رد پای من روی دنیا

رد پای من روی دنیا

نویسنده : ali_derugar

دل همچون سيمان تازه مي‌ماند و دل بستن مثل ايستادن روي آن. هر چه بگذرد سيمان سفت‌تر مي‌شود و جدا شدن از آن سخت‌تر. بياييم روي سيمان دنيا قدم بزنيم تا زياد بهش دل نبنديم و موقع جدا شدن راحت‌تر دل بكنيم.

اگر درست قدم برداريم جاي پای‌مان خوانا و زيبا و اگر كج قدم برداريم اين جاي پا ناخوانا و زشت باقي خواهد ماند.

اگر قدم نمي‌زني كه هيچ؛ حساب آينده‌ات روشن است ولي اگر قدم مي‌زني لحظه‌اي بايست و به پشت سرت بنگر كه تا به‌حال چگونه قدم برداشتي.

كمي تامل كن و اينك ادامه راه باز هم انتخاب با توست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
ایده قشنگی رو به چالش کشیدید اما کمی آشفته بود این یادداشت... "تا" در انتهای سطر اول بنظر اضافه میاد که گنگ کرده نسخه پیچیِ نویسنده رو. بالاخره قدم بزنیم یا نزنیم؟ روی سیمانِ تازه یا سفت شده؟ و در سطور بعد هم که قصدِ صدور حکم داشتید(بخصوص خطوط سوم و چهارم)، "اگر" ها کاملا به اندازه و به جا بودند و کاش خط آخر رو هم با یک "اگر" دیگه تموم میکردید. همین خط آخر، بافتِ یکدستِ یادداشت رو تحت الشعاع قرار داده./ دست نوشته های قشنگی از شما خوندم و منتظر بعدی های قدرتمندتر می مونم. موفق باشید.
ali_derugar
ali_derugar
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
گفتم کمی بایست نه کلا ريا،ممنون از نظرتان
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
مرســــــــــــي
ali_derugar
ali_derugar
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
مخلصیم جیییگگگررررر
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
تشبيه جالبي بود مرسي:)
ali_derugar
ali_derugar
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
درود بر مصطفی عزیز
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
اسن خوبی داشت که ذهن خواننده رو جذب میکرد متن جالبی بود از لحاظ موضوع اما کمی باید روی سبک نوشته کار کنید و زبان رو قوی کنید! موفق باشید
ali_derugar
ali_derugar
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
زبان لال است در مقابل این همه لطف شما،چه بگویم
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
چ وجه تشبیه خوبی بود:) عالی همین و بس :")
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/١٠
٠
٠
ناراحت شدید?من قصدجسارت نداشتم اسم رو هم نوشتم اسن اشتباه شده
m-nik110
m-nik110
٩٣/١١/١٠
٠
٠
خوب بود تشبیه خوبی بود موفقیات!:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٠
٠
٠
سلام: زیبا و دلنشین بود. امیدوارم که همۀ ما درست قدم برداریم. دلتون خالی از هر غمی باد.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/١١
٠
٠
بله شاعر میفرمایند : در این دنیا نمی گیرم سرایی / که دنیارا نمی بینم وفایی /به دنیا دل نبنده هر که مرده / که دنیا سربه سر اندوه و درده/به قبرستان گذرکن تا ببینی / که دنیا با رفیقانت چه کرده.... درست میگین ...باشد که رستگار شویم...مرسی از شما...قلمتآن مستدآم (^_^)
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١١
٠
٠
تشبیهت خوب بود ولی به نظرم پایان بندی «رو» و امری نوشته شده بود. شاید باید یک طور دیگه تموم بشه
ye_pesar
ye_pesar
٩٣/١١/١١
٠
٠
تشبیه عالی بود
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
انتخاب سبک زندگی تصمیم مهمی برای نسل هاست
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠