من و تب اشتراک عکس؛ یهویی!
چرا این روزها ما وقت زیادی را برای عکاسی و به اشتراک گذاشتن آن صرف می‌کنیم؟!

من و تب اشتراک عکس؛ یهویی!

نویسنده : مریم شیعه زاده

پشت ترافیک، در ماشین‌تان منتظرید که با دیدن کودکی دست فروش، دست به تلفن همراه‌تان می‌برید و در حالی که کودک از روی عادت به رهگذران التماس می‌کند، عکسی از او می‌گیرید و فورا به این فکر می‌کنید که چه جمله‌ای باید برای این عکس نوشت و در اینستاگرام یا فیس بوک گذاشت! وارد سالن جشن، کنسرت یا هرجای دیگری می‌شوید و به این فکر می‌کنید که دیگران هم باید بدانند من در این لحظه و در این مکان حضور داشته‌ام و باز هم همان سناریو تکرار می‌شود. حتی عجیب‌تر از آن این‌که غذای هوس انگیز و خوشبویی جلوی شماست اما قبل از آن‌که کمی از آن را بچشید، عکسی از آن می‌گیرید و در طول خوردن غذا به ویرایش‌هایی که باید روی عکس انجام شود، فکر می‌کنید. 

گسترش موج عکاسی و به اشتراک گذاشتن عکس‌ها در فضاهای سایبر، اتفاقی ست که این روزها دامن گیر بسیاری از جوانان شده است. اتفاقی که رد پای آن، در همه رسانه‌های اجتماعی دیده می‌شود و شاید بتوان گفت که رنگ و بوی یک رقابت را به خود گرفته است! 

 

عکس گرفتن همیشه و همه جا 

در یکی از خیابان‌های پر رفت و آمد شمال شهر نشسته است و کودکان زیادی دور او جمع شده‌اند. در میان همه آن‌ها دو دختر جوان به چشم می‌خورند که از مرد میانسال درخواست می‌کنند تا بتوانند چند عکس از جوجه‌های رنگی که برای فروش آورده است، بگیرند. مرد شانه‌ای بالا می‌اندازد و می‌گوید «خب؛ بگیرید!»

وقتی کار دخترها تمام می‌شود و چند قدم آن طرف‌تر مشغول بالا و پایین کردن عکس‌ها هستند به سراغ‌شان می‌روم و خودم را معرفی می‌کنم. غزال 21 سال دارد و سارا 20 سال. هر دو دانشجوی گرافیک هستند و وقتی از آن‌ها می‌پرسم چرا از جوجه‌های رنگی عکس گرفتید، سارا می‌گوید: «جوجه‌های بامزه و خوشگلی بودند. کلا حیوانات همیشه برای من جذاب‌اند.» به سارا می‌گویم: « خیلی راحت می‌توانستی عکس جوجه‌های رنگی را از اینترنت بگیری و آن‌ها را تماشا کنی.» بعد سارا با لبخند می‌گوید «خب آن عکس‌ها را همه دیده‌اند.» وقتی از او می‌پرسم تصمیم دارد آن‌ها را به اشتراک بگذارد، پاسخ‌اش مثبت است و ادامه می‌دهد: «محیط اینستاگرام را دوست دارم و مدتی ست که در آن فعال هستم و تقریبا هر هفته چند عکس را روی صفحه شخصی‌م قرار می‌دهم. غزال هم می‌گوید این از اپلیکیشن استفاده می‌کند اما کمتر از سارا. به بچه‌ها می‌گویم «پس همیشه حواستان به همه جا هست و هیچ لحظه جذابی را از دست نمی‌دهید.» که غزال با خنده حرف‌ام را تایید می‌کند و می‌گوید: «من و سارا نیمی از روز را با هم هستیم. نمی‌شود گفت هر روز اما اغلب روزها یکی دو لحظه را شکار می‌کنیم. مثلا در دانشگاه، توی سلف مشغول خوردن غذا، در کارگاه یا حتی سرکلاس و موقع تدریس استاد!» 

 

انتقال حال و هوای خوب زیارت با عکس

سعی می‌کنند خودشان را در موقعیت مناسبی قرار دهند تا عکس بهتری از حرم بیندازند! علی و اشکان دو جوان بیست و چند ساله تهرانی هستند که به همراه دوستان‌شان به مشهد سفر کرده‌اند. وقتی با آن‌ها گفت‌وگو می‌کنم و متوجه می‌شوم این عکس‌ها را برای صفحه فیسبوک‌شان می‌خواهند، به دست‌هایی که از سرما سرخ شده است اشاره می‌کنم و از علی می‌پرسم، عکس گرفتن در این شرایط برای او سخت نیست؟! «سخت که هست! اما در دو روزی که مشهد هستیم، عکس‌های زیادی از مراسم‌ها و حرم گرفته‌ام و دوستانم خیلی خوش‌شان آمده. امروز روز آخری ست که در مشهد هستیم و می‌خواهم دستم پر باشد و برای امشب هم عکس داشته باشم!» وقتی از او می‌پرسم این کار باعث نمی‌شود خودش از لحظات آخر استفاده کافی را نبرد و مدام هوش و حواسش به دوربین و عکس‌ها باشد، لبخند می‌زند و می‌گوید: «نه! این طور نیست. عکس گرفتن برای من دغدغه محسوب می‌شود، اما نه آن‌قدر که خودم از این فضا استفاده نکنم. با این کار هم خودم حس خوبی دارم و هم این حس را به دیگران منتقل می‌کنم» 

 

دانشجویان عکاسی خبری: اخلاق فراموش نشود! 

عکاسان خبری؛ دانشجویانی که ثبت لحظات ناگهانی تخصص آن‌هاست و باید بتوانند در هر شرایطی لحظات خاص را شکار کنند! وقتی حضور در جمع آن‌ها قطعی می‌شود، چند عکس را از انبوه عکس‌ها جدا می‌کنم تا نظرشان را در خصوص آن‌ها بدانم. عکس از فردی که با پیکر مرحوم سیمین بهبهانی سلفی می‌گیرد، جمعیت زیادی که در مراسم تشیع جنازه مرحوم پاشایی دست به دوربین ایستاده‌اند و عکسی از درگیری چند دختر نوجوان با فرم مدارس.

وقتی این سه عکس را در مقابل آن‌ها قرار می‌دهم و می‌خواهم یکی از آن‌ها در مورد عکس‌ها صحبت کند، مریم اینطور بحث را آغاز می‌کند: «درباره عکس اول فقط می‌توانم بگویم نشان می‌دهد عده‌ای از مردم هنوز فرهنگ استفاده صحیح از برخی تکنولوژی ها را ندارند. این عکس تاسف برانگیز است.» ساسان حرف‌های مریم را تایید می‌کند و می‌گوید: «عکس‌های تشیع جنازه خیلی زود در خبرگزاری‌ها منتشر می‌شد، اما عجیب است که همه در حال عکس گرفتن و یا فیلم برداری هستند. انگار که میدان رقابت آن‌ها را وادار کرده است تا به وسیله عکس اثبات کنند که در آن‌جا حضور داشته‌اند.» از بچه‌ها می‌پرسم به عنوان چند عکاس خبری نظرشان در خصوص به اشتراک گذاشتن عکس‌ها در فضای مجازی چیست، محمد فورا پاسخ می‌دهد: «این امکان تعریف عکس و عکاسی را تغییر داد و دید مردم را به کلی عوض کرد و به نظرم این اتفاق خوبی ست. من به عنوان دانشجوی عکاسی خبر، خوشحال می‌شوم که ببینم دوستانم عکس‌های زیبا و حرفه‌ای می‌اندازند اما گاهی سوژه عکاسی، سوژه خوبی نیست. برای مثال عکس گرفتن از زندگی خصوصی افراد سرشناس، درگیری چند نفر و هر نوع ورود به حریم خصوصی افراد غیر اخلاقی ست.» مریم حرف‌های محمد را قطع می‌کند و می‌گوید «ببینید، ما هر امکاناتی که در اختیار داریم و در هر جایگاهی که هستیم نباید اخلاق را فراموش کنیم و یادمان باشد حفظ آبروی مردم خیلی خیلی مهم است. به اشتراک گذاشتن عکس‌ها به خودی خود ایرادی ندارد اما اگر اخلاق در آن‌ها حفظ شود.» 

 

 

«جواد افتاده» پژوهشگر رسانه‌های اجتماعی می‌گوید؛

جذابیت عکس؛ متن را پشت سر گذاشت

«مشاهدات عینی من می‌گوید که این یک تب جهانی است که تنها به ایران محدود نمی‌شود و البته باید تاکید کنم که باید تحقیقات این زمینه را بررسی کرد.» این‌ها بخشی از صحبت‌های یک پژوهشگر رسانه‌های اجتماعی ست. «جواد افتاده» در خصوص این جریان می‌گوید باید آن را قبول کرد و اجازه داد تا مردم از شور اولیه خارج شوند و همه چیز به حالت طبیعی بازگردد. 

+ چرا در کشور ما شبکه‌های اجتماعی تا این اندازه محبوب‌اند؟

اجازه بدهید کمی این مسئله را بیشتر باز کنیم. یکی از کارکردهای شبکه‌های اجتماعی در ایران ایفای نقش نهادهای مدنی است. به عبارتی وقتی نهادهای مدنی به راحتی نتوانند فعالیت کنند، شبکه‌های اجتماعی جایگزین آن‌ها می‌شود و نقش آن‌ها را بازی می‌کنند. یا این‌که وقتی کاربر صدای خود را در رسانه‌های جریان اصلی از قبیل رادیو، تلویزیون و مطبوعات نبیند. به سراغ رسانه‌های اجتماعی می‌رود تا حرف خود را به گوش دیگران برساند. به جرات می‌توانم بگوییم نگرانی‌هایی که امروز برخی شخصیت‌ها و مسئولین مختلف درباره شبکه‌های اجتماعی در کشور دارند، نگرانی‌هایی است که در جامعه فیزیکی وجود دارد و ما چشمان‌مان را به روی آن‌ها بسته‌ایم و حالا در جامعه آنلاین و در قالب شبکه‌ها یا رسانه‌های اجتماعی انعکاس می‌یابد. بنابراین باید مشکل را در جای دیگری جستجو کرد. ابزار مهم نیست. بلکه باید به سراغ شخصیت و فرهنگ افراد و جامعه برویم. 

+ این روزها اغلب جوانان از دریچه دوربین به اطرافشان نگاه می‌کنند، یعنی با دیدن هرچیزی اول به این فکر می‌کنند که تصویری از این نما چند تا لایک می‌گیرد و مخاطبان چقدر خوششان می‌آید! شبکه‌های اجتماعی عکس محور تا چه اندازه در گسترش این فرهنگ دخیل بوده‌اند؟

اجازه بدهید به کارکرد اینستاگرام در ایران اشاره کنیم. اینستاگرام به واقع با این‌که یک اپلیکیشن عکس محور است، اما در ایران نقش شبکه اجتماعی را ایفا می‌کند. به دلیل این‌که اینستاگرام فیلتر نیست. کاربران به راحتی به علت جذابیت بیش از اندازه این اپلیکیشن به سراغ آن می‌روند. به واقع می‌توان گفت واقعی‌ترین شبکه اجتماعی عمومی در حال حاضر شاید اینستاگرام در کشور باشد. زیرا هنرمندان و شخصیت‌های گوناگون نیز به شدت فعال هستند. پایان نامه ارشد بنده درباره شبکه اجتماعی توییتر بود و بیش از 30 هزار کاربر فارسی زبان توییتر را بررسی و تحلیل کردم. همان‌طور که می‌دانید توییتر یک سرویس میکروبلاگ و شبکه اجتماعی است. یعنی بیشتر کار اطلاع رسانی و خبررسانی انجام می‌دهد. یکی از نتایج عجیب پایان‌نامه من این بود که ایرانی‌ها برخلاف اکثر مردم دنیا در توییتر به جای توییت کردن در حال چت کردن هستند! این قضیه شاید در اینستاگرام هم نمود پیدا کند. در وایبر که دیگر غوغا می‌کند. ایرانی‌ها از وایبر که یک اپلیکیشن پیام رسان شخصی به عنوان یک سرویس چت عمومی در قالب گروه‌های گوناگون استفاده می‌کنند. البته این موارد نیاز به تحقیق‌هات بیشتری دارد که بتوان با اطمینان بیشتری حرف زد. 

اما در پاسخ به بخش دیگر سوال‌تان باید عرض کنم حتما لایک و ابزارهای دیگر شاخص‌های انگیزشی خوبی برای فعالیت کاربران است. اما نباید تنها به این موضوع محدود شود. همه دوست دارند لایک شوند کامنت بگیرند و غیره اما باید دید که قبل از این مسائل چه خلاءهایی در جامعه وجود دارد که در شبکه بازنمود می‌یابد. 

+ برخی معتقدند که این اتفاق رقابتی ناخواسته است که با ورود شبکه‌های اجتماعی جوانان ما با آن درگیر شده‌اند، نظر شما به عنوان پژوهشگر رسانه‌های اجتماعی چیست؟ 

نسل من در کوچه و خیابان و بازی‌هایی مثل فوتبال و غیره بزرگ شده است. نسل برادر بزرگتر من اصلا بازی نکرد و همیشه درگیر جنگ و غیره بود. چه اشکالی دارد که نسل امروز گیم بازی کند! وارد شبکه‌های اجتماعی شود. ما باید درک کنیم که با تغییر جامعه و بخصوص فناوری، ذائقه افراد تغییر می‌کند. این موضوع در اینترنت و رسانه‌های اجتماعی نیز بسیار سریعتر و پیچیده‌تر در عین سادگی است. حتما می‌شود استفاده خوب و مناسب از شبکه‌های اجتماعی کرد. تنها باید مثل تلویزیون، رادیو، ماهواره و ویدیو به فناوری و مردم اجازه داد که از شور اولیه خارج شوند و بعد کم کم به حالت معقول و منطقی استفاده می‌کنند. 

+ ثبت لحظات و اشتراک گذاری آن در شبکه‌های اجتماعی در کشورهای دیگر هم انجام می‌شود؟ 

اینستاگرام به تازگی اعلام کرد که 300 میلیون کاربر فعال ماهانه دارد و از توییتر رد شده است. مطمئنا عکس جذابیت بیشتری نسبت به متن در شبکه‌های اجتماعی دارد. مشاهدات عینی من می‌گوید که این یک تب جهانی است که تنها به ایران محدود نمی‌شود و البته باید تاکید کنم که باید تحقیقات این زمینه را بررسی کرد. 

+ این اتفاق به نوعی افشای زندگی شخصی نیست؟ ممکن است بواسطه آن حریم‌های خصوصی روز به روز کمرنگ‌تر شود؟ 

حتما مهمترین انتقاد به شبکه‌های اجتماعی بحث نقض کردن حریم خصوصی افراد است. حتما سرویس‌دهنده‌های شبکه‌های اجتماعی تنظیمات حریم خصوصی را سخت می‌کنند. چون آن‌ها به دنبال تجارت خود هستند و هرچه مطالب و پروفایل‌ها عمومی‌تر باشد، آن‌ها استفاده تبلیغاتی بیشتر می‌توانند انجام دهند. به نظرم هر کسی باید سواد و اطلاعات لازم را برای تنظیم کردن حریم خصوصی خود در شبکه‌های اجتماعی را داشته باشد و باید آموزش ببیند. الان باز بخواهم بگویم که کار دولت یا حاکمیت آموزش سواد رسانه‌ای به مردم و جوانان است، شعار دادم و کسی گوش نمی‌کند. اما وظیفه ما این است که همچنان تکرار کنیم که تنها راه بلند مدت مواجهه با شبکه‌ها یا رسانه‌های اجتماعی افزایش سواد یا آگاهی مردم است. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آسمانه
آسمانه
٩٣/١١/٠١
١
٠
من عکاسی رو خیلی دوست دارم و البته اینستاگرام رو !! همین طور که نوشتن و وبلاگم رو ! از وقتی هم که از عکاسی خوشم اومده بیشتر به پدیده ها و خصوصا طبیعت توجه میکنم و این باعث شده از اطرافم لذت بیشتری ببرم و توجه بیشتری داشته باشم. ممنونم مریم جان بابت گزارش خوبت :)
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/٠١
٠
٠
منم عکس میگیرم ولی نه دیگه دراین حد افراطی خخخخخ مرسی واقعا موضوع جالبی بود
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
حق با توئه :) رسانه های اجتماعی عکس محور از جذابیت زیادی برخوردارن و مزایای زیادی می تونن برای افراد داشته باشن :) // چقدر خوبه که از این زاویه به عکس و عکاسی نگاه می کنی :) // لطف داری عزیزم [شیرینی تموم شدن درس و مشخ هم فراموش نشود!]
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١١/٠١
٠
٠
يادش بخير تو وبلاگم عكس غذاهاي رستوران هاي مختلف رو مي گذاشتم ... . مرسي نكته خوبي در مورد اين تب بود .
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
چه جالب! اگه زودتر با شما آشنا می شدم حتما هرروز به وبلاگتون سر می زدم خخخ خاهش میشه :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/١١/٠١
١
٠
مورد دیدم یه قدم که بر میداشت...یه عکس از خودش میگرف..بالفور میزاش تو صفحه اجتماعیش...اسمشو گذاشته بودیم یهویی..:|...عکس گرفتن به هر قیمت و از هر سوژه ای واقعا خوب نیست...نمیدونم چرا ولی از سلفی گرفتن بدم میآد...با تشکر از گرندمآی زحمت کش...:)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
١
٠
منم یکی دو نفرو سراغ دارم :| آقا مدل لباسه، خانوم عکاس! :\ میشه گفت توی هر ساعت این زن و شوهر دو سه تا عکس از خودشون میگیرن :| // سلفی سبک عکاسی جدید و جذابیه؛ اما خب بعضی اوقات سلفی های هرجایی خلق الله حسابی رو اعصابه آدم راه میره :)
S_sad
S_sad
٩٣/١١/٠١
٠
٠
یه مدت خیلی عکس میگرفتم ولی دیگه اینکارو نکردم. میدونید بعد از یه مدت آدم کلی عکس داره که اگر وقت کنه مرورشون کنه به جای زنده شدن خاطرات خوب فقط یاد تقلا هایی که برای عکس گرفتن کرده میفته. از یه مهمونی یا تفریحای دسته جمعی میشه یکی دو عکس گرفت و بقیه مدت رو خوش گذروند.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٢
١
خوبه که به این نتیجه رسیدین :) به اعتقاد منم گاهی دغدغه عکاسی و ثبت یه لحظه اجازه لمس اون لحظه رو به آدم نمیده :)
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٣/١١/٠١
٠
٠
اه خیلی از عکس سلفی بدم میاد
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عه چرا؟؟
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٠
١
چه عکس کاربری زیبایی :) // هرچیزی به خودی خود بد یا خوب نیس :) این ما هستیم که با رفتارمون صفت خوب یا بد بودن رو بهش اضافه می کنیم :)
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
دوس ندارم دیگه
imanhkt
imanhkt
٩٣/١١/٠١
٠
٠
یادم باشه با مدرک مهندسی ام یه سلفی بگیرم... بزارم ...
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠١
٠
٠
کی؟
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠١
٠
٠
من یادآوری میکنم به شما، نگران نباشید!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
پس یه چندسالی باس منتظر بمونیم! :دی
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠١
٠
٠
چیز بدی نیست که ... هست؟؟؟
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
همون طور که توی گزارش اشاره شد هم می تونه خوب باشه و هم بد :) به من و شما بستگی داره علی آقا :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عجب یادداشت کاملی! کاش روزهای موجِ مرحوم پاشایی می نوشتیدش. ضمنا اون عکس اول چیه گذاشتین با اون همه سس؟ انصافه آخه؟ افسردگی حاد گرفتم از اینکه ندارمش که بخورمش!/ ممنونم خانم شیعه زاده بزرگوار. با قلم توانای شما یک یادداشت گزارشی عالی از کار دراومده. مرسی خبرنگارِ بزرگِ آینده!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
حق با شماست؛ این سوژه برای اون ایام بسیار مناسب بود :) // منم مثل شما! از همین تریبون هم اعلام می کنم گذاشتن این تصویر خوشمزه توی مطلب کار آقای فروزان و وصله مرفه بی درد بودن به ما نمی چسبه خخخخ // شما لطف دارید ممنونم :)))))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
نچ نچ نچ! باید حدس میزدم کار همون ایشونِ مرفه بزرگِ بی دردِ معروفه... حلالم کنید خواهرجان، به شما تهمت رفاه زدم! رو سیاهم. خدا از باعث و بانیش نگذره!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
سلام:بسیار سپاسگزارم از مطلب کاملتون. پیروز باشید
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
ممنون از لطف تون :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
سلام: خواهش میکنم.
Shadi_kh
Shadi_kh
٩٣/١١/٠٢
٢
٠
جواب سوال "چرا در کشور ما شبکه‌های اجتماعی تا این اندازه محبوب‌اند؟" واقعا تامل برانگیز بود!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٤
٠
متاسفانه واقعیت امر همینه :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
گزارش شیکی بود ... من از تیکه اخلاق فراموش نشود بیشتر خوشم اومد...و مصاحبه آخر.... به نظر من یه کم دیگه بگذره مردم از شور اولیش خارج میشن.... مرسی از شما قلمتآن مستدآم (^_^)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
گفت و گو با بچه های عکاسی خبر برای خود منم خیلی مفید بود :) حرف های بچه ها تلنگر خوبی بود :) // منم با شما موافقم و امیدوارم این اتفاق زودتر بیفته :) ممنون عزیزم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
واقعنـــــــــم :( ز دست "لاین" و "وایبر" هر دو فریاد! / که ما را بد رقم کردند معتاد! /امان از "واتساپ" و "بی تالک" و "تانگو" /"اینستاگرام" که دیگر کرده بیداد../ چنان درگیر دنیای مجازیم/که دنیای حقیقی رفت از یاد....
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
:)
المیرا
المیرا
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
نوشته بسیار زیبایی بود لذت بردم هر چند خوده من هم درگیر همین مسئله هستم!!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
ممنونم :)
هاچ
هاچ
٩٣/١١/٠٢
١
٠
اینا رو ول کن! اون جوجه رنگیا رو کجا میفروختن؟! شمال شهر میشه کجا؟! هنوزم هست؟!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سه تا بیشتر بخای پست رایگان داره! :دی
maede
maede
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
آره خواهرزاده5ساله منم الان که داشتم گزارشو میخوندم عکسو دیده میگه اونا چیه؟!میگم جوجه رنگیه!میگه وای چه قشنگه منم دوست دارم یدونه جوجه رنگی داشته باشم! :) عکس هنری و قشنگی میشه.
هاچ
هاچ
٩٣/١١/٠٢
١
٠
اگر کسی دوست داره راه که میره بر و بر از خودش عکس بگیره یا از در و دیوار، به نظرم شایسته نیست که ما بخوایم محکومش کنیم. میدونی اگه کسی این کارو میکنه دلیلش اینه که علاقه داره. اگه هم دلیلش شبکه های اجتماعی باشه بازم یعنی به این کاری که میکنه علاقه داره!دیگه طرف واسش مهم نیست که زندگی خصوصیش بخواد رو دایره باشه. اشتراک گذاریه عکساش توی شبکه ی مجازی وقتی با علاقه ست به نظرم بهتر از راه رفتنه بی علاقه ی من توی خیابونه!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٣
١
٠
موضوع گزارش محکوم کردن عکس برداری و اشتراک گذاری توی شبکه های اجتماعی نیست :) بحث مون افراط توی این مسئله ست که بازهم محکومش نکردیم :) اساسا گزارشی که نظر شخصی و یا احساسات نویسنده در اون دخیل باشه، گزارش مطلوب و قابل اعتمادی نیست :)
غ-مريم
غ-مريم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
بعضي از اين عكس گرفتناي ما واقعا ديگه مسخره اس يعني تو هر كاري بايد از اون ور بوم بيفتيم يادمه مام كه تازه گوشي افتاده بود دستمون از خودمون تو هر موقعيتي عكس ميگرفتيم خوشحالم بوديم ديگه يه روز بزرگترا تصميم گرفتن گوشيامونو بگيرن آتيش بزنن كه ديگه فهميديم يه كم دچار افراط شديم قبل از اينكه گوشي هامون دچار سوختگي بشن خودمون دست و پامونو جمع كردينم خخخخخخخخ
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
خخخخ دَس گل بزرگترا درد نکنه خخخخخخخ
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
مطلب فوق العاده ای بود ، وقتی تو ملت تو گروگانگیری سلفی میگیرن دیگه چه انتظاری دارید !!! :/
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
گروگان گیری؟! :| جدا!؟ :|
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
بله تو گروگانگیری سیدنی ! توریست های همیشه حاضر در صحنه سلفی میگرفتن ! :/
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
بهترین بازی رو کردیم ! اصن ناراحت نیستم! وقتی فریاد های سید جلال و میبینم برای شروع مجدد بازی ناراحتیم کم میشه. ... وقتی روحیه علیرضا حقیقی رو میبینم ک با اون ضربه ی محکم باز دوباره برای مردم کشورش پا میشه بازی میکنه ناراحتیم کم میشه. ... وقتی خوشحالی ها و غیرتی شدن کارلوس کی روش پرتغالی رو برای تیم ملی کشورمون که هیچ دخلی واسش نداره رو میبینم ناراحتیم کم میشه. ... وقتی غیرت بچه های ایران و میبینم ک با وجود ده نفره بودن نود دقیقه رو مث شیر دویدن و چندین بار بازی مساوی کردن ناراحتیم کم میشه درسته باختیم ولی مردونه باختیم. ... دمت گرم ایران
هاچ
هاچ
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
این نظر اینجا چیکار میکنه
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
معتقدم نباید از باخت ناراحت شد :) چون به هرحال اینم جزئی از روند رو به رشد مونه؛ فی الواقع داریم می کاریم تا سال های آتی برداشت کنیم :) [ خخخ :) ]
m-nik110
m-nik110
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
عالی بود همدس کانل و خواندنی متاسفانه خیلی تب عکس آن هم عکسهای سلفی داغ شده
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
سلفی که خیلی خوبه. من عاشق عکسای یهویی ام. مخصوصا یهویی های سرکار که خیلی زیادن :)) دیده شده حتی وسط جلسه با هیات مدیره شرکت کره ای طرف قرارداد سلفی گذاشتیم اینستا :)) بله اینجوریم ماااا
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ممنون. گزارش جامع و شامل و کاملی بود. خداروشکر من نه فعال فیسبوکم و نه اینستاگرام و نه اونقدر خوش عکس که مدام عکس سلفی بگیرم!!!خخخخ
maede
maede
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
من خودم عاشق عکس و عکاسیم و یه جورایی من و یک عدد دوربین تو بیشتر موقعیت ها حضور داریم اما اهل منتشرکردن هر عکسی و هرجایی نیستم.البته اینستا عضوم و میخوام فعالیت داشته باشم اونجا ولی اینکه از هرچیزی عکس بگیریم و به اشتراک بذاریم جالب نیست.مثلن اون جوجه رنگیا و حرم خب عکسای قشنگی میشن :) مرسی از گزارشت :)
admincheh
admincheh
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
لذت از دست دادن ثانیه های خوب رو این عکسا گاهی می گیرن گاهی خاطره می کنن؛)
بهنام شوشتری
بهنام شوشتری
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
مطلب بسیار حرفه‌ای و ساختارمند نوشته شده بود. ممنونم
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
واقعا تمام اين ها درسته عالي با طعم پرتغالي ^__^ ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
نقدی بر تیتراژ پایانی آخر قسمت از این سریال

هشت و نیم دقیقه

٩٥/٠٩/١٨