یک روز معمولی در داعشستان / طنز

یک روز معمولی در داعشستان / طنز

نویسنده : محمد عبداللهی

خواستگاری داعشی/

پدر عروس می‌پرسد: خب آقا داماد چیکاره است؟

مادر داماد: پسرمون تاجره. خیلی هم پول داره!

پدر عروس پاسخ می‌دهد: یعنی عضو داعش نیست؟

مادر داماد در جواب می‌گوید: عضو داعش نیست، امّا خیلی پول داره‌ها؟

پدر عروس: تق تق... (صدای شلیک گلوله! متاسفانه داماد جوان مرگ شد و دامادی خود را ندید!)

 

صحبت یک زن داعشی و سبزی فروش/

- عموسبزی فروش 

- بله؟

- سبزی کم فروش. 

- بله؟

- سبزیت گِل داره؟ 

- بله؟

تق تق... (فروش سبزی گِل دار کفر است و الان سبزی فروش به سزای عمل خود رسید.)

 

سوار شدن بر تاکسی/

مسافر: میدون توپخونه؟

راننده: تا خیابون کشتارگاه میرم.

تق تق... (نرساندن مسافران داعشی به مقصد کفر است! الان راننده هم ریق رحمت را سر کشید.)

 

رستوران داعشی/

- آقا یک دست چلو داعش بیار.

(چند دقیقه بعد.)

- چرا این چلو داعشت بی‌نمکه؟

تق تق... (نمک نزدن به غذای گرسنگانِ داعش کفر است. گارسون مُرد!)

 

پمپ بنزین داعشی/

- داداش بنزین سوپر داری؟

- مسئول جایگاه: پیش پای شما تموم شد.

تق تق...

 

مدرسه داعشی/

- بچه چرا درس نمی‌خونی؟

تق تق...

 

مادر داعشی/

- دوباره این بچه جاشو خیس کرد!

تق تق....

 

خیابان داعشی/

- سلام.

تق تق...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢١
٨
٤
فرهنگ داعشی: تق تق..!/ مرسی.. خوشم اومد. اینطوری نگاه طنز داشتن به یک موضوعِ "ماهیتاِ جدی"، فقط از یک اصفهانیِ طنازِ بامرام برمیاد.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢١
٤
٢
من اومدم جمیعِ کلماتِ شما رو (خواستگاری داعشی، تاکسی، مادر، مدرسه، پمپ بنزین و ..) در یک کلمه خلاصه کردم بنام فرهنگِ داعشی. بعدا یکی اومده ناراحت شده، بمن منفی داده! فک کنید! تا کجاها نفوذ کردن!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢١
٢
٠
سلام. ممنونم از لطفتون. واقعاً باید بریم یه بررسی بکنبم ببینیم اعضای داعش توی جیم نفوذ نکرده باشن!!! تصور کنید. الان خسته از یک روز سگی! نشسته و داره جیم میخونه!!!
ye_pesar
ye_pesar
٩٣/١١/٢١
١١
٠
داعشی ها همه جا هستن ، تو هر صنف ، فرقه و کشوری ؛اونا هیچی رو به جز خودشون وتفکراتشون قبول ندارن حتی خدا / مراقب باشید
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢١
٠
٠
من الان توی خونه تنهام! اینجوری میگی آدم کپ می کنه! من به پیر مرد و پیر زنی که صاحب خونم هستن مشکوکم!!! یه وخ سرم رو نبرن؟!!! هلپپپپپپپپپ! :)))
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/٢١
٠
٠
تو یک روز معمولیش خیلی خوب بود . :)) واقعا روزای معمولی این جماعت همین طوری می گذره ....:/
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢١
٠
٠
من اخبار این از خدا بی خبرا رو هر روز می خونم. خدا لعنتشون کنه. از انسانیت بویی نبردن. اینجاست که میشه به این جماعت گفت : "اولئک کالانعام بل هم اضل"
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٢١
٠
٠
ای خدا نسلشونو از رو زمین برداره هیـــــــع :// شیعه زیر بیرق مهدی فقط سازش کند/یک دل و واحد سپاهی خوب آرایش کند/با عنایات ولی امرمان صاحب زمان(عج)/ضرب شستی را نثار لشکر داعش کند... مرسی از شما شیک نوشتیــــــــــن (^_^)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢١
٠
٠
خیلی ممنونم از شعری که قرائت نُمودید!!! ایشالا دعاتون در حقشون مستجاب بشه! شما دعا کنید. دلتونم پاکه ایشالا مستجاب میشه!
الهام
الهام
٩٣/١١/٢١
١
٠
سلام منم میخوام عضو شم وداستانا ودل نوشته هاما بنویسم اما نوشته هام به پای نوشته های شما نمی رسه (: میترسم مسخرم کنید
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢١
٢
٠
سلام. الهام خانوم. باید یه حقیقتی رو براتون تعریف کنم. یه خاطره ی جالبه. یه روز رفتم توی نشست طنز خانه ی فرهنگ و هنر اصفهان. شاید نزدیک به صد نفر آدم اومده بود. من هم به عنوان میهمان برای اولین بار به عنوان یک عضو که نوشته هاش توی روزنامه چاپ میشه دعوت شده بودم. لپ تاپم رو بردم و همینجوری الکی یه نوشته ی طولانی انتخاب کردم. نوبتم شد. مجری برنامه که اسمشون رو یادم نیست(توی برنامه ی قند پهلو از طرف اصفهان شرکت داشتند.) اسم من رو خوندن و گفتن نوشته های این آقا توی روزنامه ی سراسری به چاپ میرسه. من هم نوشته ام رو خوندم. بعد یکی توی جمع برگشت گفت: این که خوندی طنز بود؟!!! بعد چشمتون روز بد نبینه، تا آخر برنامه حدود یک ساعت هر کس هر چی میخوند، آقای مجری می گفت: من نمیخوام بگم نوشته ی آقای عبداللهی بد بود اما این قسمت رو کم داشت! ال بود! بل بود. یعنی آب شدم رفتم توی زمین! اما از این ضایع شدن درس گرفتم. قرار نیست هرچیزی که می نویسید، همه تشویقتون کنن! خواهر من، من یه کتاب نوشتم و دوستم خوندش. بعد بهم گفت واقعا این اراجیف رو تو نوشتی؟! البته من ناراحت شدم اما ادامه دادم . نویسندگی ممارست می خواد خودتون بعد از چند وقت رشد رو حس می کنید. پس بنویسید. من از طرفدارای شما خواهم بود. امضاء محمد عبداللهی به عنوان یک شاگرد بد! :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢١
١
٠
در ضمن مسخره شدن جزئی از کار نویسنده است و از ارزشهاش چیزی کم نمیکنه. اگر مطلبی مسخره بشه، نشان دهنده ی بد بودنش نیست. من الان می تونم نوشته ی بزرگترین نویسنده ها رو به سخره بگیرم. یعنی کار اونها خوب نبوده؟! قطعا نه. بنویسید ببینم چه می کنید.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
الهام ننه جان من خودم پشتتم مادر.....خخخ من خودمم همچین طرز فکری داشتم اما وقتی عضو جیم بشی و بفهمی که ما چقدر افراد خوب توی سایت داریم که کلمات به کلماتشون از روی محبته ؛ دیگه دلت قرص میشه که میتونی به نظرات تک تکشون تکیه کنی و حتی با انتقاداشون ،تحسین های آینده ی اونا برای خودت رو به ارمغان بیاری.:))
فائزه
فائزه
٩٣/١١/٢١
٠
٠
خیلی خوب بوود:)))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢١
٠
٠
ممنونم ازتون. بازم تشریف بیارید!
رفیعه
رفیعه
٩٣/١١/٢١
٠
٠
خدا شرشونو برداره!مغسی از مطلبتون:)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢١
٠
٠
یعنی فرانسوی ها هم اینقدر خوب نمیگن مغسی!!!
رفیعه
رفیعه
٩٣/١١/٢١
٠
٠
:دییی/ مغسی:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٢١
٠
٠
من چیزی نمیگم / والا میترسم / بلا میترسم / میفهمیییدددد میترسمممم
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
شما دیگه چرا؟! با این هوگو و لباس رزم!!!
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
داعشه هاااا . لباس رزم و هوگو نانچیکو نمیفهمه که سررر میبره فقط همین . والا
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
خیلی بامزه بود :))) اما تق تق تق :) توهین به داعش کفر است پس بای سزای عمل خود را ببینید:)
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
خخخخ تق تق توهین به نویسنده داعشی نویس اشد مجازات را دارد! تققققققققققققق
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
تق تق... (الان هر دو تا تون از دنیا رفتید!) تیر اندازی در یک محفل ادبی کفر است!
هاچ
هاچ
٩٣/١١/٢٢
١
٠
تق تق به توهین کننده به نویسنده ی داعشی نویس جرم است! تق تق (خخخ)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
چقد من طرفدار دارم؟! Thanks god
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
:) ممنون !تق تق!خخ
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
ای بابا یک این سلاح ها رو از سطح جیم جمع کنه! داره فاجعه ی انسانی رخ میده! انا مسلم!!!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
خخ
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/٢٢
٦
٠
تعجب نکن اینجا هم به نوعی این "تق تق" را داریم /اما به شکلی باور پذیر تر توی سر!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
حرف سنگینی زدید. موافقم باهاتون. بیاین ما از این دست آدمها نباشیم...
هاچ
هاچ
٩٣/١١/٢٢
١
٠
درسته! همه جا داریم!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
...ایشالا به هلاکت برسن...واقعا اینا چی میخان؟ ممنونم مطلبتون عالی بود.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
خودشونم نمی دونن. نافشون رو با تیر بریدن!
ونل
ونل
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
بریدن ناف با تیر خیلی بکر و خلاقانه بود:)
الهام
الهام
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
آقای عبداللهی خیییلی ممنون هم شهری (: حتما به پیشنهادتون عمل می کنم اما قول بدید به عنوان یه استاد به نوشته های این شاگرد کوچولوی کلاس نویسندگی نمره بدید منم میگم مغسی از طنزتون
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
همشهری؟!!! باور کنید من دوست دارم نوشته هاتون رو بخونم . اما من خیلی از یه نویسنده ی خوب فاصله دارم . دوستانی مثل آقای شمشیری، میرزا و بقیه کسایی هستند که نظرات کارشناسی میدن.
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
تق تق
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
اینا تیر هوایی بود؟! هر کسی رو مورد تق تق قرار بدین بجز ادمین!!! چون سایت تعطیل میشه!
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
منو با آدمین در ننداز این مال شما بود که از داعش طنز ساختی خخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
خخ زیبا بود کلا رو فاز تق تق ان.ممنون.ولی بچه حرف گوش کنی هستی ن ماشالا....اون اولی خععلی طولانی بود.خخخخ
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
نه بابا! ادمین فقط نوشته های کوتاه رو اکران میکنه!!! شیطونه میگه یه رمان اکران کنما! اهِ...
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
رمان یکی از بچه ها تو وبلاگش داره شمام تو وبتون بزارید اینجا حس خوندن نیست.خخ متوجهین؟ خخخ
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
سلام و دست مریزاد.... مادر داعشی و چلو داعش خعلی بانمک بود مرسی
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
درود. چلو داعش بی نمک بود! همین باعث کشته شدن گارسون شد؟!!!:)))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
سلام گرامی:جالب بود.درپناه خداسلامت باشید.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
سلام و عرض ادب، ممنونم. ایشالا درد و بلای شما بخوره توی سر داعشی ها!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
سلام: قربان شما.انشاءا... که هیچ ظلمی نباشد.زنده باشید.
الهام
الهام
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
مگه شما اهل اصفهان نیستید ؟
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
بله، بنده حقیر اصفهان نشینم. و چه خوب که همشهریهای خوبی توی این سایت دارم.
ونل
ونل
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
پس من چی؟!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ونل بزرگوار، حساب شما از تمام مردم دنیا جداست...
الهام
الهام
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
راستی یادم رفت از خانوم جعفر پور تشکر کنم مرسیییییییی (((:
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
من از طرف خانم جعفر پور از شما سپاس گذارم. در ضمن شما که هنوز ثبت نام نکردید؟!
الهام
الهام
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
چرا عضو شدم اما هرچی رمز عبورما وارد می کنم میزنه اشتباه بعد رمزا بازیابی می کنم نام کاربریما میزنه اشتباه فکر کنم از زمانی که برای متن شما کامنت گذاشتم داعشی ها مایل به عضویت من در این سایت نیستند ((:
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
شما توی قسمت نام کاربری اسمتون رو وارد کنید . بعد توی قسمت رمز زبان صفحه کلید رو به انگلیسی برگردونید. شاید درست بشه
ونل
ونل
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
کاریکلماتورها رو دیدم.خیلی خیلی حرفه ای و فوق العاده بود...صفحه اش برام باز میشه اما کد نظرات فعال نمیشه.به نظرم یه روز کاریکلماتورها رو جمع آوری کنید و توو همون انجمن مزخرف طنز که رفته بودین و توو ذوقتون زده بودن بخونید اگه ایراد گرفتن بفهمید که کارهای خوب بدون اینکه نیاز به تایید یا رد شدن داشته باشن همیشه خوبند و همیشه وقتی بهترین کارها رو هم توو وب یا سایت یا انجمن ارایه بدیم به دلیل اینکه دیگران رو روی صندلی یک منتقد مینشونیم و از اونهادرخواست رای دادن و نظردهی میکنیم ، قطعا دیگران ما رو نقد میکنن.چه خوب چه بد...این و به خانم الهام هم میگم..بعضی داستانهای کوتاه هستن که جوایز بین المللی دریافت کردن.شما همون نوشته ها رو بدون اینکه به دیگران بگید مال خودتون نیست و اثر یه نویسنده ی دیگه است توی وبلاگ یا همین سایت به اشتراک بذارید.ببینید چند نفر به شما ایراد میگیرن؟ ببینید چند نفر توی وبلاگ شما رو مسخره میکنن؟! من قبلا یه داستان کوتاه در باره ی ترکیب رنگها خوندم که به نظرم خیلی مسخره اومد اما بعد فهمیدم جوایز بین المللی هم کسب کرده.حالا که چند سال گذشته متوجه عمق زیبایی اون اثر شدم.پس تشویق یا تنبیه نباید شما رو از حرکت باز داره.آقای عبداللهی همین چند وقت پیش یه پست گذاشت و از اینکه دیگران نسبت به نوشته هاش به هیجان نمیان دلخور بود..اما هیچ وقت متوقف نشد..من اطمینان دارم که نسبت به همون روزی که اون پست رو از ایشون خوندم، درصد قابل توجهی پیشرفت داشته...گزارشهایی که تو سایت از ایشون میخونم فوق العاده ان...توقف برای نویسنده=مرگ...موفق تر باشید:)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
لایک و دگر هیچ!!!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨