جرم من چیست که شیدای نگاهت شده‌ام
آن‌قدر واله که انگشت نمایت شده‌ام
جرم من چیست که در کلبه تنهایی خویش
زاهد گوشه محراب لبانت شده‌ام
آخر ای اختر تابنده به دامان سپهر
جرم من چیست که رسوای زمانت شده‌ام
آمدی ساده نشستی به گلیم دل من
جرم من چیست که معشوق نوازت شده‌ام
ای که از شور جوانی خودت سرمستی
ساغری نوش که ساقی شرابت شده‌ام
آمدی ساده نشستی و چو طوفان رفتی
هیچ انگار ندیدی که خرابت شده‌ام
رفتی و بی‌خبر از خویش نمودی ما را
لحظه‌ای چند نظر کن نگرانت شده‌ام
ای که از حال دل من خبری نیست تو را
با خبر باش که من چشم به راهت شده‌ام

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
خیلی زیبا بود...ممنون
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
هوم
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود...... مرسی.....
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
زیبا و دلنشین ... مرسی :)
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
زیبا بود ..
Vania
Vania
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
قشنگ بود ممنون
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
بسیار زیبا!مچکر
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
وااااای ... عجب عکس باحالی براخودت گذاشتی ... از کجا گیرش آوردی ؟
maryam
maryam
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
جرم من چيست...!
mahtab-k
mahtab-k
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
جرم من چیست که شیدای نگاهت شده‌ام ..... هییییییییی....... خیلی قشنگ بود مرسی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
ای که از حال دل من خبری نیست تو را/با خبر باش که من چشم به راهت شده‌ام
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
آمدی ساده نشستی و چو طوفان رفتی هیچ انگار ندیدی که خرابت شده‌ام ،مرسی
mahshid
mahshid
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
زیبا بود
شرمنده
شرمنده
٩١/١٢/٠٩
٠
٠
دمش گرم قشنگ بییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید!
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٨
٠
٠
لذت بردم!عالی بود!
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات