آفتاب‌تر از آفتاب...

آفتاب‌تر از آفتاب...

نویسنده : اسمارتیز:)

و خدا می‌داند؛ می‌داند که در نگاه‌های منتظر پرستوها، حضور تو را می‌بینم.

و تو، چه زیبا پشت ابرها جا خوش کرده‌ای. به راستی که تو آفتابی. آفتاب بخشنده است و در هر صبح پاک، بارقه‌هایی از امید نثارمان می‌کند؛ ای آفتاب‌تر از آفتاب، تا کی نور وجودت را دریغ می‌کنی؟

به خدا قسم همانند آفتابگردان‌های حیاط امید مادر، از بی‌حضوریت پژمرده شده‌ام. قامت سرو گونه و چهره چو نرگس تو را، در کدامین کوچه خیال و مهربانی می‌توان یافت؟ به راستی تو زیباترین هنر هنرمندی این هنرمندی.

می‌دانم؛ می‌دانم که بالاخره روزی، چشم دنیا، در چشم تو گره خواهد خورد و تو این ابری‌ترین روزها را، سبک بال، به خورشید خواهی رساند. می‌دانم که روزی، انعکاس نور وجودت، ذره ذره این سرا را جان تازه‌ای خواهد داد. به راستی که آن روز، آلاله‌های جهان، در برابرت قد خم می‌کنند و تو بزرگوارانه، اشک‌های شوق‌شان را پذیرا خواهی بود.

آری؛ نزدیک است آن روز. به شمارش ثانیه‌ها می‌نشینم تا حساب تمام نبودن‌هایت را، چوب خط کنم بر دیوار زندان دلم. تو که بیایی و در قفس را بگشایی، به پرواز در خواهم آمد و تک تک ثانیه‌ها را پر از عطر بودن خواهم کرد.

و تو خواهی آمد ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٩
٠
٠
چه زلال! چه ساده! مرسی. به دلم نشست.
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/١٩
٠
٠
عاااااااااااااااااااااااااااااالی.ممنون
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/١١/١٩
٠
٠
بسیار زیبا..به امید امدنش.....
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/١١/١٩
٠
٠
قشنگ بو ممنون به امید اومدنشون:)
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
خیلی دلنشین و جذاب بود. آفرین
S_Alami
S_Alami
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
مرسی :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٢٠
٠
٠
يک عمر به انتظار مانديم همه /غمديده و بيقرار مانديم همه/بازآ که شکست، دل ز ياد غم تو /بي روي تو بي بهار مانديم همه... مرســــــــــی از شما بالام جان شیک نوشتـــــــــــی (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات