دوستت دارم‌هایی که نگفتم...

دوستت دارم‌هایی که نگفتم...

نویسنده : رضا تمجیدی

دوستت دارم...

به این جمله کوتاه علاقه خاصی داشتی. هر وقت آن را به تو می‌گفتم جوابی نمی‌دادی ولی از سرخ شدن گونه‌هایت می‌فهمیدم که گل از گلت شکفته. معلوم بود دست و پایت را گم می‌کردی. فکر می‌کنی نمی‌فهمیدم چقدر بهم می‌ریزی؟

آن زلزله‌ای که در قلبت اتفاق می‌افتاد پس لرزهایش را در چهره‌ات می‌دیدم.

چقدر یاد آوری میکردم به خودم که هر شب این جمله را به تو بگویم ولی فراموش می‌کردم! می‌دانی نه این‌که چون نگفتم، دوستت نداشته‌ام. باور کن فراموش می‌کردم. فراموش که نمی‌کردم، راستش خجالت می‌کشیدم.

هر روز در آن هجمه کاری‌ام تمرین می‌کردم که شب لااقل یک دوستت دارم بگویم، ولی شب...

نمی‌دانم چرا آن‌قدر خجالتی شده‌ام. شاید چون بزرگتر شده‌ام.

هر شب می‌گویم باشد فردا شب....

یاد آن قدیم‌ها افتادم که برای یادآوری کارهایم یک نخ به انگشتم می‌بستم تا فراموشم نشود.

آری از امروز یک نخ به انگشتم می‌بندم تا یادم نرود بگویم دوستت دارم.

ولی باز شب و تردید و خجالت...

فردا یک نخ دیگر به انگشت دیگر تا دوبار بگویم.

آه...

امروز انگشتانم پر شده از نخ‌های رنگ و وارنگی به اندازه‌ی تمام دوستت دارم‌هایی که نگفتم، مادر...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
خیلی زیبا بود:)))))))))
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون دوست خوبم
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
آخـــــــــــی:)))منم خیلی وقتا به بابام بیشتر خجالت میکشم:/کاش همیشه سایشون بالاسرمون باشه:)قشنگ نوشتین:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
انشاا... سایشون تا همیشه روی سرتون باشه.ممنون بخاطر وقتی که گذاشتید دوست من
*Mahdie*
*Mahdie*
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
هووووووووووم خیلی احساسی توپی بووود عالی...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون خوشحالم که متن رو دوست داشتید و سپاس بخاطر حضورتون
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
عالی بود ... واقعا محشر بود ... احسنت .... :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون حمید جان یار قدیمی همیشه من رو خجالت زده میکنید و سپاس از اینکه متنذهای من رو همیشه مطالعه میکنید و نظرتون رو بیان میکنید
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
وظیفه ست رضا جان ... برای مطالب خوب شما باید بیان احساسات کرد ... :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
و این از بزرگواری شماست
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
چه پایان محشری... امان از این خجالت کشیدنا‎:(‎
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
همیشه خجالت کشیدن باعث نگفتن حرفایی میشه که باید گفت ولی متاسفانه خیلی ها درگیر این مساله هستن ممنون بخاطر حضورتون دوست خوبم
راتا
راتا
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
فوق العاده بود:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
سپاس گذارم دوست خوبم
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
بسیار خوب واحساساتی بود . ممنون .
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
ممنون دوست خوبم
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
آخــــــــــــی...خیلی هم زیبا...منم خجالت میکشم ('^_^)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
ممنون دوست عزیز بخاطر حضورتون
رها
رها
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
من پروو تر از همه شماها بودم/اخه تقریبا هر روز به بابا میگفتم دوستت دارم و پشت بندش دستشو می بوسیدم ولی خجالت میکشیدم صورت ماهشو ببوسم/اخرین بار صورتشو تو کفن بوسیدم/دستاش پوشیده بودن/4 ساله با این کلمه غریبه ام فقط پارسال به یکی گفتم دوستت دارم که گفت من ندارم دیگه تموم شد.
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
متن شما هم زیبا بود ممنون بخاطر حضورتون
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
منم خجالت میکشم به جفتشون بگم ... چقدر بد ... میترسم از اون روز که حسرتشو بخورم ...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
امیدوارم بتونیم یکروز این خجالت رو کنار بگذاریم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
آقا رضای عزیز تولدت مبارک ... اینم اون دوستت دارمی که نگفتم ... آی لاو یو ... :)))
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات