سارا و ندار
یک قصه کوتاه و تلخ

سارا و ندار

نویسنده : a-pooryousof

ساراها ندارها را نمی‌بینند. ساراها همیشه چشم‌شان به داراهاست.

داراها اگر از ساراها جدا شوند برای این‌كه فراموش‌شان بشود به سفر خارجی می‌روند.

ندارها اگر از ساراها جدا شوند جای دوری نمی‌روند چون پول تاكسی برای برگشت ندارند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
جریان همون دارا باش سارا خودش میاد بود دیگه....خوب بود ،خسته نباشی
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
من فقط سکوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت میکنمممممممممممم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
همیشه اینجوری نیست. یکه به قاضی نرین :|
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
موافقم باهات :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
نه که همیشه اینجوری باشه... ولی ...ولی... ولی این یه قانونه... نگید نه... :(
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
نيست
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
مشکل اینه که کبوتر ها باز می خوان باز ها قو و الی آخر ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
از ضرباهنگ تند و تلخش خوشم اومد. متاثرم کرد... مرسی :-)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤