های من و سایر کاربران موافق و مخالف داره بلکه نظراتی که نوشته می شه هم همین جریان رو داره. ولی بهتر نیست به جای این حرف ها در مورد متن و نقاط ضعف و قوتش صحبت کنیم؟:) من ممنونم از عزیزانی که پارادوکس رو مطرح کردن. ولی خب نظر شخصیم اینه که به عنوان نویسنده این متن نخواستم پارادوکس رو بیان کنم و اگه همچین حسی در خواننده ایجاد کردم ایراد از نگارش من بوده :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٧
٠
٢
ممنونم خانم نیک بنیاد.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٧
١٢
١٠
ممنونم خانم قاسمی.(ببخشید اگر بیشتر نمی تونم تشکر کنم، ... می بینید که... .)
مريم-الف
مريم-الف
٩٣/١١/١٨
١٥
١
البته جناب شمشيري چندان بيراه هم نگفتن به نظر من! اين موضع گيري حالا به هر علتي جالب نبود!
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/١٦
٧
١
دقیقااااااااا منم سعی دارم همچین کاری بکنم البته امسال جو زده شدم ها.... خخخخخخخخ هرطور محسابه میکنم میبینم اخر جو است که مارا میگیرد و ماهم جو را.... عشقی که روزه ولنتاینه بنظرم عشق جالبی نیست....عشق پشت اون کادوهای قرمز زیاد قشنگ نیست...حس میکنم تصنعیه...یجور از سره خود واکردن...که فلانی من دوست دارم قلب قلب شکلات شکلات و تموممممم.... واون فلانی باید تا ابرازه علاقه بعدی و ولنتاینه بعدی منتظر باشه... من میخام یطوره دیگه برگزارش کنم اصلا یه هفته بعد یه هفته قبل....یه ناهار دونفره یه دسته گل...یه حس عشق واقعی... یه حسی که ازته دل باشه... وپشت اون کادوهای قرمز قایم نشده باشه.... نوشته هاتونو که میخونم خانوم نیک بنیاد دستم میره که منم بنویسم... خیلی خودمونی و ازدلتون حرف میزنید...یه چیزایی رو توی نوشته هاتون میگید که کسی بهش توجهی نمیکنه و وقتی میخونه تازه میگه عهههههههه اره راست میگیا..و این خیلی برام دل نشینه...موفق باشیدلحظه هاتون سبزه سبزههههههههههه سبز!!
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/١٦
٢
١
برگذار-برگزار :دی نمیدونم دقیقا کدومش درسته عذر منو بپذیرید :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٣
١
سلام :) برگزار درسته :) ممنون از نظرتون. خوشحالم که اینو میگید. حتی اگه همین یه تاثیر مثبت رو داشته باشم که بتونم کسی رو به سمت نوشتن هل بدم برام کافیه:) امیدوارم هر روزتون پر از عشق باشه:)
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/١٨
٠
٠
ممنونم :))) لحظه هاتون سبز
v_veise
v_veise
٩٣/١١/١٦
٠
٠
واقعا عالی
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
١
٠
ممنووووون از شما:)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/١١/١٦
٣
٣
بله !! دقیقا !! اصن بخاطر همینه که هیشکی به ما روز ولنتاین کادو نمیده !! طرف ما اونقدر فرهیخته است که برا کادو دادن نیازی به این قرتی بازیا نداره =))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٢
٠
البته اگه اصلا «طرف» وجود خارجی داشته باشه:)))
محمدرضا هاشمی
محمدرضا هاشمی
٩٣/١١/١٦
٤
١
محتوای متن شما بسیار آموزنده و آرزوی خیلی هاست که بدون مقدمه و از روی عشق و دوست داشتن، هدیه بدهند، یا برای عشق ورزیدن، روز و ساعت و دقیقه و ثانیه بر ایشان تعریف نشده باشد، و از این منظر شما را تحسین می کنم که به این موضوع پرداختید. فقط به یک نکته اشاره می کنم و آن هم این که ای کاش اجازه می دادید که مخاطب خودش و تنها خودش و نه به کمک نویسنده محترم، حرف را از دل متن بیرون می کشید. شاد و خرم و سرزنده باشید!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٣
١
سپاس از نظر شما. یعنی نتیجه گیری رو حذف می کردم؟ درسته که اینطوری مخاطب خودش تصمیم میگیره ولی به نظرم متن ناقص می مونه. اینطور نیست؟
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/١١/١٦
٤
٠
حالا یه روز هست که روز عشق باشه چه اشکال داره؟؟؟ چه ایرانی یا غربی!!!!! حداقل یه روزی هست که فقط واسه معشوقمون نیس, میتونیم واسه مامان بابامون ..خواهر یا برادرمون یا حتی دوستمون یا هرکی که دوسش داریم و میخوایم بهش یاداوری کنیم که دوسش داریم بهش هدیه میدیم من نمیدونم تاکی همش ما خودمون رو متهم میکنیم به جو زدگی...دروغ گفتن... یا هر چی...چی از این کار نصیبمون میشه, خب حالا پیشینشونو ندونیم چی میشه؟؟؟اینکه روزایه قشنگ با بهانه های قشنگ تر هس که به یاد هم باشیم چه عیبی داره؟؟؟؟؟ میشیم جو زده!!! واقعا تا وقتی اینطور افکار باشه که یه جامعه رو هدف میگیره... هیچ پیشرفت فرهنگی بوجود نمیاد.. به نظرم همه ما باید به این جمله وفادار باشیم که هر تغییری هس اول از خودمون شروع کنیم اگه هر روزی هس که پیشینه ای داره اونو به بقیه هم بگیم و بقیه رو جو زده ندوینم.. کی قراره به خودمون و بقیه به ملیتمون ایرانی بودنمون احترام بزاریم.... به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریم
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/١٦
١
٠
اینم حرف درستیه.
تارا
تارا
٩٣/١١/١٧
١
١
مثل این که اشتباه برداشت کردید. خانم نیک بنیاد نظرشون این نبود که هر کی ولنتاین رو جشن می گیره جو زده ست یا هر کی طرفدار سپندارمزگانه. جشن گرفتن یه چیزه و تقلید کورکورانه و سینه سپر کردن و جبهه گرفتن در مورد چیزی که حتی پیشینه شو نمی دونیم یه چیز دیگه. بله من هم معتقدم وقتی از یه چیزی بی هدف تقلید می کنی و تمام قد طرفداری می کنی و رگ گردنت برجسته می شه، ولی هیچ اطلاعاتی در موردش نداری، به یه بلایی گرفتار شدی که چیزی فراتر از جوزدگیه.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
١
١
سپاس از نظرتون. ولی به نظرم این هم نظر شماست نه نظر اکثریت جامعه. یعنی اونایی که ولنتاین رو جشن می گیرن یا سپندارمذ رو، همه شون فقط به جنبه عشق ورزیدنش فکر می کنن؟ یعنی همه اینو در نظر میگیرن که میتونن به پدر و مادر و برادرشونم هدیه بدن؟ من که اینطور فکر نمیکنم. برای همین نظر شخصیم اینه که بهتره کلا به عشق ورزیدن (به هر کسی که برامون عزیزه) فکر کنیم تا به یه روز خاص و یه بهونه خاص:)
خوشی
خوشی
٩٣/١١/١٦
٤
٠
ما یک بار طرفمان بهمان گفت نظرت در مورد ولنتاین چیه دوس داری؟؟ من آنچنان نگاه عاقل اندر سفیه و چیپی بهش کردم که یعنی خودتو جمع کن خرس گنده ی مو پشمکی رفت تو افق محو شد و البته خوشحال محو شد حداقل از زیر خریدن قلب اکلیلی در رفت :دی والا خو هر دختر و پسری که عاشق همن بلاخره یه سالگرد آشنایی دارن همونو جشن بگیرن به قلب بدن و قولوه بگیرن والا عاشقی یه مطلب خصوصیه نه یه روز ملی و همگانی!!!!
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/١٦
٠
٠
کاملا موافقم....ممنون
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٢
٠
منم موافقم. راست میگین. من که کلا از تاریخ های کلیشه ای بدم میاد. حتی از تاریخ تولد. هر روزی که اتفاق خوشحال کننده ای توی زندگی آدم بیفته و یه خوبی به خوبیای وجودش اضافه شه می تونه روز تولدش باشه :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/١٦
٢٩
١٥
مثل اینه که بگیم چرا یه روز هست به اسم نوروز یا یه روز هست به اسم روز مادر یا پدر یا یه روز هست به اسم درختکاری!! به نظرم دنبال کردن این مفاهیم و توضیح واضحات پی آیندش نه تنها موضوع جدیدی نیست بلکه از همون ابتدا مشخص هست که نهایتش نویسنده میخواد به چی برسه و برسونه ما رو ... این که کاملا مشخصه که اگه عشق، عشق واقعی و درست نباشه هر روز هم که روز عشق باشه بازم فرقی به حال آدما نخواهد کرد و اگه برعکس، عشق، راه خودشو به درستی پیموده باشه، تمام روزهای سال رو هم میشه به نامش جشن گرفت و نه تنها یک روز یا یک مناسبت و عنوان!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
١٨
٢٢
بله درسته. اگه هر روزی درخت بکاریم، هر روز به پدر یا مادرمون احترام بذاریم، هر روز عشقمونو جشن بگیریم، زندگی خیلی بهتر و قشنگ تر میشه. دقیقا حرف همینه. و کسی نمی خواد اینو بگه که اون یک روز نمادین حذف بشه. اون روز هست، باشه! ولی 364 روز دیگه هم هست برای عاشقی کردن. اگه قرار باشه هر چیزی چون بدیهیه دربارش متن نوشته نشه، کلا هیچ نوشته ای نباید تولید بشه به نظر من :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٦
٠
٠
سلام: عشق و محبت بهانه نمیخواد.درود برشما. خرسند باشید.متشکرم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٠
٠
سپاس از شما :) شما هم همینطور :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٧
٠
٠
سلام زنده باشید
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٧
٠
٠
برعکس همه من از ولنتاین خاطره بد دارم...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
١
٠
باز شما یه خاطره ای دارین، مورد داشتیم کسایی بودن که اصلا خاطره نداشتن. والا:))
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٧
٢
٠
عشق و ابراز عشق <دلیل> نمیخواد <دل> میخواد . که ما نه <دل> داریم، نه <دلیل> ... اما مهم اینه که شما خیلی خوب نوشتید. موفق و پایدار باشید
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٠
٠
چه قشنگ گفتین:) ممنون
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٧
٢
١
میگم به سبک تحلیل گران فراماسونی شما الان یک عدد نماد در متن تان بود! چرا؟ چون خرس قرمز این نماد ولنتاین رو با گوسفند آبی جایگزین کردید. رنگ آبی هم که خوب معلوم است ماجرایش چیست.// جدای از تحلیلم هدیه دادن ماهی طلایی هم خوبه؛ روش فکر کنید :))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٣
٠
آقای نادری:)))) به شیوه توجیه گران شما رو ارجاع میدم به این سخن دکتر شریعتی که یه جایی گفته بودن اگر بخوام برای دعا رنگی انتخاب کنم، بی شک رنگ آبی رو رنگ دعا می دونم... منم گفتم آبی که کلا عشاق برای هم دعا کنن:دی
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٧
٩
٠
یک حدیث هم بذارم واستون لذت ببرید: «من عشق و کتم و عفّ، ءان مات مات شهیدا» « کسی که عاشق شود و آن را پنهان کند و عفت بورزد، اگر بمیرد، شهید مرده است»...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١١/١٧
٢
٠
عالی بود ممنون:))میشه بگین حدیثش از کی بوده؟
خورشید
خورشید
٩٣/١١/١٧
٢
٠
از حضرت رسول (ص) نقله. آقای امیرخانی تو کتاب من او خیلی خوشگل از این حدیث استفاده کردن.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٣
٠
ممنون از این حدیث عالی :) ولی خب حضرت علی (ع) هم حدیثی دارن که فرمودن: « اگر میدانستیم بودنمان با هم محدود است، محبتمان به هم نامحدود میشد» من سالهاست این حدیث رو الگوی زندگیم قرار داد توی روابطم با همه آدمهای اطرافم:)
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/١٧
٠
٠
عالي بود
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
١
٠
سپاس:)
jalal
jalal
٩٣/١١/١٧
٢
١
نخست:عشق بهانه نمی خواهد و نظیر این دلایل کاملا صحیح.اما چه ایرادی دارد روزی به نام عشق وجود داشته باشد؟به نظر من یک روز نمادین است و می تواندحس زیبای درونی را به انسانها هدیه بدهد.شاید روزی باشد برای یادآوری عشق به انسانهای از یاد برده.عشقی که دچار نسیان شده. دوم:من نه حمایت از روزهایی نظیر ولنتاین را نشانه بیگانه پرستی می دانم و نه مخالفت با آنها را نشانه نژاد پرستی
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
١
٠
سلام:) نظر شما کاملا محترم و ناشی از نسبی بودن عقاید و تعاریفه. همون طور که روز عشق یه روز نمادینه ، طرفداری کورکورانه از جشن های داخلی یا خارجی می تونه نمادی از نژاد پرستی یا بیگانه پرستی باشه به نظرم. با اون قسمت نظرتون که گفتین روزی برای یادآوری عشق به عشق های دچار نسیان شده، واقعا و از ته دل موافقم. به این بعد قضیه فکر نکرده بودم .ممنون:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١١/١٧
١
٠
من هیچوقت ولنتاین یادم نمونده!هیچوقت کادو به کسی ندادم وهیچوقت هم به این بهانه هدیه ای از کسی نگرفتم چه قرمز چه ابی یا هرچیزه دیگه!من هروقت احساس کردم برای یاد اوری یک سری چیزا یا پایدار کردن یک سری عهدا هدیه دادم یاهدیه گرفتم برای همین نظری نسبت به ولنتاین یا سپندارمذگان ندارم!ممنون مطلبتون زیبا بود!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٣
٠
سلام. شما بهترین کار رو می کنین به نظرم :) ممنون که نظرتونو گفتین:)
khatere
khatere
٩٣/١١/١٧
٣
٠
سلام به نیکولای جان من امسال اولین سالیه که منتظر ولنتیانم و برام جالبه که هر چه زودتر بیاد تا ببینم کسی که باید بهم کادو بده ( البته باید از نظر خودم خخخ) چی میخواد کادو بده و اصلن آیا کادویی در کار هست یا نه :D من عاشق این هستم که کسی که دوستش دارم رو به هر شکلی سوپرایز کنم. حالا شده با یه کادوی کوچولو؛ اما قشنگ و شیک و بامزه سوپرایزش کنم.طوری که به هردومون بچسبه و این روزو از خاطرمون نبریم. امیدوارم اونم یه فکری یه کادویی یه سوپرایزی تو کلش واسم اندیشیده باشه :D ممنون از نوشته خوبت :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٣
٠
چقدر توی نظرت ذوق و خوشحالی بود. کلی ذوق کردم منم. امیدوارم همیشه لبت خندون و دلت شاد باشه رفیق:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٧
٠
٠
:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٢
٠
لبخند:)
مهدی
مهدی
٩٣/١١/١٧
٢٧
٢
دقیقا من هم نظر خانم قاسمی را دارم. خانم نیک بنیاد هم مثل بقیه کاربر ها متنی را تحویل منِ مخاطب دادند و منِ مخاطب جیم هم حق ابراز نظرم رو دارم. درسته که به ایشون یک مقدار بیشتر از بقیه ی کاربرها بها داده شده، ولی این دلیل بر این نمی شود که یکی از نویسندگان محترم در مقابل نظری که من هیچگونه غرضی در آن ندیدم، به صورت آشکار پا در عرصه گذاشته و به جای نویسنده دفاع کند. این که می گویم دفاع، منظورم این نیست که آقای فروزان حق ابراز نظر ندارند، ولی هر چه باشد برای همه ی جیمی ها شناخته شده هستند و دقیقا مثل این است که یک مدیر مدرسه آشکارا و در مقابل همه ی دانش آموزان برای یک دانش آموز بپاخیزد. بهتر بود حق دفاع در مقابل کامنت را به خود نویسنده محترم واگذار می کردیم. این نظر من در کمال احترام است.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
١٥
٢٧
عیب پاکان زود بر مردم هویدا می شود، موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود... یاد این افتادم یهو :)) ضمن اینکه من جمله آقای فروزان رو دفاعیه نمی دونم. نظر شخصیشونه و دفاع از من نیست بلکه دفاع از «جیم»ئه. چون بارها و بارها توی این دو ماه همه ابراز کردن که ایشون دارن منو اجبار می کنن متن های مذهبی یا طنز یا با موضوعات خاص بنویسم و از اصل خودم دور شم! به نظرم ایشون فقط برای دفاع از عملکرد خودشون و جیم این نظر رو دادن. حواسمون به قضاوت کردن در مورد آدم ها باشه...:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/١٧
٢٦
١٢
خانم نیک بنیاد فرمایش شما متین! اما مساله اینه که یک دفاع "بد" میتونه بیش از "اتهام" حتی مخرب باشه!! دفاع جناب فروزان بسیار شبهه انگیز بود و با توجه به مسوولیت ایشون، ازشون اصلا این توقع نمی رفت! و موجب تکدر خاطر کاربرانی مانند من و جناب آقای مهدی و شاید بسیاری که این متن رو ندیدن یا دیدن و با یه مثبت یا منفی در سکوت اعلام نظر کردن و یا خاموش اومدن و گذشتن رو تونست فراهم کنه. من اگه جای ایشون بودم حتما برای رفع رنجش کاربران محترم سایت و من جمله خود شما که ناخودآگاه، سیبل اصلی این دفاعیه و عواقبش بودید، تریبون به دست می گرفتم! کمااینکه در پاسخ به جناب آقای شمشیری، ایشون بی فوت وقت، چنین کاری رو انجام دادن و مشخصه که اگه سایر کاربران هم براشون به همین اهمیت "نیلوفر نیک بنیاد" باشن، این کار رو در اسرع وقت انجام خواهند داد! غرض، اصلا و ابدا توهین به شما و متون وزین شما نیست بلکه فقط اعتراض به وضعیت به وجود آمده کنونی هست. با سپاس از شما و انتقادپذیری شما.
مهدی
مهدی
٩٣/١١/١٧
١٨
٢
خانم نیک بنیاد، دقیقا حرف من هم همین بود، شما الان به جای آقای فروزان نظر دادین، و اینه که یه مقدار باعث رنجش خاطر شده، حتی اعلام کردین که نظر ایشون در دفاع از جیم بوده، حال اینکه ظاهر کامنت این رو نشون نمیده، اجازه بدین خودشون در مورد کامنتشون توضیح بدن. اینجا همه با هم برابرن، حداقل در ظاهر باید اینطور باشه. این کامنت من هم در کمال احترام است.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٧
١٢
١
آقای مهدی: ممنونم از لطف شما، من "ذهنِ انتقادیِ" خیلی خیلی نرم تری داشتم! نمی دونم چطور شد یهو اینطور شعله ور شد! / خانم نیک بنیاد: دقیقا من هم ماهها شاهد هجمه ها علیه شما بودم و واکنش هام رو هم می دیدید( و تا ابد هم ذخیره هستند خدارو شکر و به لطف تکنولوژی) که حتی بمن گفتید: تعریف های شما تصنعی بنظر میرسن آقای شمشیری! من همون شمشیری هستم والا بخدا! ... عرض کنم که ... دیگه این شانس منه! که سیبل بشم! منی که همیشه سعی داشتم حتی با "مخالف ترین" یادداشت های مقابلِ چشمام (در همه جا، و نه فقط جیم) به بهترین شکل ممکن ابراز عقیده کنم. یعنی توام با احترام و دیدن همزمان نکات مثبت و منفی. / از این جا به بعدِ کامنتم مخاطبم شما نیستید خانم نیک بنیاد: وگرنه که آیا من که پای همه مطالب از یک کنار کامنت میذارم با همهِ محتواها هم موافقم؟ آیا همه نوشته ها رو صادقانه می دونم؟ قطعا خیر. اما همیشه این قابلیت وجود نداره که منِ منتقد "صراحت لهجه" داشته باشم. و اینجا هم با توجه به اون همه هجمه ها(ی یکطرفه و اغلب غیر منصفانه)، فکر میکردم که این قابلیت وجود داره./ من مجددا ممنونم.
مريم-الف
مريم-الف
٩٣/١١/١٨
٨
٠
من هم با خانم قاسمي و آقاي مهدي موافقم. مسوولان پاسخگو باشن لطفا!! اين طرز برخورد دست اندركاران سايت منجر به بي اعتمادي كاربران ميشه
Zahra_H
Zahra_H
٩٣/١١/١٧
٣
٠
گوسفند آبی‌‍ش خیلی بامزه بود نیکولاجان:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/١٧
٥
١
زرافه بنفش هم خوبه:))
m_mousavi
m_mousavi
٩٣/١١/١٨
٠
٠
بحث آبی شد یاد نیکولای آبی افتادم :)))
fateme_a
fateme_a
٩٣/١١/١٧
١
٢
خب پس من حرفتی که میخواستید با نوشتن این متن بزنید رو درست فهمیده بودم(همون که بالا گفتم)..نفس راحت.. گویا کلا نمیشه متنی نوشت که همه بتونن منظور اصلی نویسنده رو متوجه بشن باش ..به خاطر طرز فکرای متفاوته انگار :( من خیلی خوشم اومد از این متن :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
١
٠
بله شما درست متوجه شده بودین :) خب این طبیعیه که هر متنی مخالف ها و موافق های خودش رو داشته باشه:)
p_golpari
p_golpari
٩٣/١١/١٧
٠
١
عالی بود ..موفق باشید
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
ممنونم.شما هم همینطور:)
میرزای اصفهانی
میرزای اصفهانی
٩٣/١١/١٨
٦
٦
سلام؛ با توجه به اینکه مطالب شما را دنبال می کنم، این متن شما و سبک نوشتن شما را جدای از سلسله ی نوشتاری شما ندیدم، موفق باشید به معنای واقعی کلمه!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
سپاس از شما و اینکه مطالبم رو دنبال میکنید
javad sobhani
javad sobhani
٩٣/١١/١٨
٠
٠
سلام. عالی بود
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
ممنون.چشاتون عالی میبینه:دی
habeyeangur
habeyeangur
٩٣/١١/١٨
١
٠
من موافق نیستم نه با آخرش که میگه عشق دل میخواهد با اینکه هر چیزی اگر یه روزی داشته باشه خیلی خوبه مثل روز مادر و روز پدر و روز تولد و سالگرد ازدواج چون آدم ها اسیر تکرارند و اگر این تکرار نباشد جسارت یهویی به یاد عشقشون بودن رو ندارند گرچه این خرس و کادو و... بعد از چند سال تکراری میشه و باز هم از یاد میره ما آدم ها اسیر تکراریمممم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
ولی من با قسمت دوم نظر شما موافقم. اینکه همین مناسبت ها هم کم کم تکراری میشن...
m_mousavi
m_mousavi
٩٣/١١/١٨
٢
٠
چه متن خوبی :) آفرین عرضم به حضورتون که ولنتاین یه بازیچه است برای عشق ورزیدن. عشق هایی که خودشون بیشتر یه بازی هستن خب عشق ورزیدنشونم باید شبیه بازی باشه دیگه! مطمئنم عاشقای واقعی از ته دل اونقدر به این مثلا عشق ورزیدن ها میخندن که اشک از چشمشون میاد!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
اوهوم. موافقم. در هر صورت بازیه. ولی خب اون الکیا به همین بازی اکتفا می کنن و واقعیا روزهای واقعی تر و قشنگ تری هم دارن احتمالا برای خودشون:)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٨
٠
٠
ولنتاين هم خوبه/ جالب بود
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
ممنون:)
neyosha
neyosha
٩٣/١١/١٨
٠
٠
بح بح... خيلي هم خوب :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
به به با «ح» جیمی فحشه آیا؟:)) ممنوووون از شا:)
ali.ranji
ali.ranji
٩٣/١١/١٨
٠
٠
عاشقی زمان نمیخواهد چون عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر اید... جیم کری در فیلم "آفتاب ابدی یک ذهن پاک":روز ولنتاین رو تولیدی های کارت تبریک ساختن ؛ واسه این که مردم یه احساس مزخرف داشته باشن (holiday invented by greeting card companies to make people feel like crap)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
اینکه یه روزی واسه عاشقی وجود داشته باشه خوبه ها. ولی نه اینکه لزوما یه تاریخ خاص برای همه داشته باشه. هر آدمی روز عشق خودشو داره . چه یه روز باشه چه 365 روز سال...:) تازه اگه 365 روز واسه عشقش کارت تبریک بخره که دیگه اون تولیدی ها خیلی خوش به حالشون میشه:))))
maede
maede
٩٣/١١/١٩
٠
٠
به نظرم حالا اینکه یه روز به طور خاص بزرگداشت عشق و دوست داشتن باشه جالبه اما به قول شما افراط تو این قضیه و اینکه بخوایم از روی تقلید کاری رو بکنیم که به معنیش نرسیدیم اشتباهه.مهم اینه با دلمون،با هر هدیه ای که دوست داریم،به یه عشق واقعی تبریک بگیم :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
بله دقیقا درسته. و کاملا موافقم :)
فرزانه
فرزانه
٩٣/١١/١٩
١
٠
سلام به خانم نيك بنياد عزيز و همه ي دوستان من صرفا نظر شخصيمو بيان ميكنم و اون اينه كه استنباط من از متن و همه ي كامنت هايي كه خوندم اين بود كه بيشتر عده اي از دوستامون با پيش داوري مطلب رو خوندن كما اينكه هدف اصلي مطلب خيلي واضح تر از حواشيش بود كه عده اي دريافتن. يني فكر ميكنم نويسنده خواستن عشق بي زمان و مكان و نا محدود و به دور تعصبات رو بيان كنن بدون اينكه هدف زير سزال بردن عقيده ي كسي باشه. چه خوبه اما كه اينجا ازادي بيان بوده و همه تونستيم نظراتمونو بيان كنيم. دوست دار همتون و با تشكر از خانم نويسنده ي دوست داشتني
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
منم از اینکه نظرتون رو گفتین ممنونم دوست خوبم :) بله خوبیش اینه که راحت میشه اظهار نظر کرد. البته من خودم به شخصه دوست دارم نظرات درباره متن باشن نه حواشی سات یا افراد:)ممنون از شما.
فری ـبا
فری ـبا
٩٣/١١/١٩
٠
١
الان من این گوسفند ِ آبی ـم ُ کِی بت بدم نیلوجون؟؟ D-:
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
فعلا مراقبش باش بهش علوفه تر و تازه بده تا بیام ببرمش:))
tanin
tanin
٩٣/١١/٢٠
٠
٢
عالی بود:)ممنون نیکولا:))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
ممنون از شما و نظرتون
B_kasmaei
B_kasmaei
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
درود بر نیلوفربانو.بنده از این نظر که ما جماعتی جوگیر هستیم کاملا موافقم باهاتون.در مورد موضوع ولنتاین هم به نظر بنده جز ظاهرسازی و در اندک مواردی عشق واقعی چیزی نمیتونه دلیل هدیه دادن عشاق(حقیقی و غیر حقیقی)به همدیگه باشه.حالا بالاخره این ولنتاین بهتره یا اون یکی که تا دو سال پیش حتی نمیدونستم چیه اسمش(الانم کاملا مطمئن نیستم سپندارمذ یا اسپندارمذ)اما در این یک مورد شاید قضیه ریشه در این داره که ناشناس نگه داشته شدن این تاریخ و جشنش به طوری عمدی و غرض ورزانه تلقی میشه از جانب اون جماعتی که بهشون میگن ناسیونالیست.سپاس از مطلب خوب و یادآورندتون
ج.ج
ج.ج
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
ای کاش بجای ۱۶ مرداد میگفتید ۱۸ مرداد که من کلی ذوق کنم که نیکولا خیلی اتفاقی روز تولدم رو برای مثال زدن انتخاب کرده.هاها.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣