هوای کربلا...
شعری سروده خودم

هوای کربلا...

نویسنده : m_ashrafi

نامه‌های یک جهان اصرار مي‌داني كه چيست؟

اشتیاق و بعد از آن انکار مي‌داني كه چيست؟

شیعیان گویا هوای کربلا دارد حسین

از برای امر دین ایثار مي‌داني كه چيست؟

با تمام هستی‌اش آمد به دشت کربلا

گریه‌های کودک تب‌دار مي‌داني كه چيست؟

العطش‌های حرم صبر و امان را می‌برید

آبروی یک یل غمدار  مي‌داني كه چيست؟

غرش تکبیرهای شبه، جدش اکبرش

غصه دل کندن از یک یار مي‌داني كه چيست؟

دادن یک پیرهن، رفتن به سمت قتلگه

ناله‌های زینب غمخوار مي‌داني كه چيست؟

اسب‌ها نقش مهمی در هیاهو داشتند

تاختن بر یک بدن شش بار مي‌داني كه چيست؟

دشمنان دائم هجوم آرند به سمت خیمه‌ها

یک سپاه بی‌سر و سردار مي‌داني كه چيست؟

اشک‌های دختر شیرین‌تر از جان حسین

دیدن خورشید در دستار مي‌داني كه چيست؟

(محمد اشرفي)

=============

نوشته شده در ششم محرم

التماس دعا

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٣
١
٠
خیلی قشنگ بود احساساتم رو برانگیخت
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
ممنون خانم عقيقي يزرگوار لطف داريد
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٠٣
١
٠
واقعا عالی بود واقعا...
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٣
٢
٠
داداش گریمون انداختی...واقعا خیلی خوب بود ،کاملا حال و هوای روزهای محرمو داشت...خسته نباشی :)...ممنون!
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
ممنون دوست عزيز...منم هر وقت مخونمش بغض مي گيرم...لطف كردين
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٠٣
١
٠
عالي بود مرسي
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سلام: بسیار متشکرم از انتخاب زیبایتان.لذت بردم ازآن.همواره خندان باشید.
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سپاس جناب حسني بزرگوار شعر هم از خودمه خوشحال ميشدم اگه نقدش مي كردين ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٣
١
٠
سلام مجدددوست عزیزم:متوجه شدم.نام مبارکتان رادیدم.نخواستم شیرینی خواندن این شعرقشنگ راتلخ کنم برای یک نکتهٔ باریکترازمو.چون فرمودیدعرض میکنم.شعرازهمه لحاظ عالی است بی تعارف لذت بردم وبه شمابرای این شعرازصمیم قلب تبریک عرض میکنم.فقط بیت ماقبل آخرمصرع اول »به«اضافه است وزن راکمی سنگین کرده.دشمنان دائم هجوم آرند٬سمت خیمه ها.عذرخواهم.شادکام باشید.
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سپاس جناب حسني بزرگوار اون " به " رو هم كه فرموديد،كاملا درسته و قبلا هم اينو درستش كرده بودم،چون اين شعر رو نشون آقاي ناصر فيض دادم و همين رو گفتن اينجا هم كه فرستادم،بعد متوجه شدم كه اون به رو پاك نكردم،كه متاسفانه امكان ويرايش نداشت ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٤
١
٠
سلام بهرحال شعرزیبائی سرودید.قلمتان ماندگار
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٣
١
٠
به دلم نشست... خیلی "دلی" بود. مرسی.
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
ممنون جناب شمشيري گرامي... لطف داريد
مریمی
مریمی
٩٣/١٢/٠٤
١
٠
و ما رأيت إلا جميلا! عالی بود
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٤
٠
٠
سپاس دوست گرامي
translator
translator
٩٣/١٢/٠٤
١
٠
بسیار زیبا ...
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٤
٠
٠
ممنون بانو... لطف داريد
senoora
senoora
٩٣/١٢/٠٥
١
٠
عااااالی بود خیلی زیبا خیلی ام عالی موفق باشی
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
ممنون دوست عزيز لطف داري
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٥
١
٠
اشتیاق و بعد از آن انکار مي‌داني كه چيست؟ واقعا قشنگ... کربلا جاییه که رفتن ونرفتنش یه درده..... مرسی از شما.....قلمتآن مستدآم (^_^)
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
سپاس بانو...موافقم باهاتون...انشاءالله بطلبه... ممنون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٢/٠٦
١
٠
مرسي از شعرتون/ فقط اينكه مشكل اينجاست كه ميدونيم چيه اما خيلي زود يادمون ميره!
m_ashrafi
m_ashrafi
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
ممنون...اميدوارم كه يادمون بمونه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨