در امتداد قدم هایت...

در امتداد قدم هایت...

نویسنده : رضا تمجیدی

برف که می‌بارد، دلم می‌گیرد. می‌دانی... یاد تو می‌افتم. یادت هست آن شال بلند یشمی را؟ روی مقنعه مشکی‌ات که می‌انداختی دلم بهار می‌شد، لبم شکوفه می‌داد.

شیشه پنجره مه گرفته را ذره‌ای پاک می‌کردم، آن‌قدری که فقط بتوانم تو را ببینم و تو نتوانی من را ببینی. از پشت شیشه تو را دنبال می‌کردم تا جایی که در برف‌ها گمت می‌کردم. دورتر می‌شدی، من شیشه را بیشتر پاک می‌کردم، وقتی محو می‌شدی خطی روی شیشه بود به امتداد قدم‌هایت.

رد پاهایت روی برف‌ها چه زیبا بود، مثل یک غزل هم ردیف بود و هم قافیه. غزلی که تمام نمی‌شد. زمستانِ قدم‌هایت دیوان شعری بود، ولی افسوس...

می‌خواستم در امتداد قدم‌هایت قدم بردارم، می‌خواستم جا پای قدم‌هایت بگذارم، اصلاً می‌خواستم با تو هم قدم شوم اگر...

اگر...

هنوز هم وقتی برف می‌بارد می‌روم کنار پنجره، هنوز هم تو را می‌بینم، هنوز هم محشری هستی، آن شال یشمی سبزی که ارمغان بهار را داری ولی قدم‌هایت دیگر غزل نیستند، دوبیتی‌هایی شده‌اند که با قدم‌های همسرت روی برف‌های کوچه جا می‌گذاری.

برف که می‌بارد دلم می‌گیرد، روی این صندلی چرخ دار.

باز تنهایی...

حسرتِ همراهی...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sp_sepid
sp_sepid
٩٣/١١/٢٢
١
٠
خیلی زیبا و دلنشین بود
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
١
٠
ممنون
ali
ali
٩٣/١١/٢٢
١
٠
goood
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
ممنون
A-sadeghi
A-sadeghi
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
واقعیتش این حس رو تجربه نکردم بنابراین نمیتونم درک درستی داشته باشم.اما باید بگم خیلی کم دیدم کسی با این مهارت حسی به این سختی رو ساده ب تصویر بکشه قلمتون گیراست تبریک عرض میکنم.
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
١
٠
ممون دوست من و خوشحالم که متن رو دوست داشتید
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٢
٠
١
راسش این رو منم تجربه نکردم ...اما توصیفتون قشنگ بود مخصوصا اینکه گفتین اون شال یشمی روی مغنعه ات یعنی حجاب طرف مقابل کامل بوده و فقط شال روی سرش نبوده...ممننون
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
ممنون دوست خوب
A-sadeghi
A-sadeghi
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
خواهش من فقط حقیقته متنتونو گفتم.البته اگه لایق باشم.سربلند وسرفراز باشید دوست من.
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
شما لطف داریر البته که لایق هستید منم خوشحال میشم وقتی نقد میکنید اگر چه تلخ باشه
roya_sarmad
roya_sarmad
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
بسیار زیبا و تاثیر گذار بود واقعا یکی از بهترین پتن هایی بود که خوندم
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
ممنون دوست من
mahsa_t
mahsa_t
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
آخی دلم سوخت
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
ممنون ازاینکه متن رو خوندید
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
فوق العاده قشنگ بود....جزء محدود متن هایی بود که خیلی به دلم نشست....موفق باشید و سر زنده.
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
سپاسگذارم خیلی خوشحالم که با متن ارتباط گرفتی دوست خوبم
sina_d
sina_d
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
عالی بود رضاجان شاهکاره
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
ممنونم سینا جان شما همیشه به من لطف داری
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
خیلی زیبا بود. میانه و پایان بسیار حساب شده ای داشتید. موفق باشید.
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
ممنون جناب شمشیری شما لطف دارید و خوشحالم که ارتباط گرفتید
shame_akhar
shame_akhar
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
فقط میتونم بگم عالی بود
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ممنون دوست من
raha_sl
raha_sl
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
"وقتی محو می شدی خطی روی شیشه بود به امتداد قدم هایت"... خیلی به دل دلنشین بود..ممنونم
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ممنون دوست خوبم منم این جمله رو از همه ی متن بیشتر دوست دارم بخاطر همین اسم تیترش شد در امتداد قدمهایت
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
سلام: زیبا و دلنشین بود. دلتون شاد
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ممنون جناب حسنی
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ممنون جناب حسنی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
سلام:خواهش میکنم زنده باشید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
سلام:خواهش میکنم سلامت باشید.
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٢٣
١
٠
عالي مرسي
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ممنون دوست خوبم
فریده
فریده
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
چقدر ساده و روان نوشتید آقای تمجیدی قلم محشری دارید موفق باشید
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
ممنون
f_babaei
f_babaei
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
جز متن هایی بود که بی نهایت لمس شدنی بود!:) قلم زیبایی دارید! :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
ممنون شما لطف دارین
meysam_f
meysam_f
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
خیلی حال کردم آدم دلش میسوزه این واقعیت داره؟
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
خوشحالم که ارتباط گرفتید نخیر دوست من واقعی نیست و زاییده ی ذهنه
roya_sarmad
roya_sarmad
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
این متن رو چند بار خوندم خیلی گیراست اجازه میدید تو وبلاگم بذارم البته نام شما رو ذکر میکنم
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده بله حتما میتونید بذارید رو وبلاگتون خوشحالم میشم. البته نام منم ذکر نکردید اشکال نداره من سودای دیده شدن در سر ندارم فقط نام سایت جیم رو بزنید کافیه ممنون از لطفت
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
خوشحالم که متن رو دوست داشتید بله حتما رو وبلاگتون بذارید خوشحال میشم و اگه نام من رو ذکر نکردید هم مهم نیست سودای دیده شدن در سرم نیست فقط اگه نام سایت جیم رو ذکر کنید ممنون میشم
behnam_y
behnam_y
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
خییییییییلی هم قشنگ
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
خیلی هم ممنون
v_veise
v_veise
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
kheili ali
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
ممنون دوست خوبم
A-sadeghi
A-sadeghi
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
وقتی میخوندمش مطمئن بودم ک این متن چنین بازخوردی تو سایت داره. خوشحالم ک حدسم درست بوده عرض تبریک مجدد جناب تمجیدی.سرفراز باشید
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
ممنون جناب صادقی نظر لطف شماست
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
ممنون جناب صادقی نظر لطف شماست
roya_sarmad
roya_sarmad
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
هر دفه یک پله میرید بالاتر خیلی خوبه که همه با من هم عقیدن متن فوق العاده ای نوشتید
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
بازم ممنون دوست خوبم
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
بازم ممنون دوست خوبم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨