خیلی لوس؛ خیلی مَرد!

خیلی لوس؛ خیلی مَرد!

نویسنده : s_mostafa_b

يادم مي‌آيد وقتي به سن و سال او بودم، تمام مشغله‌ام بازي كردن با يك توپ لاكي قرمز رنگ بود كه تمام بچه‌هاي محله را دور هم جمع مي‌كرد!

يادم مي‌آيد در آن دوران وقتي دست در دست بزرگترها بيش از چهار قدم پياده مي‌رفتم، شروع مي‌كردم به گلايه كه اي واي خسته شدم، از پا افتادم، ديگر نمي‌توانم راه بيايم.

يادم مي‌آيد آن‌قدري نورچشمي بودم كه كسي به خودش اجازه نمي‌داد به من بگويت بالاي چشمت ابروست!

يادم مي‌آيد آن وقت‌ها بزرگترين دغدغه‌ام اين بود كه شوت چرخشي سوباسا گل مي‌شود يا كاكرو از راه مي‌رسد و جلوي آن را مي‌گيرد!

...

حالا ساعت‌هاست، از هر جنبه‌اي كه خودم را با او مقايسه مي‌كنم به اين نتيجه مي‌رسم كه چقدر بين ما دو تا فاصله بوده، فاصله هست!

يا من خيلي خيلي لوس بوده‌ام يا آن كودك نيم وجبي دست فروش خيلي خيلي مرد است.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٢
١
٠
یکمشون متوجه نشدم...ممنون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
چرا؟... خواهش ميكنم!
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
اهان بله الان متوجه شدک ببخشید اون لحظه ک این نظرو گذاشتم هواسم کاملا این جا نبود ببخشید نقص از من بود.....ممنون خوب نوشته بودین
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
:دي
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ببخشید :دي یعنی چی؟
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
خخخخخ/ تو اديتور هايي كه شكلك دارند اين" :) " رو تايپ كنيد يه لبخند كوچولو ميشه و اگه " :D " رو تايپپ كنيد يه لبخند بسيار زيبا!!!!!!!!!!!/ :دي=:D
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٢
١
٠
محکم و استخون دار و پرملات! لذت بردم؛ هم برای نگاه و ایده، و هم انتخابِ راویِ مناسب و پرداختِ کافی. مرسی.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
من بيشتر مرسي:))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٣
١
٠
سلام ودرود برشما عالی بود.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
عليك سلام/ ممنون از لطفتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
سلام:قربان شما
translator
translator
٩٣/١١/٢٣
١
٠
خواندنی بود . ممنون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
متشكر:)
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٢٣
١
٠
مرسي عالي
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
تشكر از حضورتون
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٣/١١/٢٣
١
٠
زیبا بود خوشم اومد .
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
ممنون:)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات