هر کسی کار خودش، بار خودش، آتیش‌ به انبار خودش!
در باب صادرات و واردات ملی

هر کسی کار خودش، بار خودش، آتیش‌ به انبار خودش!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

من را چه به نوشتن یادداشت اقتصادی؟ اصلا راستش را بخواهید داشتم کشک خودم را می‌ساییدم، یعنی رفته بودم جلوی دکه روزنامه‌فروشی که یک چیز دیگر بخرم (چرا فکر بد می‌کنید؟ کی گفتم سیگار؟ منظورم خودکار دم‌دستی بود!) بعد یکهو چشمم افتاد به این خبر: «آبروریزی تجار ایرانی در عراق و افغانستان!» و این شد که با وجود این‌که تا این‌جا (خودتان حدس بزنید تا کجا؟!) زیر خط فقر بودم، دست بر جیب مبارک کرده و مبلغ گزافی(!) را خرج خریدن آن روزنامه نمودم! حالا از این جمله‌های ادبی که بیاییم بیرون و بچسبیم به خبر اصلی، این سوال پیش می‌آید که «چرا آبروریزی؟» البته از همان چند کلمه‌ای بالا می‌شود فهمید که منظور از تجارت کردن در این عبارت، صادرات است. مگر ما چه چیزهایی صادر می‌کنیم؟ (غیر از پراید که خب خودمان هم می‌دانیم کمی تا حدودی مایه آبرورزی است)، اصلی‌ترین محصولات صادراتی ما باید زعفران و پسته و لبنیات و صنایع دستی‌ باشد دیگر. نه؟ 

هنوز خبر را کامل نخوانده بودم اما با همان چند خط اولش هم می‌شد فهمید که قرار است از این به بعد کشورهایی که از ایران کالایی وارد می‌کنند، در مرزهای خود کنترل کیفیت جدی‌تر و سخت‌گیری بیش‌تری به خرج بدهند. پیش خودم گفتم یعنی این‌که ملت ما چندین ماه را صرف عمل‌آوردن یک محصول دامی و کشاورزی و یا درست کردن صنایع دستی کنند، آبروریزی دارد؟ این‌که ما بهترین محصولات را بفرستیم آن‌طرف آب و بعد خودشان به اسم خودشان بسته‌بندی کنند و بفروشند و حالش را ببرند، آبروریزی دارد؟ این‌که ما جنس‌های‌مان را تازه تازه بفرستیم برود و مثلا شش ماه بعد به جای پول، پارچه تاریخ‌گذشته بگیریم (بعله، من با چشم‌های خودم پارچه تاریخ‌گذشته دیده‌ام!) آبروریزی دارد؟

همین سوال‌ها داشت توی مغزم راه می‌رفت که به فکر افتادم یادداشتی در این مورد بنویسم و پیش خودم فکر کردم چقدر خوب شد که خودکارهایم همگی در ایام امتحانات ته کشید و امروز مجبور شدم خودکار هم بخرم! اما از شما چه پنهان که هر چه روی روزنامه مورد نظر خودکار را از این طرف و سپس از آن‌طرف چرخاندم، اثری از جوهر دیده نشد. پشتش را خواندم، نوشته بود «مید این... » یک جایی که خودتان بهتر از من می‌دانید! دوباره به فکر فرو رفتم که چرا بقیه‌ کشورها آن‌قدر مثل ما از خود گذشته و مهربان نیستند که هر کالایی را با هر کیفیتی وارد کنند و تا یک عمر هم مدیون کشور فرستنده باشند؟ چرا کشورهای دیگر آن‌قدر سخت‌گیرند که وقت وارد کردن یک محصول، تست کیفیت می‌گیرند؟ چرا ما هیچ‌وقت از این قرتی بازی‌ها یاد نمی‌گیریم؟ چرا هر چه برای‌مان می‌فرستند، حتی اگر مشابه‌اش را توی کشور خودمان داشته باشیم (سوگند یاد می‌کنم که باز هم با چشم‌های خودم فروش فالوده شیرازی ساخت چین در سوپرمارکت‌های کشور را دیده‌ام!)، با آغوش باز می‌پذیریم؟ چرا هیچ‌ جای دنیا توی هیچ روزنامه‌ای در مورد بی‌کیفیتی اجناس وارد شده به ایران نمی‌نویسند که مثلا «آبروریزی تجار فلان مملکت در ایران!»؟!

این‌طور شد که خودکار خریده شده را به آقای روزنامه‌ای پس داده، و در تمام طول راه برگشت به این موضوع فکر کردم که آیا بهتر نیست در شرایط واردات و صادرات‌مان تعادل بیشتری را رعایت کنیم و اگر از پسش برنمی‌آییم، هر کدام‌مان برویم پی زندگی خودمان و تا جایی که می‌توانیم اجناس مورد نیاز خودمان را تولید کنیم؟ بعدش هم مثلا تابلویی شبیه «ورود ممنوع» به نشانه «ورود و خروج ممنوع» بسازیم و بزنیم سردر گمرک و زیرش هم بنویسیم: «هر کسی کار خودش، بار خودش، آتیش به انبار خودش...»

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١٠/٢٥
٧
٠
اینجا پر شده از کالاهای بی کیفیت چینی که روز به روز بیشتر به بدنه اقتصاد و اشتغال کشور ضربه می زنه، توی این شرایط پیچیده اقتصادی که گرفتارش شدیم بهتره از خودمون شروع کنیم و با نخریدن کالاهای وارداتی که مشابه و یا حتی با کیفیت تر اون محصول از نوع ایرانیش موجوده؛ توی بهبود شرایط سهیم باشیم ... :) مسئولین که خوابن، حداقل ما هوشیار و بیدار باشیم :) ممنون خانم نیک بنیاد عزیز
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
منم ممنونم از نظر کاملا صحیح شما:) موافقم. لااقل چیزایی که مشابه داره رو نخریم :)
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١٠/٢٥
١
١
نوشته هاتونو خیلی دوست دارم خانوم نیک بنیاد وبلاگتونم دنبال میکنم...جالب بود...منم هر ازچندوقتی که این خودکاره بینوایمان اخر های عمرش را سپری میکند میرویم تا تازه اش را بخریم به یه همچین موضوع هایی برخورد میکنیم :) که جای بسی تامل دارد :)) خخخخ
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
آره متاسفانه خیلی وقتا از این مشکلات پیش میاد و ما بازم خریدن همین محصولات نصفه نیمه رو تکرار می کنیم:(
Vania
Vania
٩٣/١٠/٢٥
١
٠
دیگه وقتی چوب بستنی هم وارد میشه! چی میشه گفت..تازه دیدم یه جا مهر و تسبیح هم میفروختن اونم مید این همونجایی که می دونین..!!!....متاسفانه یه جوریه که همه فکر می کنن هرچی از اونور میاد خوبه و هرچی داخلی بی کیفیت..البته اینم مقصر مردم نیستن اونام طبق تجربه به اینجا رسیدن حالا همت مسئولین و تولید کننده هاست که اول آبرو و اعتبار خودشون رو تو کشور خودشون ثابت کنند..منی که میرم محصول خارجی میخرم و میبینم برام عمر میکنه اما وقتی داخلیشو میخرم سر چندماه خراب میشه..خب نمیام بخرم...البته الان محصولاتی هم تولید میشن که واقعا خوبن و حالا مردم باید با خرید کالای داخلی کمک کنند به تولید ....ممنون از شما
زهره
زهره
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
سلام منم سجاده چيني ديدم. چند وقت پيش يكي از آشنايان واسه بچه‌ي يكي از آشنايانشون از كربلا سوغاتي آورده بود.يه چيزي بود مثل لپ تاپ.ولي بچگونه و رنگي رنگي كه هر دكمه ش رو ميزدي يه سوره قرآن رو ميخوند.باورتون ميشه كه پشتش زده بود ساخت چين!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Niva
Niva
٩٣/١٠/٢٨
١
٠
تازه من یه مدل که نه یه مغازه تسبیح چینی دیدم که تو هر دونه تسبیحش یه حشره مرده بود!!!!!! یعنی واقعا منظورشون از این کار چی بوده؟؟؟؟ مثلا وقتی داری ذکر میگی چچمت می افته به یه سوسک .. یه مگس.. یه پشه.. ایچچچچچ به نظرم این کارشون با منظور بوده
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
بله درسته. اکثر (نمی گم همه. ولی اکثرا اینطوریه) کالاهای داخلیه کیفیت کمتر و قیمت بیشتری دارن و برای همین مردم تمایل کمتری دارن واسه خریدشون... محصولات مذهبی چینی که دیگه غوغا کرده. از پارچه چادری گرفته تا مهر و جانماز و شلوات شمار و...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢٦
٠
٢
خوندن یک یادداشتِ اقتصادی با قلم شما هم لذت بخش بود... طنازی های تحریری تون برقرار!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
سپاس از شما:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
پایان نامه منم دررابطه باهمین موضوع بوددددددددد کلی طول کشیدتاتونستمممممممممم دفاع کنمممممممممم ازاخرم به جای اینکه من استاداراقانع کنم اونا منوقانع کردننننننننن
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
قانع نشید :)) یعنی اون لحظه برای استاد قانع بشید ها ولی بعدش برگردید به نظر خودتون
میترا
میترا
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
عالی بود نیلوفر عزیز مثل همیشه ... ما که هیچی ، چند وقت پیش تو یه مستند یه برنامه غیر ایرانی هم این رو داشت میگفت که اقتصاد چین کلا دنیا رو قبضه کرده و داره اقتصاد آمریکا و اروپا رو هم فلج میکنه !!! دیگه وقتی مهر و تسبیح و چادر نماز و ... فالوده شیرازی !!! چینی بشن دیگه چه انتظاری دارین ؟؟؟ البته صادراتشون به کشورهای اروپا و آمریکا ، از نوع محصولات درجه یک شون هست و متاسفانه محصولات درجه 3 و 4 شون رو میفرستن برای ما و ما هم با عشق و علاقه میخریم ...!!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
آره دقیقا:) مثلا ما اینجا یه بلوز چینی می خریم و اروپایی ها هم یه بلوز چینی. ولی این کجا و اون کجا...!
انیس
انیس
٩٣/١٠/٢٦
٠
١
کاراتون سبک خاص خودشو داره ...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
امیدوارم سبک بدی نباشه حالا...:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
آیــــــــــــــــی گفتی....الان به وضع و روزگاری افتادیم که اگر چیزی بخریم چینی نباشه تعجب میکنیم... خدا آخروعاقبت مارو بخیر کنه...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
دقیقا! مثلا من خودم وقتی یه چیزی می خرم و یهو می بینم پشتش نوشته ساخت ایران انقد تعجب می کنم، انقد تعجب می کنم، انقد تعجب می کنم که حد نداره!
باران
باران
٩٣/١٠/٢٦
٦
١
نیکولای اینجا هم دارد چینی می شود :) . محدودیت های نگارش در رسانه را می دانم اما تا مدتی قبل در وبلاگ نیکولا ، نیلوفری می دیدم که بسیار جسورانه، جالب و بانمک می نوشت و حالا نیلوفری که "سعی " می کند خوب بنویسد ! نیلوفر دوباره اوج بگیر . این نوشته ها خیلی کمتر از توست .
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢٧
١
١
این موضوع رو حدودا یکماهِ پیش به نحوِ سربسته ای به ایشون یادآوری کردم؛ صرفا بدلیل آگاهی ای که از توانِ قلم و جسارت شون دارم.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
اوهوم قبول دارم :( ولی تقصیر خط قرمز های رانه نیست. تقصیر حال نویسنده بی نواست که خب بالا و پایین داره و متاسفانه چند وقته توی حالت پایین مونده...:( امیدوارم زودتر حال و روز بهتر و بالتبع نوشته های بهتری براتون داشته باشم :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
آقای شمشیری من چرا یادم نمیاد پس؟! فکر می کنم شما چیز دیگه ای رو ذکر کرده بودین ها...
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
آآآآآآآي گفتي!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
تشکر از نظرتون :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
لبخند متقابل
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٠/٢٨
١
٠
حرفتون درست. ولی فکر نمیکنم بتونیم پیشرفتی داشته باشیم. روی جلد همشهری این هفته نوشته بود: 7 میلیون جوان بیکار و بیخیال داریم! اگرهم بشه باید یه چند سالی رو توی شعب ابی طالب به سر ببریم! تا یاد بگیریم خودمون کار کنیم. ولی از این همه جوون بیخیال، یکیشم خود خودم! هیچ آبی گرم نمیشه!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
جدی؟ جوون بیکار باخیال چقدر داریم؟ یعنی اونایی که دوس دارن کار کنن ولی کار پیدا نمی کنن... درسته که شروع کردن و پیش بردن این هدف خیلیییی سخت و زمانبر هست ولی بهتر از شروع نکردنشه :)
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
همون لیسانسیه هایی که دنبال کار هستن و پیدا نمیکنن. مگر اینکه به کارگری ای که حقوقش خرج تحصیلشونم نمیشه اکتفا کنن.
جواد سبحانی
جواد سبحانی
٩٣/١٠/٢٨
٠
٠
؟؟؟
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
اگر سوالی هست در خدمتم :)
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٠/٢٨
٠
٠
:)
Niva
Niva
٩٣/١٠/٢٨
٠
٠
منم شنیدم که یه بار میوه از ایران رفته افغانستان و انجا چون میوه های رو درشت و زیری ها ریز بوده .. کلا بارو برگردوندند... خدایی ایرانی ها هم اگه میخوان صادرات داشته باشن باید درست رفتار کنن چون ما که مثه چین زورمون زیاد نیست و یه بازار ایرانی در اختیار نداریم که خاطرمون جمع باشه....ولی واقعا پروسه صادرات یه پروسه سخته که هر کسی از پس گذروندن مراحل اون بر نمی آید...ممنون
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
آره درسته. مشکل اینجاست که ما وقتی یه بار جنس بی کیفیت ارسال می کنیم دیگه کسی ازمون چیزی نمی گیره. ولی بقیه جاها هزاران بار جنس بی کیفیت برای ما ارسال می کنن و ما بازم می خریم.
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
مطلب جالب و گیرایی بود . تشکر :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
تشکر از شما:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨