جنگ جنگ تا پیروزی...

جنگ جنگ تا پیروزی...

نویسنده : سلما

می‌دانم حتما فکر می‌کنید کار کوچکی است؟ اصلا اسم ِاین را هم می‌شود گذاشت کار؟ خوب که چه؟ اما باید عرض کنم خدمتتان که اصلا و ابدا چنین خیال خامی نداشته باشید.

باور بفرمایید اصلا کار ِکوچکی نیست! مهارت می‌خواهد، دقت می‌خواهد. اصلا این‌ها به کنار سرعت ِعمل می‌خواهد؟ باید راهش را بلد باشید. تاکتیک‌های خاصش را بدانید. از کوچکترین وسیله برای رسیدن به هدفتان استفاده کنید. باید بدانید کدام شیوه خاص خودتان را چه زمان رو کنید ...

دشمن قوی است و زرنگ! کمین کرده! به هیچ چیز هم رحم نمی‌کند. رد پایش را همه جا می‌توانید پیدا کنید، روی تمام وسایلتان، روی فکر و ذهن و روان‌تان، شب هنگام که می‌خواهید بخوابید.

آن جمله معروف «کی خسته س؟ دشمن» هم در موردش صدق نمی‌کند! باور بفرمایید راست می‌گویم. جلوی چشم‌های خودم شاهد تلاش‌هایش و بدو بدوهایش برای رسیدن به هدفش بودم، بارها و بارها...

اول می‌خواستم بی‌خیالش شوم. پرچم ِ سفید رنگ تسلیمم را بالا بگیرم و خودم را گیم‌اُور شده بدانم. اما گفتم این چه کاریست. باید بفهمد کسانی مثل من هستند که از پسش برمی‌آیند بالاخره. کسانی مثل من عاشق جنگیدن با او و ریختن خونش هستند؟ من هم باید مثل او تاکتیک‌هایم را رو کنم. باید بهش نشان بدهم که کم نمی‌آورم و ازش نمی‌ترسم!

این چنین شد که جنگ تن به تن ما تا به حال چندین کشته از نیروهای دشمن که عذاب ِ خداوند بر آن‌ها باد و یک عدد پای ِپوسمال ِزخمی شده از جبهه سلما در پی داشته ...

و باید خدمت خاندان ِسوسک‌ها و شما عرض کنم: ما تا آخرین نفس ایستاده‌ایم ....

این هم شواهد موجودش:

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٣/١١/١٤
٠
٠
چه فرش قشنگی!
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
سلام فرش آشپزخونمونه قابل شمارو نداره
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٤
٠
٠
میگم شما که از سوسک نمی ترسید؟
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
باور بفرمایید خیر وگرنه به جنگش نمیرفتیم ! اصلا سوسک ِ به این ریزی ترس دارد ؟ کی گفته :|
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٤
١
٠
یکبار سر کلاس زبان؛ یک سوسک بالدار بزرگ از این ور کلاس به سرعت رفت اون ور کلاس / این خانم های زبان آموز کلاسمون یک چیغ بفنشی کشیدند که فکر کنم پسرها از جیغشون ترسیدند. استادمون یک خانم بود. با خونسردی تمام رفت سراغ سوسکه و شوتش کرد بیرون کلاس؛ بعد هم گفت: It's just a beetle not a tiger
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١١/١٤
٠
٠
كلام استادتون خيلي سنگين بود ...
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
من اگه تو اون کلاس بودم قشنگ کفشمو دز می اوردم و چنان به اون سوسک ِ نگون بخت میکوبیدم که یکی از کفش ِ من بخوره ده تا از دیوار ! والا ! جیغ و داد و ابروریزی هم نداره !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٤
١
٠
چقدر جذاب. باور کنید باتوجه به روزهای دهه فجر، فکر کردم در رابطه با جنگ و انقلابِ نرم و ... اینهاست! چه طنزِ فاخری با خودش داشت همین چند جمله ساده. لذت بردم.
saiideh70
saiideh70
٩٣/١١/١٤
٠
٠
دقیقا منم همین فکرو کردم
ye_pesar
ye_pesar
٩٣/١١/١٤
٠
٠
عجیبه این ترس متقابل انسان و سوسک ، هم ما ازش می ترسیم و هم اون از ما / البته سوسکه حق داره که بترسه
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
سلام وای نفرمایید اقای شمشیری ! ما و طنز و فاخر ! خیلی ممنونم ک وقت گذاشتید و خوندید ..ممنونم ..بله از دستی عنوان ِ متنو این اتخاب کردم که غافلگیرانه باشه ! به من میگن یک نویسنده خبیث :|
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
سعیده خانوم چطورن ؟ ببخشید ولی آقای یک پسر کجای این متن حرفی از ترس زده شده ؟ نه داریم اصلا :|
admincheh
admincheh
٩٣/١١/١٤
٠
٠
وای وای :|عکس مقتول رو نمی ذاشتی :|من با سرعت 50000 متر برثانیه جیغ می زنم و فرار می کنم:|
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
آدم باش برا حرفش دلیل و مدرک داشته باشه همین طوری که نمیشه ...خوبی پاییزی ؟ دلمان برایتان تنگ شده است .نقطه سرخط
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
* باس
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/١١/١٤
٢
٠
صدام بزن جای دیروزی....
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
صدام که لعنت خدا بر او وخاندانش باد که خودش دارد مورد اصابت ملکه های عذاب از چپ و راست و یمین و یاسر واقع میشود اما سلما ! هم جای دیروزی را میزند هم پریروزی هم پس پریروزی اخر دشمن همه جا کمین کرده ! موذی است وحشتناک
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
*یسار ...وای چه همه غلط املایی..از تند تایپ کردنه ها ..
Vania
Vania
٩٣/١١/١٤
٠
٠
ایییییی سوسک!
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ
javad agha
javad agha
٩٣/١١/١٤
٠
٠
خخخخخخخخ اورین اورین :)
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
سلام ممنون آفرین ها به چه جهتی است ؟ برای فرستادن سوسک ها به دیار باقی عایا ؟
Vania
Vania
٩٣/١١/١٤
٠
٠
شاخکاشو! چقدر درازه! طفلی کله پا شده..فکر نمیکرده دشمن انقد مقاومت کنه..میخواسته دوروزه تصاحب کنه با اهل و عیال بیان مستقر شن...آخییی الان خونوادش چقد نگرانن!آخیی تر اگه متاهل بوده الان همسرش در فراقش ناله سر داده!آخییی تر تر شاید حتی بچه هم داشته الان چشمشون به دره که بیاد آخیییی..چظور دلت اومد آخه سلما!!!؟؟؟
ye_pesar
ye_pesar
٩٣/١١/١٤
٠
٠
واقعا چرا باید دم عید یک خانواده رو داغ دار کرد ، عکسشم تو اینترنت گذاشت :)
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
وای با این حرفهایی که زدی وانیا جون باید برم براش مراسم ختم بگیرم ...ناهار و شام و چهلم و هفتمم به خاندانش بدم ... اغا یکی منو شطرنجی کنه ....از خودم خجالت میکشم اوهو اوهو اوهو
وصال
وصال
٩٣/١١/١٤
٠
٠
:))سوسک ترس نداره اصن که
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
منم ک همینو گفتم نگفتم ؟
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/١١/١٤
٠
٢
سوسک که ترس نداره....ولی کشتنش قلق میخواد یه جور زجر کشش کنی که یادش نره.....راستی یادتون نره اجساد نامطهرشون رو از دور و ور جمع کنین تا توسط پسر تاج سرتان به خیال قاقا میل نشوند!! چنین منظره ای مشاهده کردم که میگم هاااا
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
حالا کی گفت ترس داره منم میگم نداره ها ..میگم بشری جون پسر من چارسالشه ...بچه م عقل داره فرق جسد سوسک و با خوراکی میفهمه ها :)
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/١١/١٨
٠
٠
خخخخخ الحمدلله...از طرف من ببوسش
korosh
korosh
٩٣/١١/١٤
٠
٠
منکه مرگ سوسکم مشهورم اصن ! یبار یه سوسک و خوردم دیگه شما خودتون تا تهش و بخونین =))خخخخخخ
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
دلوم آشوب شد ...واقعا ؟ من دیگه حرفی ندارم ....
korosh
korosh
٩٣/١١/١٨
٠
٠
خخخخ اره ! فک کنم تو یکی از انجمن های خیلی قدیمیه اقای نادری توضیحش و دادم ! یادم نیس کدوم انجمن بود !!!!!!!!!!!!
korosh
korosh
٩٣/١١/١٨
٠
٠
http://jeem.ir/forum.php?id=1439 ! برین تو این انجمن دهمین کامنت منم بخونین =) البته انجمنش خیلی قدیمیه هااا !
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١١/١٤
٠
٠
عالي بود :))) فقط چرا سوسكتون له نشده ؟؟! من هر سوسكي كه مي كشم له مي شه و نصفش مي چسبه به كف كفش !
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
به شما میگن خواننده زرنگ ! شما برنده یک دستگاه سوسک کش قوی ! از کارخانه سوسک کشی ما شدید میدونین اخه من اینو نکشتم ...باور کنید خودش کله پا شده بود نمیدونم ب چه دلیل ؟ من فقط چیلیک ! ازش عکس انداختم همین !
h_looshi
h_looshi
٩٣/١١/١٤
٠
١
جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ ...تمام:/
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
فقط از نوع بنفشش نباشه لطفا مردم خوابن (الان ساعت نزدیک دوازده نصفه شبه دارم کامنتتونو جواب میدم )
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/١٤
٠
٠
:))))))))))))))) دم شما گرم...من بهت افتخار میکنم (^_^) منو یاد یه خاطره شیرین انداختی.... یه بار تو همین نبردای تن به تن...سوسکه رو خفت کردم گوشه دیوار...با دستمال کاغذی گرفتمش....هرچی فشارش دادم بلکم بمیره... نمیمرد که نمیمرد... هی اون شاخکاشو به من نشون میداد... نمیگم چطور کشتمش که بار روانی سنگینی داره... ولی بعدش یه بنده خدایی رو صدا کردم که بندازتش بیرون....دستمالو دادم دستش گفتم بندازتش...پرسید چیه؟ تا گفتم سوسک؟! دستمال انداخت ودر رفت...حالا هرچیم میگفتم بابا این مرده..کشتمش... بیا قول میدم نمیخورتت...نیومد که نیومد...بعدها فهمیدم رفته بود تو افق قایم شده بود :))))))))))) شیک نوشتی سلما جان...قلمت مستدآم (^_^)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١١/١٥
٠
٠
عوووووووووووووووووووووووووق:/
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
قربونت برم دنیا دیده ! حالا بزار من یه خاطره تعریف کنم ..تو اشپزخونه با هسمر بودیم که یکی از همین سوسکای بزرگ شاخک دراز به قد ِ یک انگشت ! پیدایش شد به همسر جان گفتم همسر جان بکشششش..گفت ایشششششششششش چندشم میشه و در رفت ! فک کن ! منم هیچ ابزاری برای کشتنش نداشتم یواس ملاقه رو برداشتم و بر سرش کوبیدم و کله شو کندم و عکس سلفی باهاش گرفتم ولی تو هیچ شبکه اجتماعی پخش نکردم ! بعد ها به همسر گفتم این قبیل رفتارا خیلی زشته و شوشول بازیه و منو نباید مقابل دشمن تنها میزاشت و جبهه رو خالی میکرد
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
* خاک عالم سوسول..
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/١٨
٠
٠
کار خوبی کردی :))))))))))))))
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٤
٠
٠
خخخخ / بیچاره سوسکههه
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
بیچاره سلما :|
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/١٤
٠
٠
چقده بزرگ و زشته!! اَيييييي...
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
شما خودتو ناراحت نکن :)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/١١/١٤
٠
٠
من اگه سوسک ببینم حالم بد میشه چه برسه به کشتن و این حرفا الانم عکسو اصلا نگاه نکردم فک کنم تنها چیزیه که من خیلی میترسم و چندشم میشه:\
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
واقعا ؟ زهرا ....ببین خیلی کوچیکه ها ...همش اندازه یک انگشته خخخخ
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/١٤
٠
٠
جالب بود مرسي:)
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
خواهشی جات ..قابل شما رو نداشته بید :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/١٤
٠
٠
حالا عکس این سوسک رو نمیگذاشتین نمیشد/حال آدم به هم میخوره خب
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
اوا ؟ شما دیگه چرا ؟ عکس به این قشنگی گذاشتم یادگاری بمونه ...
e_universal
e_universal
٩٣/١١/١٤
٠
٠
زین پس به جای واژه چندش آوره سوسک از کلمه "جان سخت" استفاده کنید :)
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
بزارید با اقای حداد ِ عادل هماهنگ کنم نتیجه رو بهتون میگم ...مرس از پیشنهاد :)
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/١١/١٥
٠
٠
این کامنتایی که دوستان گذاشتن مال انجمنِ خاطره ی کثیفه فک کنم....حالم به هم خوزد رسما.....!!!!
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
یعنی چی ؟؟؟؟؟ چرا اخه ...بخاطر یه سوسک ک ک ک ک ؟
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١١/١٥
٠
٠
جیییییییییییییییییییییییییییغ://////////////////دااااااااااااااااااااد:/فریااااااااااااااااااااااد:/فراااااااااااااااااار با سرعت 80000000000000000000در ثانیه:/افتابی نشدن در میدان مبارزه به مدت یک هفته تا فراموش شدن واقعه اخیر:/ین بود واکنش های من بعد مشاهده این موجود خبیث://///////////عووووووووووق:/
سلما
سلما
٩٣/١١/١٧
٠
٠
عحببببببببببببببببببببببببببب..هر دو روز یه بار یه دونه از اینا رو میکشم باید به خودم لقب زن ِ شیر دل یدم والا :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤