مرگ حق است؛ بی‌قراری هم...

مرگ حق است؛ بی‌قراری هم...

نویسنده : f._jafarpour

از دست دادن عزیز سخت است؛ این‌که هر روز جای خالی‌اش را ببینی و باورهایت تازه شود و یادش در ثانیه‌های زندگی‌ات تکرار شود. اتفاقات آن روز را که مرور می‌کنی، چشمانت را می‌بندی و با خودت کلنجار می‌روی که این امکان ندارد! یک درصد هم احتمال نمی‌دهی که عزرائیل پشت در بوده و نزدیک‌ترین کس‌ات را برده. گاهی فکر می‌کنی من کجا و مرگ کجا؟! اما وقتی مرگ ناگهان سیاه پوشت می‌کند، می‌فهمی اگر امروز نوبت مرگ من باشد، بی‌هیچ اتلاف زمانی، بی‌روح روی زمین خواهم افتاد!

آن‌قدر بدبختی‌هایت را نگاه می‌کنی که داشته‌هایت فراموشت می‌شود و هنگامی که از داشته‌هایت کم می‌شود، تازه چشمانت باز می‌شود و گریه می‌کنی. بدون هیچ اختیاری باید نظاره‌گر ریختن رنگ سیاه به زندگی‌ات باشی.

روی صفحه‌های تا به تا شده تقویم روز چهلم عزا می‌رسد. چهل روز است که در کنارت نیست. چهل روز که برادرت به منزل ابدی‌اش رسیده است و هیچ کاری برای بازگشتنش نمیتوانی بکنی و فقط در رویاهایت می‌بینی که حالش خوب است.

فایده‌ای هم ندارد، هر چه که داد بزنی که برگرد! نمی‌توانی بال‌های پرواز برادرت را از تنش بیرون بکشی و مانع از حضورش در آن دنیا شوی؛ چون مرگ حق است.

سر مراسمش که شرکت می‌کنی، کلی تسلیت می‌شنوی و هر دفعه روبان سیاه دور ظرف‌های حلوا را می‌بندی و دم نمی‌زنی. در آن لحظه به تنهایی نیاز داری؛ این‌که یک جا بشینی و یک دل سیر گریه کنی تا زمانی که خالی شوی! اما نمی‌توانی، جمعیت را از کنار خودت پس بزنی. عمو حمید که حالت را می‌بیند کنار گوشت از مرگ می‌خواند و می‌خواهد تسکینت دهد اما آرام نمی‌شوی؛ چون دختری و در مراسم عزای تنها برادرت شرکت می‌کنی، به جای دامادی‌اش...

====================

امیدوارم این اتفاق بد برای هیچ یک از شما دوستان اتفاق نیفتد. این متن را تقدیم می‌کنم به دوست داغ دارم که به تازگی برادرش را از دست داده است. روحش شاد

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ye_pesar
ye_pesar
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
گاهی می ترسم از رفتنی که بدون خداحافظی ست
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
بله.....واقعا سخته.
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
من نسبت به این موضوع یه فوبیای شدید دارم ....درحدی که اگه یکی ازاعضای خانوادم یه خرده دیرتر بیان خونه ازنگرانی بند نمیشم یه جا...!!!ولی واقعا فکرشم عذاب آوره ...امیدوارم خدا نیاره واسه هیچکس...داغون میکنه آدمو مرگِ عزیز «روح برادر دوستتون شاد:((( »
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
ممنون عزیزم برای نظرت.....گاهی واقعا فکرشم نمیکنیم که یک روزی از دستش بدیم......
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
به دلم نشست.. من هم برادر سفرکرده دارم و دلی داغدار. مرسی خانم جعفرپور، بغضم رو ترکوندید... مرسی.
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خدا رحمتشون کنه. انشاءالله اونجا زندگی خیلی آرومتری دارن...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
ممنون آقای شمشیری.....خبر داشتم از این موضوع.خدا بیامرزتشون...امیدوارم که دیگر این اتفاقات تلخ برای هیچ کدوم از ما پیش نیاید.
a_shamshiri
a_shamshiri
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خیلی خوندنی بود میفهمم جملاتش و حتی اسمهای داخلش واسه من صدق میکرد فقط بدتر از همه زمانیه که باورش نمیکنی و تا مدتها مبهوتی که دوباره برمیگرده اما.... تا ابد... متشکرم
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
هر عزیزی رو که از دست دادید، خدا بیامرزدشون و انشاءالله زندگی خوبی دارن اون دنیا...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
بعله......میفهمم اینکه باور نکنی نیست و منتظر این باشی که از در بیاد تو....سلام کنه و.......هیییییییی.ممنون از نظر لذت بخشت.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
ایشون خواهر کوچولوی مهربون من هستند فرانک خانم.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
:)))))))))))))))))))وااااااااااااااااااااا بعله چند دقیقه ی قبل متوجه شده بودم.
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
ببخشید من دقت نکردم به اسم کاربریشون. ولی خب جدا جدا ابراز همدردی کردم! ایشالا شادی هاتون رو ببینیم! :)
a_shamshiri
a_shamshiri
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
به دلم نشست خیلیییی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
نظر لطفته......به چشمتون خوب اومده.
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خدا بیامرزدشون... بغض منم ناخودآگاه ترکید... خدا همه ی رفتگان رو بیامرزه...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
بعله........واقعا حقیقت تلخیه! خدا اموات شما رو هم بیامرزه.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
ممنون فرانک جان از اینکه متن رو خوندی و هم با من و دوستان همدردی کردی.
m-nik110
m-nik110
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خیلی تلخ است مرگ خدا رحمتش کند و برای کسی نیاورد این از دست دادنهای زود را درد دارد
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
بله.....واقعا سخته!مخصوصا این که صبح خیلی بی خبر از پیشت بره.
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
دوست منم يه اه پيش فوت كرد:(
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
بد دردیه!خیلی مچکرم.موفق باشید.
دلنیا
دلنیا
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خیلییییییییییی ناراحتتتتتتتتتتتت شدممممممممممممم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
سپاسگزارم.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
مرگ عزیزانم همیشه منو فقط شوکه کرده! اونقدر که اشک ریختن رو فراموش کردم و شاید برای همین هرگز باورم نشد ... هرگز ... همیشه منتظر دیدنشونم ... همیشه ...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
بعله!واقعا همین طوره!وقتی میره دیگه راهی واسه برگشتنش نیست.
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خداروشكر تا حالا يك دوست رو از دست ندادم ؛ اميدوارم تجربه ش نكنم !
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
بنده نیز همین امید رو دارم.....ممنونم.
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
خیلی سخته ، منم این درد رو کشیدم ، خیلی ... ممنون :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
ممنون....باعث لطف بی نهایت شماست.انشالا غمی نبینید.
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
همین امروز متاسفانه یکی از افراد خونواده رو از دست دادیم :( ی جورایی بزرگ خونواده :((
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
خدا رحمتشون کنه،به شما هم صبر بده.ممنونم که نظر دادین.
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
چه خوب که دیدی وسیع داشته باشیم تا بخاطر وابستگی های افراطی زجر مرگ کسی را نکشیم,بلکه فقط از سر مهر برایش گریستنی داشته باشیم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨