چرا جهان سومی شدیم؟!
این یادداشت اصلا طنز نیست

چرا جهان سومی شدیم؟!

نویسنده : مریم غلامزاده

نمي‌دانم شما هم مثل بنده تا به حال به اين‌كه چرا با وجود اين همه منابع و ذخاير ارضي و اين همه معدن و زمين‌هاي حاصل خيز و نيروي انساني تازه نفس و غيره، باز هم هشت‌مان گرو نُه‌مان است و صندوق توسعه ملي‌مان هم از خالي‌اي بوق مي‌زند، فكر كرده‌ايد.

طبق تحقيقات ما غير از دولت قبل، يكي ديگر از دلايل عدم پيشرفت ما در دنيا خود ما هستيم كه اين ما در دو دسته جاي مي‌گيريم.

دسته اول: آن دسته از ماهايي كه زياد اهل پيشرفت و كلا توي اين مايه‌ها نيستيم

يعني يك يارانه‌اي به ما بدهند و يك سبد كالايي و يك پرايدي كه پياده راه نرويم، خيلي پيشرفت كرده‌ايم و كلا در اوج قرار داريم و اصلا احساس جهان سومي در خودمان نمي‌كنيم و در كل آنچه واضح و مبرهن است اين‌كه اين دسته از ماها زياد براي پيشرفت اجتماع و اسم و رسم در كردن كشورمان كالري نمي‌سوزانيم.

اين دسته از ماها، از اصل «خدايا ما كه سيريم، شكم هر چي گشنه‌اس رو پاره كن» پيروي مي‌كنيم. حالا اين گشنه، مي‌تواند هم گشنه‌ی شكمي باشد، هم گشنه‌ي چشمي! و سرجمع اين دسته از ماها بيخيال دنيا، خودمان را عشق است، هستيم.

و دسته دوم: آن دسته از ماهايي كه اگر ببينم ديگري در حال پيشرفت است، همچين بزنيم زير لنگش كه با پوز بيايد زمين، چنان كه هوش و پيشرفت با هم از سرش بپرد و يادش نرود كه نبايد اين‌جا، از خيلي از ماها بيشتر پيشرفت كند و يا لااقل اگر خواست پيشرفت كند، قبلش  يك باجي، چربي سيبيلي، چيزي بدهد كه همه با هم پيشرفت كنيم  و اين دسته از ماها از اصل «ديگي كه برا من نجوشه ميخوام، سر حيوان وفادار در آن بجوشه» پيروي مي‌كنيم.

البته يك دسته سومي از ماها هم هستيم كه كمي بخيل تشريف داريم و اگر راهي براي پيشرفت پيدا كرديم، به هيچ كس هيچ چيز نمي‌گوييم و همين كه جيب و توبره‌مان را پر و پيمان كرديم، يواشكي پيشرفتيات‌مان را بر مي‌داريم و فلنگ را مي‌بنديم و مي‌رويم آن ور دنيا براي خودمان حال مي‌كنيم و اين‌جاست كه باز يك دسته چهارمي از ماها پيدا مي‌شويم كه هي سعي مي‌كنيم آن دسته از ماها را از آنور دنيا بكشيم اين‌ور دنيا، تا حق مردم را بگيريم و بگذاريم سر سفره‌شان و يك درسي به اين دسته بدهيم كه ديگر هوس اين نوع پيشرفت‌جات را نكنند.

و البته يك دسته پنجمي از ماها هم هستيم كه خيلي در فكر پيشرفت و آباداني خود و كشورمان هستيم اما چون جيب‌مان خالي است، هر چقدر هم گل لگد مي‌كنيم، هيچ كس براي طرح‌هاي‌مان تره هم ريز نمي‌كند. اين دسته از ماها هم از اصل «بي مايه فطيره» پيروي مي‌كنيم و در نهايت طرح‌هاي پيشرفتي‌مان را با خود به گور مي‌بريم.

و كلا اين همه صغري و كبري چيديم كه بگويم اگر به جاي اين‌كه الان جهان يكي جلوتر از اولي باشيم، در جهان سوم به سر مي‌بريم، به خاطر اين است كه كُخ از وجود خود ماست و از اصل «آنچه خود نداري براي ديگران هم نپسند» بدجور پيروي مي‌كنيم و همين باعث شده تا هميشه در همين‌جا كه هستيم درجا بزنيم و با اين تاريخچه درخشان به جاي پيشرفت در بعضی قسمت‌ها هر روز پسرفت كنيم.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٣٠
١
٠
با تئوری مطلب شدیدا موافقم! (به کلمه "پوز" اعتراض دارم جسارتا! در مورد چانه حیوانات کاربرد دارد نه انسانها) / از قلم شیوای شما لذت بردم و یقینا هر کس بهر حال در شمول یکی از دسته های پنجگانه هست! مرسی.
imanhkt
imanhkt
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
ما که اصالتا بیرجندی هستیم از کلمه ی پوز برای انسان ها استفاده میکنیم ... مشکلی نداره خیالتون راحت
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
البته که در گویش های مختلف معناهای متفاوت داره مهندس جان، اما معیار؛ زبان رسمی پایتخت هستش، که میشه فارسیِ سلیس!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
:) سلام جناب شمشیری ، به قول آقای نادری اینجا سایت جوان هست با درون مایه طنز ! سرکار خانم غلام زاده هم سبک خاص خودشون رو دارن ، استفاده از این نوع کلامات فکر نکنم پدیده عجیبی باشه ، در داستان های کوتاه اگر ذهنم درست حدث زده باشه مانند کباب غاز هم چنین لفظ هایی برای جذابیت نوشته استفاده شده است !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠١
٠
٠
سلام قربان. کباب غاز که اشکالی نداره. یک "اسم" هستش واسه یک نوع غذا. من با توجه به "شیوه انتخابی ایشون برای این یادداشت" عرض کردم. وگرنه که من متونی سراغ دارم و خوندم و حتی نوشتم که کلماتی "عریان تر" و "غیرمعمول تر" هم بکار بردند. درست ادای منظور کردم؟ قصدم تخریب متن ایشون یا اشکال گیری نبود! عرض هم کردم که: اعتراض داشتم. هین!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠١
٠
٠
اصلاحیه: همین.
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٠
٠
آقای شمشیری عزیز! منظورشون لفظ کباب غاز نیست، لغات استفاده شده در کباب غازه. منم متونی خوندم که از کلمه هایی استفاده کردند که ... بماند.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عذر خواهم جناب شمشیری منظورم داستان کباب غاز محمد علی جمالزاده بود :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
اون کتاب رو متاسفانه نخوندم. چه حیف. قلم فوق العاده ای دارند اون استاد. اجازه بدید بخونمش شاید قانع شدم. احتمال میدم کلا فرمت انتخابی استاد اون شکلی بوده. اما متنی رسمی بعید میدونم قابلیت این کلمات رو داشته باشه. ممنونم از تذکر شما.
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
ما هم سبكي داريم آقاي شمشيري و مطمئنا به همون شيوه مينويسيم از آقاي بهمنب هم ممنون به خاطر اينكه توضيحات كامل رو در اين باب دادن :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١٠/٣٠
٢
٢
به خاطر جنگ و انقلاب بود که جهان سومی شدیم/ما تا زمان جنگ با ترکیه برابر و حتا بلاتر ازش بودیم ولی الان اونها جهان سومی نیستن و ما هستیم
imanhkt
imanhkt
٩٣/١٠/٣٠
٢
٠
همین کشور ژاپن با بمب اتم با خاک یکسان شد ببین مردمانش چقدر تلاش میکنن و از نو همه چی رو میسازند
zohre_sh
zohre_sh
٩٣/١١/٠١
٢
٢
به خاطر انقلاب؟! شما نوکر انگلیس و آمریکا بودن رو پیشرفت میدونی!!!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١١/٠١
٢
٠
نه نمیدونم/این سوالتون ربطی به جواب من نداشت/من میگم جنگ باعث عقب افتادگی شد/کار دیگه ای به مسائل دیگه ندارم
zohreh_sh
zohreh_sh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
شما نوشتی انقلاب، مردم واسه اینکه از ظلم شاه و کشورهای مستکبر نجات پیدا کنند قیام کردند.و این ینی پیشرفت.
imanhkt
imanhkt
٩٣/١٠/٣٠
١
٠
جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد... پروفسور حسابی
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
بسيار زيبا دقيقا همون چيزيه كه منظور من بود اونم تو يه خط دم پرفسور حسابي گرم خدايي الكي نمگفتن پرفسور
mirza
mirza
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
با اصل مطلب اعلام موافقت می کنم و بر خلاف نظر آقای شمشیری باید خدمتتون عرض کنم که بر اساس سیاق متن، کلمه "پوز" در جای خودش قرار گرفته، بسیار سپاسگزار.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
آخه توی یک سایت رسمی وابسته به یک روزنامه رسمی؛ یک مطلب رسمی بعدش یک کلمه ی بومی و فولکلور؟ نمیدونم ... شاید هم من اشتباه میکنم... .
mirza
mirza
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
البته که بستگی داره، سیاق به چه سبک باشه، و الا فرمایش شما برادرم کاملا درسته، سیاق اینجا می پسنده.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
:) اونقدرام رسمی نکردن من فکر می کنم محیط خودمونی تر از این حرف ها باشه
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٠
٠
آقا بهمن اعلام موافقت می کنم.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عرض کردم شاید من اشتباه میکنم... مصر نیستم روی حرفم! و عرض کرده بودم فقط اعتراض دارم. بعنوان اشکال تخصصی نگفتم. شاید اگر من بودم اینطور می نوشتم : همچين بزنيم زير لنگش كه با "مخ" بيايد زمين،... / منظورم قلمبه سلمبه نبود الزاما! مخ، سر، مغز، فک، ... اینطور جایگزین ها. حالا نظرتون چیه؟
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٠
٠
بله برادرم، منظورتون واضحه، بازم میگم بستگی به نوشته داره و الا کلام شما کاملا درسته.
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
ممنون آقا ميرزا من سبك نوشتن جمالزاده رو خيلي دوست ميداشتم از همون قديم نديما برا همون سعي كردم تو اون مايه ها بنويسم حتي تو وبلاگمم با همين اميد كه يه روز مثل اون بنويسم شروع به نوشتن كردم و الان سبكمو دوست ميدارم
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
یاد جمله ی کندی افتادم : نپرس کشورم برای من چکار می کند . بگو من برای کشورم چکار می کنم . :/
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
ولي تا دولت مرداي ما درست نشن ما هم كار زيادي از دستمون برنمياد هر چند نيتهامون خوب باشه وقتي پشتوانه اي نداري نيتت هم بدرد خودمون ميخوره
aaasaeid
aaasaeid
٩٣/١٠/٣٠
٤
١
یکی از دلایل اصلی اینه که دین ما اسلامه و عقیده داریم اینجا باید کاشت اون دنیا باید برداشت ولی بقیه مردم جهان اعتقاد دارن بهشت رو باید رو زمین ساخت و انسان فقط یکبار زندگی میکنه و باید به هرچی میخواد برسه که البته به نظرم طرز فکر اشتباهیه چون تمام این خواسته هایی که میخوان بهش برسن فقط در ابعاد مادی و دنیاییه مثل ماشین خوب خونه خوب آسایش همیشگی که البته اسلام اینها رو رد نمیکنه و تا یک حدی موافقه مثالش هم حدیثی که مضمونش اینه:همسر خوب، خانه‌ی بزرگ و مرکب خوب برای مؤمن نعمت است.البته در صورتی که از راه حلال به دست بیاد
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
نه به نظر من ربطي به اسلام نداره چون به قول خودتون اسلام خوب بودن اين چيزا رو كه نفي نميكنه و خيلي از ماها حتي برا آخرتمونم تلاش نميكنيم حتي خيلي وقتا از آخرت يادمون ميره ماها يه مشكل داريم اونم اينه كه شايد خيلي وقتا تلاش كرديم و به چيزي كه ميخواستيم نرسيديم و ديگه تلاش كردن بي نتيجه ميدونيم و كلا بيخيال شديم و تنبل
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
ممنون خانم غلام زاده. یکی از دلایل که شاید توی همون دلیل اول مستتر باشه تنبلیه و اینه که تو هر کاری که تعریف کنن ازمون گند می زنیم !! مثلا فلان محصول که خوبه تا فروشش خوب میشه کیفیت میاد پایین !!:(
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
يه چيز ديگه م هست اونكه ما ايرانيا ذاتا يه كم نرمه شيشه هم داريم برا همونم درصد زير آبي روي مون زياده
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠١
١
٠
بله :) یه بنده خدایی هم بود میگفت مشکل اکثر کشور های جهان سوم اینه که شعور ملتشان از شعور دولتشان بیشتر است!!!
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
خخخخخخخخخ نگو الان ميان همه مونو جمع ميكنن
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
:))))))))))
Shadi_kh
Shadi_kh
٩٣/١١/٠١
١
٠
مطمئنا یکی از مشکلات کشورهای جهان سومی سوءمدیریت و عدم استفاده از نیروی انسانی کارآمد هست. اما مشکل دیگه ای که ما داریم عدم توانایی در انسان سازی هست، بخشی از این کار به عهده خانواده و بخشی هم به عهده سیستم آموزش و پرورش هست که متاسفانه هر دوی اینها با سرعت فجیعی در حال پسرفت هستند!
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
سوئ مديريت مهمترينه
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠١
٠
٠
تقصیر ما نیستا / هرجا هروقت خواستیم حرفی بزنیم گفتن هییییییییس این حرفا به تو نیومده میان میبرنت ی جایی ک.... / این ینی ....هه
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
بعله از همه دوستان موتوشكريم
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
همینکه جهان چهارمی و پنجمی نشدیم خودش جای شکر داره !!!! ممنون از مطلب عالیتون .
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
.... بر دل نشيند!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨