ساعت دوازده ظهر، بهترین لباس‌هایم، موهای مرتب، سرکوچه،

این تکرار روزانه فقط برای یک چیز بود،

دیدن تو....

وقتی از مدرسه برمی‌گشتی.

آن همه انتظار فقط برای چند ثانیه‌ای بود که بیایی و رد شوی.

همین کفایت می‌کرد برای دل بستنی که سال‌ها ادامه داشت.

باور کن توقعم بیشتر از یک نگاه نبود، همین که بفهمی من منتظر تو بودم، نمی‌دانم فهمیدی یا نه.

همه مسیرها به راه مدرسه‌ات ختم می‌شد...

من در جستجوی تقابل با نگاهت و تو در گریز از من به هر گذری...

من ضربانم را به نظم گام‌های تو می‌بخشیدم و زندگی همان بود انگار.

آن روزهایی که نگاهم می‌کردی در دلم روز قیامت می‌شد، آسمان قلبم به زمین می‌ریخت، خون در رگ‌هایم طغیان و گونه‌هایم را سرخ می‌کرد، کوه‌های حسرت دلم فرو می‌ریخت و مادر احساسم، فرزند غرورش را نمی‌شناخت.

آن روزهای سرد زمستان، آن روزهای گرم خرداد، هیچ وقت نشد که نباشم، هیچ وقت نشد که خسته شوم، روزهایی بود که تو نمی‌آمدی و من منتظرت می‌ماندم، چقدر نگران می‌شدم، از آن روزهایی که شب نمی‌شد.

چرا یکبار به تو نگفتم؟ چرا تو یک بار نپرسیدی؟

نه این‌که کم جرأت باشم، نه این‌که خجالت بکشم، فقط قانع بودم به همان چند ثانیه.

سال‌های زیادی از آن روزها گذشته، روزهایی که رفتند و تو هم با آن روزها رفتی، قدم‌هایی که دیگر نیستند و قلبی که ضربانش نامنظم شده.

اگر یک بار به تو می‌گفتم...

اگر یک بار تو می‌فهمیدی...

اگر کم توقع نبودم شاید امروز کنارم بودی.

کاش کم توقع نبودم....

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
یاد فیلمای خارجی (اروپایی) افتادم ... و بعضی وقتا چقدر بده اینجور حسرت ها ...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
این ورژن ایرانیشه😄
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
و ممنون بخاطر حضور و بیان دیدگاهتون
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
" نه این‌که کم جرأت باشم، نه این‌که خجالت بکشم، فقط قانع بودم به همان چند ثانیه. " چقدر فهمیدم این جمله رو. خیلی فهمیدمش. خیلی درکش کردم
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
بله واقعا همین بود و این یک خاطره بود که نوشتم وخوشحالم که ارتباط گرفتید و ممنون بخاطر حضورتون
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
این متن برا من حسرت و حس خیلی قشنگی داشت. به نظرم خیلی وقتا این کم توقعیا از پر توقعیا قشنگ تره...به نظرم لازم نیست همیشه چیزی رو داشته باشیم چون کلا ما برای صاحب چیزی شدن به دنیا نیومدیم وگرنه که نمی مردیم اونم بدون بردن چیزی با خودمون! به نظرم فقط همون حس هایی که ما در مواجه با چیزهای مختلف برا خودمون جمع میکنیم به تنهایی کافیه و قشنگ...یعنی برای من اینجوریه و نمیدونم حقیقت دنیا هم اینه یا نه ولی طرز تفکر من اینه
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
دیدگاهتون نسبت به دنیا خیلی قشنگه ولی دوست خوبم بحث اینه که ما چقدر برای یدست آوردن علایقمون تلاش میکنیم؟ما بدنیا میایم که تلاش کنیم تا چیزهایی که دوست داریم رو داشته باشیم.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
و شاید عشق تنها معرکه ایست که باید تمامیت خواه باشی تا معشوق را به دست بیاوری... و چقدر فهمیدن این نکته ی کوچک برای خیلی از عاشق ها سخت است...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
بله دوست خوبم بعضی وقتها دیر متوجه میشیم دیر...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
راستی نوشته تون به خاطر زلال بودنش عجیب به دلم نشست:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
باعث خوشحالیه منه که ارتباط گرفتید و فکر میکنم چون از دل اومده به دل نشسته. ممنون بخاطر حضورتون و نظر بسیار زیباترتون
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٢/٠١
٢
٠
این متن برام کلی بغض داشت انقدر که یاد شعری افتادم از مهدیه لطیفی :دیوانه نمی گوید دوستت دارم/دیوانه می رود تمام دوست داشتن را به هر جان کندنی جمع می کند از هر دری/ می زند زیر بغل می ریزد پای کسی که قرار نیست بفهمد دوستش دارد... و این حدیث معروف: من عشق فکتم وعف و مات مات شهیدا "هر که عاشق شود پس آن را پنهان دارد و عفت بورزد و بمیرد شهید مرده است "میزان الحکمه , ج 8, ص 3788 .... و جدا از همه این ها شاید خوب باشه به این فکر کنید این علاقه های دورادور فقط از دور خوبن شاید، شاید اون آدم از نزدیک همونی که تو ذهن شما هست نباشه و با تصورات شما فرق کنه نمیدونم شاید اگه گفته می شد و بعد تفاوت ها رو میدید حسرت های عمیق تری داشتید ....
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
دوست خوبم حرفاتون خیلی به دلم نشست واقعا این ندامت خیلی اذیتم میکنه چند ساله که با این غم کلنجار میرم ولی شاید حرف شما درست باشه اینکه از دور فرق میکنه . حرفاتون و حدیث و شعر زیبایی که نوشتید خیلی خیلی آرومم کرد یک دنیا ممنون
y_rahimi
y_rahimi
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
متن غم انگیزی بود که حسرتهای زیادی لابلای خطوطش به چشم میخورد. به نظرم احساستون رو تونستین به خوبی به خواننده منتقل کنین. قلمتون پایدار :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
ممنون دوست خوبم.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠١
١
٠
یک روایت ساده دلنشین بود که بدون اینکه تو دامِ قلمفرسایی و ادبیات سنگین بیفتید ادای منظور کردید... خیلی خوشم اومد و تلخیِ باورپذیری داشت.. مرسی جناب تمجیدی.. :-)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
ممنون دوست بزرگوارم نظر لطف شماست
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
آخه بعضی اتفاقا رو تو زندگی باید به همون ثانیش قناعت کرد، وگرنه از دستت میره و نمی‌تونی کاری کنه. البته منظورم نیست که فقط باید نشست و نگاه کرد تهش هم یه حسرت خورد. اما گاهی یه چیزایی باید دست نخورده بمونه...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
بله شما درست میگین اینم نظریه ی جالبیه،یاد اون خاطرات همون ثانیه ها اگر چه آتش بجانم میزنه ولی قشنگه. ممنون بخاطر حضورتون دوست خوبم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٢/٠١
٠
٠
بی اغراق میگم آقای تمجیدی واقعا متنهای شما زیباست وخیلی به دل من میشینه منکه 2 ساله توی این سایت هستم نوشته های هیچکس به اندازه شما بهم لذت نمیداد.///خاکستر خاطرات دا به هم میریزید و از آن زیر آتشی پنهان به پا میکنید ....
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
دوست عزیز اشکمهر جان ممنون بخاطر تمجیدهات،یاور همیشگی من همین که لطف میکنی و متن های منو دنبال میکنی و خواننده ی ثابت متن هام هستی خیلی خیلی خوشحالم و دلگرم میشم به ادامه ی این راه.بدون هیچ اغراقی میگم.سپاسگذار همیشگی ات هستم شعری که پایان نظرت نوشتی خیلی زیباست از خودته؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
شعر توی جلد یک نوار از علیرضا افتخاری بود(البوم زیباترین) که 15 سال پیش خریده بودمش.شما هم موفق باشی.فعلا
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٢/٠٢
١
١
راستی شما رو به خوندن آخرین مطلبم که توی عید فرستادم و شاید ندیدن دعوت میکنم (: http://jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=4&id=19220
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٢/٠٢
١
٠
آهنگ با حس مطلبتون مسخونه http://jeem.ir/film.php?id=1275
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنون
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٢
١
٠
این حال وهواخیلی حس بدیههههههههههههههه که ببینییییییییییی ونتونی کاری انجام بدییییییییییییییی
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
زمانش خودش حس خوبیه ولی بعد که میگذره تلخ و تلختر میشه ممنون بخاطر حضورتون دوست خوبم
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
باشه که درس عبرتی بشه تا هر حرفی یا هرکاری به موقعش انجام بشه ! :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣