نویسنده‌ای که باد برد!

نویسنده‌ای که باد برد!

نویسنده : mohammad_gho

می‌دانی من یک نویسنده‌ام. همیشه بودم ولی حس قلم توی دستم گرفتن را نداشتم. می‌دانی چرا؟ چون عصر مدرن است. درست است که قلم برای همه نویسنده‌ها یک توتِم (نماد) است، ولی عصر مدرن است، عصر مدرن لعنتی چه کار می‌کند با آدم!

قدیم‌ها قلم می‌گرفتند دستشان، یک بار برای همیشه می‌نوشتند. یک شعر، یک حکایت، یک کتاب، چه می‌دانم یک چیزی می‌نوشتند، بعد هر کسی خوشش می‌آمد ازش باز می‌نوشت. خود به خود آثار بی‌ارزش می‌رفتند، کنار چون ارزشِ دوباره نوشتن را نداشتند، چون ارزشِ وقت گذاشتن را نداشتند. ولی الان چه؟

نمی‌نویسی چون عصر مدرن است! نمی‌نویسی چون حوصله نداری در عصر مدرن لعنتی دست نوشته‌هایت را تقدیم کیبوردت کنی! ساده‌ی «حوصله نداری دوباره بنویسی»! آن‌قدر زندگی‌ات دو باره و سه باره و چهار باره و صد باره شده، آن‌قدر تکراری شده که دوست نداری حداقل در این مورد زندگی‌ات تکراری باشد.

 برای همین من یک نویسنده‌ام؛ نویسنده‌ای که باد، آتش و گاهی شیشه و... را مهمان خواندن نوشته‌هایش می‌کند.

زمستان 93  

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
ممنون قشنگ بود ..اما الان ک هنوز کاغذ ها از دست نرفتم و نسلشون منقرض نشده باید هنوز هم استفاده رد ازشون هرچه زودتر....
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
هوممممم .... قلم برای همه نویسنده‌ها یک توتِم است .... کاش یه کم بیشتر به این توتم ارزش و منزلت میدادیم.خیلی وقته دلم برا نوشتن تنگ شده
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
تایپ کردن از قلم به دست گرفتن برای من آسان تر است. در تایپ فرصت داری کلماتت را پاک کنی بدون خط خطی کردن و ایجاد شلوغی و بی نظمی. مدتی هم شرطی شده ام با تایپ فقط حرفم می آید ((: و نوت نوشتن های توی گوشی ام. به هر حال اصل موضوع نوشتن است اگر تنبلی و رخوت سراغمان نیاید.اگر زود نا امید نشویم. در عصر ارتباطات نوشتن برای کسی که علاقه دارد یک مامن و یک پناهگاه است برای رهایی از خستگی ها و دل سپردن به لذت ها. برای تماشا کردن بزرگ شدن نوشته هایت و رشد کردن خودت.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
مرسی...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
سلام:درپناه خدا سلامت باشید
translator
translator
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
صحیح...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
درسته........من الان5تا مطلب نوشتم اما یک کدومشون رو هم منتشر نکردم:))))))))))ممنون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ممنون:)
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
مرسي
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
.این ارتباط نوشتاری مدرن درسته ،عصر مدرن حال و حوصله ادمها رو کم کرده،هرچند این حوصله کم شده فرصت مناسبی برای بهانه یابی اختراعات کوچک و بزرگ؛
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
و این میل به نوشتن از انجایی سیلان گرفت که ادمها توانی برای شنیدن کتابها نداشتند و دست ؛دست به کار شد و چشم شروع کردو
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
.این ارتباط نوشتاری مدرن درسته ،عصر مدرن حال و حوصله ادمها رو کم کرده،هرچند این حوصله کم شده فرصت مناسبی برای بهانه یابی اختراعات کوچک و بزرگ؛
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
میل به نوشتن از انجایی سیلان گرفت که ادم ناتوان بود در شنیدن کتاب،پس دست ؛دست به کار شد و چشم شروع کرد{مردم خواهان خواندن کتاب اند تا شنیدن ان} پس اگر انگیزه را نادید نگیریم`بهانه عصر مدرن به راحتی با نوشتار گره خواهد خورد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤