جوان‌ترین پدر ایرانی / گزارش تصویری

جوان‌ترین پدر ایرانی / گزارش تصویری

نویسنده : mandana

بهزاد 12 ساله بود که با دختر عموی 17 ساله اش زینب ازدواج کرد،و آنها صاحب یک فرزند پسر هستند و حالا بهزاد در 13 سالگی جوان ترین پدر ایران است.

بهزاد و زینب یک سال گذشته وقتی که بهزاد تازه وارد دوازده سالگی و زینب وارد هفده سالگی شده بود، با هم ازدواج کردند

فرزند بهزاد به علت عدم رسیدگی درست به لحاظ غذایی و بهداشتی، بسیار مریض می شود و او را مدام به دکتر می برند. هزینه های پزشکی علی اصغر بسیار بالا است

بهزاد 13 ساله و دارای یک فرزند 1 ماهه است. او در حال حاضر جوان ترین پدر ایران است

بهزاد و زینب به بازار آمده اند تا با پول کمی که دارند برای بچه شان عروسک بخرند

بهزاد و زینب همراه با خانواده ی زینب در یک پارکینگ زندگی می کنند و هیچ گونه وسایل گرمایشی ندارند. یک اجاق خوراک پزی کوچک دارند که هم با آن غذا درست می کنند و هم خودشان را گرم می کنند

بهزاد و زینب در یک شب سرد زمستانی در خانه ی خود نشسته اند. بهزاد خیلی وقت ها برای مدت طولانی به فکر فرو می رود

بهزاد و زینب در کوچه ی محل زندگی شان ایستاده اند

فرزند بهزاد نیمه شب مریض شده است و بهزاد و زینب در ماشین همسایه شان نشسته اند و او آن ها را به بیمارستان می برد

زینب سواد زیادی ندارد. گاهی به نهضت می رود و در حد کمی خواندن و نوشتن می داند. وقتی فرزند او خواب است، زینب درس می خواند

بهزاد و زینب هیچ تفریحی ندارند. آن ها گاهی که هوا سرد نباشد به میدان شهر می روند و در فضای سبز آن جا می نشینند

بهزاد صبح خیلی زود به میدان شهر می رود و در کنار کارگرانی که از او بزرگ تر هستند می نشیند تا یکی بیاید و او را برای کارگری ببرد

گاهی بهزاد به بعضی از همسایه ها در انجام کارهای ساختمانی شان کمک می کند و آن ها دستمزد اندکی به او می دهند

خیلی از روزها بهزاد را به خاطر جثه ی کوچک و سن کم برای کارگری نمی برند و او در حیاط مخروبه ی پشت ساختمانشان می نشیند و فکر می کند

خانه ی بهزاد در خارج از شهر در کنار کمربندی قرار دارد. آن ها برای این که به داخل شهر بروند باید در کنار جاده منتظر تاکسی بایستند

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/١٣
٠
٠
آخي همسن منه پسره:((
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/١٣
١
٠
خب اینطور زندگی که خیلی سخت و اشتباهه !
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١١/١٣
٠
٠
بهزاد زود مرد شدی و برای این باید بهای سنگینی پرداخت کنی! البته من سرزنشت نمی کنم.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٣
١
٠
منم سرزنشش نمیکنم ...
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/١١/١٣
٠
٠
اوفففففففففف.... خدا خودش کمکشون کنه....
AFSOON78
AFSOON78
٩٣/١١/١٣
٠
٠
چی میشه گفت............... خدا خودش مشکلات همه رو حل کنه......
آسمانه
آسمانه
٩٣/١١/١٣
١
٠
من نمی تونم بگم درست یا غلط! روش زندگیشون این رو بهشون تحمیل کرده ....نمی دونم واقعا !! ولی بهزاد بیشتر از سیزده بهش میخوره ...
ABBAS_MAK
ABBAS_MAK
٩٣/١١/١٣
٠
٠
سلام خسته نباشین اصلا باعقل جورنیس چگونه پسری ک ب سن بلوغ نرسیده ب تواندصاحب فرزند شود ب نظرمن غیرممکن هس نمی شودعلم این رو ثابت می کنه ک جورنیس
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/١١/١٣
٠
٠
قربان! نوشته که طرف به دلایل روحی و روانی، دچار بلوغ زودرس بوده!
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/١١/١٣
٠
٠
این برنامه ها بیشتر از فقر فرهنگی سر چشمه می گیرد وگرنه نه بهزاد عزیز مقصره نه زینب دوست داشتنی .خدای این دو عزیزم بزرگه بلاخره درست میشه.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/١٣
٠
٠
این سریالی مطرح شدنش من رو به واقعی بودن ماجرا مشکوک میکنه ..... چون سخت باورم میشه...نظری ندارم :|
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٣
٠
٠
بنظر غیر عادی میاد ولی خب ممکنه کنجکاوی یک روزنامه نگار شجاع باشه. از این تیپ روزنامه نگارا زیاد داریم که واقعا به شغلشون علاقمند هستند و عاشقن و پیگیر هستند. بنابراین من که کاملا باور کردم.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١١/١٤
٠
٠
شاید این یم مستند داستانی باه...ولی محتواش واقعیت های روز امروزه...واین ها همه حکمت دارند... ما می توانیم خدارو شکر و برایشان آرزوی سلامتی و امنیت کنیم...خدا ارحم راحمین است...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/١٤
٠
٠
شکی در وجود این قبیل ازدواج ها نیس... تو استان ما مخصوصا مورد زیاد وجود داره...زندگی های سخت هم همچنین....اینا واقعیتاییه که نمیشه تکذیبشون کرد.... من فقط این حس بهم دست داد که انگار دارم داستان میخونم تا گزارش.... منم به نوبه خودم برا همه ی مردم سرزمینم آرزوی خوشبختی و عاقبت به خیری میکنم (^_^)
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/١١/١٣
٠
٠
ماندانا جان این گزارش، کار خودته؟ اگه آره که کارِت خیلی درسته. فوق العاده بود...
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٣
٠
٠
در کنار مطلب علامت کپی بودن هستش:)
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/١٤
٠
٠
خانوم صدارت خیلی ارادتمندیم! ندیده بودمتون تا به حال! خوشوقتم
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٤
٠
٠
سلام / گزارش تصویری از خبرگزاری مهم بود/ ممنون از حضورتون خانم صدارت
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٣
٠
٠
خیلی خوب بود این گزارش. تامل برانگیز بود. (و البته بسیار محتاطانه و خاکستری)
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٣
٠
٠
اولش خوندم خوشحال شدم گفتم آخجون مامان بیا منم زن میخوام خخخ ولی بعدش....:(((
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/١٣
٠
٠
چ جالب بود!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٤
٠
٠
جالب که نبود هیچ/حال به همزنم بود
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/١٤
٠
٠
راس میگینمن فقط عکسها رو نگاه کردم و بعد فکر کردم فیلم کوتاهه! اما بعد که برگشتم متن زیرشو خوندم فهمیدم که ای وای ماجرا یروزی قصه ی تلخه! متاسفم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٤
٠
٠
مشکوک میزنه ماجرا/اما ترجیح میدم بازش نکنم/خودتون بگیرین منظورم چیه
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/١٤
٠
٠
نمیدونم چی بگم.. خیلی سخته انشالا خدا خودش کمکشون کنه
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/١١/١٤
١
٠
چجوری میشه یه 12 ساله پدر بشه؟؟؟؟غیرممکنه... یا سن ها رو جابجا نوشتین یا اشتباهه سنه پسره...
a_shamshiri
a_shamshiri
٩٣/١١/١٤
٠
٠
جالب بود تامل برانگیز
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
اين هم از ديگر عجايت دنيا
admincheh
admincheh
٩٣/١١/١٤
٠
٠
منم یک مصاحبه ی کامل ازین ماجرا خوندم پدر بهزاد دو زن داشته و الان با خانواده ی پدر زنش زندگی می کنن بهزاد و زینب .نمی دونم گاهی باید جای بعضیا خودت رو بذاری و ببینی که تحمل یک ثانیه اش رو هم نداری و بلند بگی خدایا شکرت ..این شرایطی ِ که محیط به بهزاد تحمیل کرده..
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/١٤
٠
٠
خدا کمکشون کنه. کاش ماه عسل سال دیگه دعوتشون کنن و بشه یک خیر پیدا بشه و کمک کنه. البته خدا کنه قبل از همچین برنامه ای خیر پیدا بشه. :(
*Mahdie*
*Mahdie*
٩٣/١١/١٤
٠
٠
چه چیزا :/
javad agha
javad agha
٩٣/١١/١٤
٠
٠
باورش سخته اخه :((
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/١١/١٤
٠
٠
خیلی عجیب بود ها پسر دوازده ساله چه به پدر شدن اخه:|
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩