دوره دیوار نویسی تمام شده!

دوره دیوار نویسی تمام شده!

نویسنده : ایمان فروزان نیا

در این دوره و زمانه اگر من دوست داشته باشم یک فکر خوب را نشر بدهم، اگر بخواهم یک آدم حسابی را به مردم معرفی کنم، اگر دغدغه‌ام باشد یک حرف حساب را به گوش همه برسانم و پرده از حقیقت بردارم راهش چیست؟!

اصلا بگذارید بگویم موضوع چیست؟! اگر من بخواهم به بقیه بگویم که انقلاب اسلامی کشورم چه بود و چه داشت و الان چه کم دارد، باید کجا بگویم؟! مثلا اگر دردم این است که چرا دیگر این مملکت امثال شهید مطهری و شهید بهشتی ندارد، بروم و یک بنر از عکس‌شان به در و دیوار بچسبانم کفایت است. تازه بماند که بنر زدن به در و دیوار کار من نیست و برای خودش مسئول و مامور دارد. و بگذریم از این‌که این طور کارها دیگر فایده ندارد و آنقدر تکراری شده که صدای خود مسئولان هم درآمده و مثلا در همین هفته علی مرادخانی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته «درست است که زمانی نقاشی‌های دیواری برای‌مان جالب بود و تمام دیوارهای شهر را از شعارهای انقلابی پر می‌کردیم، اما امروز دیگر دوره دیوار نویسی گذشته است. چرا فکر می‌کنیم نصب عکس‌های بزرگان در سطح شهر باعث می‌شود که مردم آن شخصیت‌ها را بیشتر دوست داشته‌باشند؟ ما باید این عزیزان را بزرگتر از این بدانیم و طوری عمل نکنیم که مردم با بی‌اعتنایی از کنار آنها رد شوند.»

در این چند سال اخیر، همین‌طور که ما دنبال یک جایی بودیم که خیر سرمان دو کلام حرف حساب که شنیدیم یا بلدیم را بازگو کنیم، خیلی‌ها که حرف‌های ناحساب زیادی توی دل‌شان گیر کرده بود رفتند و جاهای خیلی خوبی برای گفتن حرف‌شان پیدا کردند. چشم به هم زدیم، فیس بوک و وایبر و لاین و اینستاگرام را گرفتند برای خودشان. از آن‌جا که این سال‌ها ما عادت کرده بودیم که اگر حرف خوبی هست، مسئولان دولتی و شهری باید بگویند و برایش برنامه ردیف کنند، دست روی دست گذاشتیم و نشستیم، غافل از این‌که زمین این بازی چند سالی است که حسابی عوض شده و دیگر دولت و امثالهم را اصلا به آن راه نمی‌دهند.

این ماجرا فقط مربوط به بحث انقلاب هم نیست، در مورد تبلیغ دین و اخلاق و معرفت هم از همین جا داریم پا می‌خوریم و اصلا حواس‌مان نیست که این بار خود ما و فقط خود ما هستیم که باید دست به کار شویم. درست مثل قبل از انقلاب که مردم خودشان پای کار تربیت خودشان  بودند. باید با همان جسارتی که در گروه‌های وایبری‌مان (و مثل و مانند آن) به اعتقادات‌مان توهین می‌کنند، از عقاید‌مان دفاع کنیم و ترویج‌شان دهیم.

معاون وزیر راست گفته، دیگر با دیوار نویسی و این کارهای گل درشت نمی‌شود چیزی را تبلیغ و ترویج کرد. دنیا دارد عوض می‌شود و در این دنیای جدید نمی‌شود مسئولیت‌های‌مان را بیاندازیم بر گردن حکومت و دولت و آخوند روحانی و معلم مدرسه و ....

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٦
١
٠
با تئوری یادداشت کاملا موافقم. فقط "تغییر ذائقه" و "افزایش آگاهی ها" و "حرکتِ پر سرعتِ جوامع به سمت مدرنیته" (و چند آیتم دیگه) رو فراموش نکنید. همین چند نمونه ای که من عرض کردم کافی هستند تا حواسمون باشه یا باید "ادبیاتِ به روز و منطقی" داشته باشیم، یا"حرفِ حساب"، یا"مدیومِ قدرتمند" و یا حتی "آگاهی دقیق از زبانِ مخاطب". اینها اگر نباشند... طبق همین روال گذشته ... ره به ترکستان است اخوی.
fateme_a
fateme_a
٩٣/١١/١٦
٠
٠
موافقم..موافقم خیلی..حرف درست رو با زور زدن هم فایده نداره..مثلا پدر محترم میاد به دخترش میگه الا و بلا باید چادر بپوشی وگرنه فلان و بیسار..خب معلومه دختر بدبخت اینجوری از چادر زده میشه :|
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١١/١٦
٢
٠
:) ! به هر حال 22 بهمن مبارکتان باد
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٧
٠
٠
:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٦
١
٠
سلام:به نظرم اگر کسانیکه دلشان برای دین و کشور واخلاق و.... میسوزد بایددر شبکه های اجتماعی فعالیت مفیدخودشون را بیشتر کرده و میدان را به دست بگیرند و با منشی خوب و اخلاقی درست اجازۀ توهین وخیلی کارهای نادرست را به بعضی ندهند.اگر فعال نشویم بدخواهان هرچه دلشان بخواهد به خورد جوانان و مردم میدهند.درشعر فضای مجازی هم منظورم همین بود.خیلی متشکرم از مطلب خوبتون. سعادتمند باشید.
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/١١/١٧
٠
٠
والله ما که تو شهرمون نه رادیو داریم نه تلویزیون نه سایت درست درمونی در نتیجه همین دیوار نویسی و کاغذ نویسی به ناچار بهترین راهه.
هاچ
هاچ
٩٣/١١/١٧
٠
٠
یه چیز دیگه هم هست. دیگه خیلی شور همه چیز رو درمیاره صدا و سیما. هر شبکه ای رو که میزنی یه آهنگ تکراری داره خونده میشه. من این هفته سر درد گرفتم از شنیدن این همه سرود تکراری. خب یکم نو آوری هم بد نیست
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١١/١٧
٠
٠
شاید برای شما کسل کننده باشه ، ولی برای پدر و مادر من که اون زمان بودن خیلی لذت بخشه ! و البته منم خیلی دوسشون دارم !
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١١/١٧
٠
٠
خیلی دوست داشتم یادداشت جدی آقای فروزان نیا رو بخونم ، که بالاخره خوندم ! دوره دیوار نویسی به نظرم تموم نشده ، زمان شاه دیوارنویسی ها کار مردم بود ولی الان دیوار نویسی ها کار مسئولین هست !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٧
٠
٠
چه پر معنا ....(سه بار طی همین دقایق این پست رو باز کردم و بستم و خودم رو کنترل کردم، اما این دفعه دیگه طاقت نیاوردم و خواستم حداقل یکی دو کلمه بنویسم زیر این کامنت شما)
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/١٨
٠
٠
:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/١٨
٠
٠
من در کل نگرفتم قضیه چیه :/ ولی معتقدم الان مردم ما بیش از اینکه به فکر انقلای توی خیابون ها باشن ، باید به فکر انقلاب توی دلهاشون باشن....یه تظاهرات درونی....ما باید قبل از هرکاری باید یه سری چیزا رو دلــــــی بپذیریم...
admincheh
admincheh
٩٣/١١/١٨
١
٠
کلا سیاست های ما بسته شده به یک بازه زمانی خاص!دهه فجر ده روزه !محرم ده روزه !شهادت ها نیم روزه !ولادت ها صفر روزه !
maede
maede
٩٣/١١/١٨
٠
٠
آخه کاش همون بنرها و عکسا هم جای خودشون استفاده بشن!گاهی این بنرها و عکس ها رو در و دیوار و حاشیه خیابون انقدر زیاده که باعث بی توجهی مردم میشه و اصلن خونده نمیشن،ولی یه موقع یه دونه از این عکسا باعث جلب توجه آدم میشه.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨