هشت منفور!
پیرامون صحبت‌های جنجالی مجتبی جباری علیه کی‌روش و نرفتنش به جام جهانی

هشت منفور!

نویسنده : مازیار حکاک

مجتبی جباری از آن دست فوتبالیست‌هایی خوبی بود که اگر قدر خودش را بیشتر می‌دانست و البته کمتر مصدوم می‌شد، شایستگی حضور در لیگ‌های اروپایی را داشت. او هم یکی از هشت‌های یاغی فوتبال ایران است که برخلاف بقیه یاغی‌گری‌اش دلچسب نیست، کسی او را نمی‌بخشد و کارهای‌اش را برنمی‌تابد. شاید تفاوت او با هشت‌های دیگر همین است که همیشه در بزنگاه‌ها جا خالی کرده است و این کار در مقاطع مختلف به ضرر تیم باشگاهی‌اش، استقلال و تیم ملی تمام شده است و به همین خاطر است که محبوبیت آن‌ها را ندارد.

جباری در چند روز گذشته به خاطر مصاحبه‌های جنجالی‌اش در راس اخبار بود. او در مصاحبه با سایت الکاس قطر به کی‌روش تاخت که همین موضوع هم توسط رسانه‌ها بزرگ شد اما بخشی از صحبت‌های او در سایه انتقاداتش علیه کی‌روش مغفول ماند. او درباره سرمربی پرتغالی تیم ملی گفت: «نام کی روش در عرضه بین المللی بزرگ است اما باید بگویم او چیزی به فوتبال ایران اضافه نکرده است. من سه سال زیر نظر کی‌روش کار کردم اما در این سه سال هیچ گونه رشد فنی نداشتم.»

او درباره نرفتنش به جام جهانی اما حرف‌های جالب‌تری زد و بیان کرد: «چون فصل سختی را گذرانده بودم و هیچ استراحتی نداشتم اعلام بازنشتگی کردم. اگر وقت بیشتری قبل از جام جهانی وجود داشت ممکن بود به تیم ملی بروم اما به خاطر ترس از آسیب دیدگی و ضرری که به الأهلی می‌خورد تصمیم به خداحافظی گرفتم.» 

اگر از خیر صحبت جباری در خصوص سرمربی سابقش و مشکل ریشه‌ای‌اش با بیشتر مربیان که داشته بگذریم بخش دوم صحبت‌های‌اش هر فوتبال‌دوستی را نسبت به او دل زده می‌کند. تصور این‌که جباری منافع باشگاه الاهلی و احتمالا پول دریافتی از این باشگاه را به منافع ملی ترجیح داده واقعا اسف‌بار است. پاس گل او به قوچان نژاد در بازی حساس قطر قبل از جام جهانی تصویر خوب از او در ذهن‌ها ساخته بود اما او حاضر نشد به همراه تیم ملی به بزرگترین رویداد فوتبالی یعنی جام جهانی برود. موضوعی که ابتدا بهانه آن فرصت دادن به بازیکنان جوانان بود اما حالا رنگ و بوی تازه‌ای گرفته و ترس از مصدومیت و ضرر تیم عربی عنوان شده است.

ماجرا وقتی دردناک‌تر می‌شود که بدانیم تمام ستاره‌ها با جان و دل برای تیم‌های‌شان در جام جهانی بازی کردند، نه نگران ساق‌های‌شان بودند و نه نگران پول‌شان و تنها به خوشحالی مردم کشورشان فکر می‌کردند. چه بسیار بازیکنانی که به خاطر بازی در جام جهانی مصدوم شدند و افت داشته‌‌اند و از طریق هواداران و رسانه‌ها تحت فشار بوده‌اند اما باز هم از تیم ملی‌شان دست نکشیده‌اند. نوعا «باستیان شواینشتایگر» کاپیتان بایرن مونیخ بعد از جام جهانی با افت شدیدی روبرو شد، تا جایی که گواردیولا در مقام حمایت از او برآمد و ناآمادگی‌اش به خاطر بازی در جام جهانی را کاملا طبیعی دانست. 

تصور این‌که پول دغدغه جباری برای خداحافظی از تیم ملی بوده آن هم در شرایطی که به زعم کارشناسان مشکل تیم ملی در جام جهانی و حتی شرایط فعلی خلاء بازیکن بازی‌سازی از جنس اوست، واقعا دردناک است. مسئله‌ای که ریشه در عوامل فرهنگی دارد. قطعا میهن دوستی ربطی به رنگ و خط و طیف خاصی ندارد. وقتی این روزها در استرالیا این همه ایرانی با هزار سختی و مشقت به عشق تیم از شهرهای مختلف این کشور خودشان را به استادیوم بازی ایران می‌رسانند، جای تعجب است که چطور یک بازیکن می‌تواند از ادای دین به آن‌ها شانه خالی کند و از آن بدتر آن را با افتخار به رسانه‌های عربی اعلام کند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admin
admin
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
من هیچ وقت این حرکتش رو فراموش نمی کنم؛ این کار اونم دقیقا توی شب بازی با قطر رسما و علنا جنگ روانی علیه تیم ملی بود.
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
کلا از یاد برده بودمش !! فکر کنم باید آیینه عبرت پیام صادقیان باشه !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
من که از ابتدا و اولین بحث هاش با امیرخان نظرم ازش برگشت. بماند که منِ قرمزِ دو آتیشه کلا همچین کسی رو بخاطر نمیارم اصلا! کی هستن ایشون؟
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
حرفي ندارم:/
F-jafari
F-jafari
٩٣/١٠/٢٩
١
٠
درسته کارش درست نبود اما هیچوقت بازی های خوبش رو تو استقلال و تیم ملی یادم نمی ره.
فاطمه جعفرپور
فاطمه جعفرپور
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
......تازه بیشتر از این حرف زده بود!اینا خوب هاشه!انقدررررررررررررر حرف زدههههههه!واقعا که!آخه چ افتخاری برای یک ملی پوش بالا تر از جام جهانیه؟سقف تمام آرزو های فوتبالیست ها جام جهانیه!واقعا نمیدونم چی بگم!
ساجده
ساجده
٩٣/١٠/٣٠
١
٠
با جمله اولتون موافقم. هوش و تکنیک مجتبی جباری در حدی بود که بتونه به لیگهای اروپاایی بره اما از وقتی یادم میاد جباری حاشیه داشته...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨