دستور پخت عشق! / شعر

دستور پخت عشق! / شعر

نویسنده : اشکمهر آتشروان

آن را عشق خطاب کن

و زير نور غروب بگذار

لباس بر تنش کن

دعا کن

سرود بخوان

تمنا کن

گريه سر ده

بخند

چراغ‌ها را خاموش کن

راديو را روشن

مواد لازم را اضافه کن

کره

زرده تخم مرغ

روزنامه ديروز

يک بند کفش نو

آن گاه فلفل قرمز

شکر

نمک

فلفل سياه

حالا با لبخندی به او تلفن کن،

آن را عشق خطاب کن

و درست به سيخ بکش

زغال و سس گوجه اضافه کن

بگذار از سمت چپ حرارت ببيند

سپس از سمت راست

در جعبه‌ای بگذار

و به ديگران هم بده

و هنگامي که خودت خوردی

و هنگامی که خوردی...

نه، صبر کن

بالا بیاورش!

استفراغش کن!

 دوست من؛

به گمانم

طرز پخت عشقت

این بار هم اشتباه از آب درآمده!

=============

پی نوشت: چه عشق‌های که ما آن‌ها را عشق خطالب می‌کنیم ولی کاملا در اشتباهیم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٢
٠
٠
زیبا بود ... واقعااا همینطوره
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٢
٠
٠
لطف دارین
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١١/١٢
٠
١
عااااااااااالی "چه عشق‌های که ما آن‌ها را به اشتباه عشق خطالب می‌کنیم" .....
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٢
٠
٠
بله دیگه اینطوریه/ممنون از حضور سبزتون (:
saiideh70
saiideh70
٩٣/١١/١٢
٠
٠
احسنت اقای اتشروان :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٢
٠
٠
تشکر سعیده خانوم (:
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/١٢
٠
٠
ممنووووون
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٢
٠
٠
منم ممنون از شما
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/١١/١٢
٠
٠
زیبا بود.....واقعا ...با پی نوشتتون موافقم....
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٢
٠
٠
ممنونم از شما.تشکر فراوان
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/١١/١٢
٠
٠
زیبا بود ممنون.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٢
٠
٠
تشکر
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٢
٠
٠
خیلی زیبا بود جناب آتشروان. این شعر با توجه به محتوا و مضمونِ "پست مدرن"ش، نه تنها از عریانی کلمات آسیب ندیده بلکه در پنج شش سطرِ آخر خیلی هم به جا استفاده شده از واژه هایی تقریبا نامتعارف. این فقط نظر شخصی من بود و از لحاظِ تحلیل تخصصی عرض نکردم چون در حوزه سواد و بضاعتم نیست.(و به مثابه متنی که اخیرا منتشر شده بود و با توجه به محتوای کلاسیک و رمانتیک ش، بیش از حد نرمال از "بالا آوردن" استفاده شده بود، جای مقایسه داشت که لازم دیدم انجام بدم؛ اینجا مضمون می طلبید چنین کلماتی رو ولی اونجا با توجه به محتوا استفاده ی زیاد، باعثِ دافعه ذهن خواننده میشد)/ ممنونم از اینکه دست نوشته های قشنگتون رو در معرضِ قضاوت افکار عمومی قرار میدید. ممنونم.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٢
٠
٠
بنده نوازی میفرمایید جناب شمشیری.شما حوزه معلوماتتون ماشاله وسیع هستش/تشکر از حضور شما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٣
٠
٠
سلام: با جناب شمشیری موافقم استفاده ها بجا بود.
moty_mony
moty_mony
٩٣/١١/١٢
٠
٠
اصل زنگی همینه...راست می گی ها!:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٢
٠
٠
اره اصلشم همینه که اشتباه میگیریم اما درس نمیگیریم
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/١٢
٠
٠
ای بابا ... گفتم یه کیمیاگری دستور عشق رو کشف کرد بالاخره ! / جذاب بود ، سپاس ...
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٣
٠
٠
تا نزدیگ های کشف رفتم/اما آخرش دیدین که اشتباه از اب در امد!!!(کشف عشق خالص برای همه سخته/نمیشه به سادگی بین عشقامون عشق درست و از اشتباهش تشخیص داد)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٣
٠
٠
سلام: زنده و پاینده وسلامت باشید.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٣
٠
٠
سلام/شما هم همینطور/ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٣
٠
٠
سلام:متشکرم.
دلنیا
دلنیا
٩٣/١١/١٣
٠
٠
عشققققققققققق تنهایک خیاللللللللللللللللل
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٣
٠
٠
خیالی شیرین.
ye_pesar
ye_pesar
٩٣/١١/١٣
٠
٠
واقعا بی نظیر بود / یک شعر واقعی و زنده / :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٣
٠
٠
خوشحالم خوشتون امده
آسمانه
آسمانه
٩٣/١١/١٣
٠
٠
قشنگ بود ممنون
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٣
٠
٠
تشکر
p_golpari
p_golpari
٩٣/١١/١٣
٠
٠
خیلی عالی بود ..موفق باشید
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٣
٠
٠
ممنونم
گيسو
گيسو
٩٣/١١/١٤
٠
٠
جدا فوق العاده بود....افرين
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٥
٠
٠
ممنون از شما
خاصـ استم
خاصـ استم
٩٣/١١/١٤
٠
٠
سلامن علیکم بسیاز زیبا و رمانتیک دوست من؛ به گمانم طرز پخت عشقت این بار هم اشتباه از آب درآمده! قلمتان مستدام!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٤
٠
٠
تشکر
لیلی
لیلی
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
عشق یک غذای تهوع اوره گرم و خوشمزه!:-)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات