نگاهی به ماجرای پاریس

نگاهی به ماجرای پاریس

نویسنده : صالح یعقوبی زابل

از یک استادی شنیدم که برای نوشتن در مورد یک سری موضوعات خاص نگارنده باید خودش رو از هر حب و بغضی خالی کند اما در این مورد خاص نه می‌توانم خالی از بغض باشم و نه می‌خواهم که اینطور بشوم! به خدا من هم با بر خورد فیزیکی، خشونت، کشتار، ترور و... مخالفم اما همیشه نمی‌شود پشت این شعارها قایم شده و عینک دموکرات بودن زد و تیریپ روشنفکری برداشت! به دیگران کاری ندارم خودم را عرض می‌کنم، وقتی کسی به عزیز ترین‌هایم، خانواده‌ام اهانت و توهینی بکند (عذر خواهم اگر بد آموزی دارد) با زبان کف گرگی و مشت و لگد باهاش حرف می‌زنم و تا صد سال نمی‌آیم به طرف بگوم عزیزم! ادبیاتت را عوض کن!

حالا سروران و ولی نعمت‌هایی ما داریم که در دعاهایی که هزاران بار من و شما خواندیم و قلبا هم بهش معتقدیم می‌گوییم، پدر و مادرم به فدایتان... چقدر عمیق ما این بزرگواران را دوست داریم، چقدر خالصانه و صادقانه می‌گوییم عزیزترین‌های ما که برای آن‌ها دنیا را بهم می‌ریزیم به فدایتان...

دوستان شاید من آدم بی‌سوادی هستم که معنای بعضی کلمات را نمی‌دانم و الکی جوش آوردم! معنی (آزادی بیان) چیست؟ غیر از این است که همه مردم یک جامعه در کمال احترام و متانت با هم صحبت کنیم؟ اگر آزادی بیان یعنی توهین، بگویید تا من هم روشن شوم.

وقتی خبر حمله به دفتر مجله شارلی ابدو را شنیدم خیلی ناراحت شدم اما وقتی در سایت‌ها و اخبار از ریز ماجرا و اقدامات این مجله فرانسوی مطلع شدم خیلی به فکر فرو رفتم و اعتراف می‌کنم حتی توی دلم گفتم حق‌شان بود! می‌دانم آدم‌های زیادی کشته شدند اما این حرف به دلم آمد دیگر... آخر این فرانسه که دم از لائیک بودن می‌زند خیلی وقت است خون به دل مسلمان‌ها کرده، از کشف حجاب دانش آموزان دختر بگیر تا ضرب و شتم چند زن به خاطر پوشیه زدن..

این مجله این کار را از سال 2006 با چاپ یکه تعداد از کاریکاتورهای مجله دانمارکی شروع کرد. سال 2011 یک ویژه نامه چاپ کرده و تمام آن کاریکاتورها به علاوه چند کاریکاتور جدید  را چاپ کرد و جای اسم سردبیر آن شماره اسم مبارک پیامبر اسلام (ص) را نوشتند. چند روز پیش از حمله هم باز این کار کثیف را انجام دادند و حمله کننده‌ها هم وقت بیرون آمدن از دفتر مجله فریاد می‌زدند انتقام پیامبر (ص) را گرفتند.

اما 2نکته در این ماجرا بسیار عذاب آور بود. اول این‌که در شماره جدید دوباره این کار را انجام دادند و با تیراژ 3 میلیونی منتشر کردند و دوم اظهار نظر بعضی رهبران کشورهای مسلمان خصوصا جناب محمود عباس که چند قدم دورتر از نتانیاهو قدم می‌زد و یادش رفته بود که چند ماه پیش چند هزار نفر از مردمش شهید، جانباز و بی‌خانمان شدند و کسی صدایش هم در نیامد...

راستی رهبران دنیا صدای من آنقدر قوی نیست که به گوشِ اغلب ناشنوای شما برسد اما باز هم جهت این که نمی‌خواهم شرمنده وجدانم باشم و شب اول قبر با افتخار و غرور بگویم پیامبرم حضرت محمد رسول الله (ص) هستند، این نکات را می‌گویم. چند ماه پیش چند صد نفر در غزه شهید شدند، چند هفته پیش 130 کودک در پیشاور پاکستان و در مدرسه ترور شدند، در هفته چندین انتحاری در افغانستان مردم را به خاک و خون می‌کشد، دخترهای محصل اهل نیجریه هنوز گروگان بوکوحرام هستند، در مناطق تحت تصرف داعش با زنان خصوصا ایزدی‌ها (که هم دین شما هستند) مثل قرون وسطی برخورد می‌شود، زنجیر به دست و پا به بازار برده می‌شوند، شلاق می‌خورند و خرید و فروش می‌شوند، نکات اولی که گفتم بیشتر شبیه 11سپتامبر هست تا داستان مشکوک پاریس... نگذارید مردم خصوصا مردم زجر کشیده فکر کنند فقط فرانسوی‌ها انسانند و تعریف‌شان از انسانیت عوض شود. راستی در این چند روز به 20 تا مسجد در فرانسه حمله شد و چند جوان مسلمان هم شدیدا کتک خوردند.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
قلم توانایی دارید که این بار اتفاقا اون بغضی که ازش یاد کردید به کمک شما اومده تا احساساتِ صادقانه قلبی تون رو بیان کنید. لذت بردم از صدای رسای شما. موفق باشید.
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
خیلی ممنونم استاد شمشیری. اینکه شما این لطف رو به من داشتین صادقانه میگم هیجان زده م کرد. من از شما ممنونم برای اینهمه لطف...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
من نظرم رو صادقانه گفتم. باور بفرمایید در 90 درصد اوقات حتی نمیدونم نویسنده محترم خانوم هستند یا آقا! اصلا سراغ پروفایل ها و سن و سال و تحصیلات و ... نمیرم. هر متنی رو نسبت به نویسنده اش می سنجم فقط همین. مثل داوری جشنواره ها که بدونِ اسم، قضاوت میکنند(و میکنم). توی همین صفحه اول امروز چند یادداشت بودند که بنظرم جای کار بیشتری داشتند و صادقانه و دلسوزانه گفتم به نویسنده های محترم و توانمندشون. پس یقین داشته باشید تعارف و اغراقی در کار نبوده. عین حقیقت رو عرض کردم. موفق باشید.
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
مرســــــــــــي
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
خواهش میکنم...
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
ممنون.
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
ممنون از شما
علیرضا
علیرضا
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
چیزی که برای من واضح شده اینه که تمام این کارها یک هدف اصلیش، اسلام حراسی بود و کاملا مشخصِ تمامش از قبل برنامه ریزی شده بود. کار اون نشریه هم کاملا مشخصه که به خاطر همینِ که بگند مسلمان ها یک دلیلی برای این کارشون داشتند و همه اینها رو ربط بدن به هم
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
تمام مطلب من رو در 2خط خلاصه کردید. کاملا درسته جناب خرسندی... امیدوارم روزی رسواتر از اینی که هستن بشن...
soroush_sh21
soroush_sh21
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
بسیار زیبا بود مثل همیشه. . . . این بغض، بغض همه ی مسلمونای دنیاست.
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
ممنونم از لطفت سروش جان. وای به حالشون اگه این بغض منفجر بشه...
Samira
Samira
٩٣/١١/١١
٠
٠
منم با نظر ایشون موافقم
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
منم . . . . . .
blue girl
blue girl
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
خیلی خوب نوشتین!هدف همون تروریستا همین بود!تا بهانه ای باشه برای حمله ای دیگه!و نتیجه ی همه ی اینها=اسلام هراسی!
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٠
٠
٠
ممنون از شما.البته دیگه این کاراشون تاثیری نداره و قدیمی شده...
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
از دست ما کاری بر میاد؟؟
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٠
١
٠
اره. اشغال سفارت فرانسه!!!خخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٠
٠
٠
بله؟
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
شوخی بود استاد شمشیری
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١١/١٠
٠
٠
نمیدونم واقعا چی بگم.اینا نمیدونند .......هیچی، ممنون از مطلبتون
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٠
٠
٠
فقط میشه واسشون متاسف بود... ممنون از شما که خوندین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٠
٠
٠
سلام دوست عزیز و مهربان: عالی و لازم بود مطلبتون. برایشان هدایت والا.....دارم.دلتون لبریز شادمانی باد.
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
سلام استاد . ممنون از لطفتون . امیدوارم اگه قابل هدایتن ایشالله هدایت بشن .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٣
٠
٠
سلام: انشاءا...ممنون
vesal
vesal
٩٣/١١/١٠
٠
٠
راستش منم وقتی فهمیدم ته دلم از حمله راضی بودم هم به خاطر این موضوع هم به خاطر حمایت زیر پوستیشون از تروریسم....ممنون.
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
فکر کنم این احساسی بود که در دل همه ی ما به وجود آمد ممنونم
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٠
٠
٠
من دستم خالیه ی نانچیکو بیش ندارم جااااان تو خخخ
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
بروسلی با همین یه نانچیکو یه شهرو به هم ریخت دست کمش نگیر علی جان
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١١
١
٠
من خیلی این نشریه رو مقصر نمی دونم؛ می دونی چرا؟ این ها اساس نشریه شون اینه که هیچ چیز مقدسی نیست و میشه با همه چیز شوخی کرد. ببین مشکل ما دولت فرانسه هست که کمک کرده تیراژ یک نشریه 60 هزار تایی به چندین میلیون برسه! اگر چهار تا آدم دیونه توی یک کشوری بودند این وظیفه دولت هست که نذاره هر کاری دلش خواست بکنه
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
به نکته کاملا درستی اشاره کردید جناب نادری اما من اون نشریه رو هم صد در صد مبرا از گناه نمیدونم . هر چقدرم که دولت مقصر باشه یه روزنامه نگار باید رسالت خودش رو که اصل احترام به همه هست فراموش نکنه . به امید روزی که این تفکرات دولتمردان فرانسوی به تاریخ بپیونده . . . .
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١١
٠
٠
در ضمن ممنون از یادداشت خوبت / البته قطعا میشه کوتاه ترش کرد.
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
من از شما ممنونم به خاطر لطفتون . امیدوارم همیشه همین طور باشه . بله حق با شماست اما اینقدر ناراحت بودم که خواستم تمام بغضم رو نشون بدم
Samira
Samira
٩٣/١١/١١
٠
٠
:(
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
ممنون
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/١١
٠
٠
ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
ممنون از شما
نورالحق جاوید
نورالحق جاوید
٩٣/١١/١٢
٠
٠
امیدوارم اوضاع این روزای ما ...منظور مسلمونا بیشتر از این خراب نشه .مسلمونا رو به جون هم انداختن ... داعش ساختند که فقط خودشون می دوننن اینا چه موجوداتین ...خداوند مکر و حیله را به خود این مکاران برمی گرداند .....اگرچه هیچ یک از ما با کشته شدن افراد بی گناه موافق نیستیم... مرسی از توجه شما به این موضوع و چه خوب نوشتید
s_sali
s_sali
٩٣/١١/١٢
٠
٠
بسیار کامل گفتین این کامنت شما تمام حرف های گفته و ناگفته من بود . ممنون . راستی اسم بسیار زیبایی هم دارین .
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات