به خاطر یک لیوان شیر کاکائو
روش افزایش عمر یک بطری شیرکاکائو معمولی از دو روز به سه روز و نصفی!

به خاطر یک لیوان شیر کاکائو

نویسنده : sepide.b

شما می‌توانید به مدت دو هفته به جای معمولی‌اش، از شیر شکلات و دسر شکلاتی و شیر دنت که هم غلیظ‌تر و همه خوشمزه تر است (هم هزینش سه برابر است) استفاده کنید و بعد از دو هفته به خرید رفته و شیرکاکائو رقیق و معمولی و مورد علاقه خودتان را خریداری کرده و متوجه می‌شوید که هیچ‌کس علاقه‌ای به نوشیدن ندارد و این شما هستید که صاحب یک بطری کامل از نوشیدنی محبوب‌تان به مدت سه روز و نصفی هستید!

لازم به ذکر است که این روش را در خیلی از موارد مشابه می‌توان به کار گرفت و از شر خانواده‌ای که همه چیز را شریک می‌شوند خلاص شد!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٦
١
٠
عجب نکته جالبی! نگاه متفاوتی! و قلمِ شُسته رُفته ای! مرسی.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٢٦
١
٠
یاد شیرینی تخم مرغی افتادم! :دی کلا هیشکی تو خونه ب جز من لب نمی زنه بهش :))))))))))) دَس شوما مرسی :دی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٦
١
٠
واقعا ممنون.اما اگر خانواده پر رو تر از این حرفا بودن چیکار کنیم؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٦
١
٠
سلام: سپاسگزارم.دلتون شاد.
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١١/٢٦
١
٠
واسه من کاربرد نداره ی خاهر دارم پا ب پام میخوره:///// ولی باز هم ممنون:دی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
دقیقا موافقم.حالا کاش یکی باشه...
سروش
سروش
٩٣/١١/٢٦
٢
٠
من عاشق شیر کاکائو هستم............................................
سمیرام
سمیرام
٩٣/١١/٢٧
٢
٠
شیر کاکائو هم عاشق شماست :)) خخ
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٢٧
١
٠
من شیر کاکائو رو بیرون خونه میخورم چون حتی اگر یک سال متوالی هم شیر کاکائو بخورم همه پا به پام میخورن مگه دعوا راه بندازم که اونم نمیرزه!
sepide_b
sepide_b
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
مرسی از شما ؛)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠