سرزمین فرشته‌ها

سرزمین فرشته‌ها

نویسنده : N_Sayar

یسنا کوچولو هر شب با قصه سفید برفی که مادرش برایش می‌گفت به خواب می‌رفت. اما چند شب است که قصه تغییر کرده و با قصه سرزمین فرشته‌ها به خواب می‌رود: «یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود. یه دخترخانم خوشگل و ناز به اسم پری در روستای زیبایی زندگی می‌کرد. پری خانم خیلی دختر خوبی بود. مامان پری کوچولو هر روز باهاش بازی می‌کرد و دختر کوچولوشو خیلی دوست داشت. اما یک روز وفتی پری کوچولو از خواب پا می‌شه، می‌بینه مامانش نیست، کلی گریه می‌کنه و دنبال مامانش می‌گرده. اما می‌فهمه تلاشش نتیجه‌ای نداره و مامانش ناپدید شده و الان دیگه تنهای تنهاست. چند روز بعد مامانش از سرزمین فرشته‌ها براش نامه می‌نویسه و می‌گه دخترم گریه نکن، من الان سرزمین فرشته‌ها هستم و تو رو می‌بینم و مراقبتم. پس تو اصلا تنها نیستی و قول بده کارایی رو که بهت می‌گفتم انجام بدی و دیگرانو ناراحت نکنی، چون منم ناراحت می‌شم، پس دختر خوبی باش و به حرف بابات گوش بده»

یسنا هر شب به این قصه گوش می‌دهد و از مادرش می‌پرسد: مامانی اگه تو ناپدید بشی من چی کار کنم؟! من خیلی تنها میشم. قول بده هیچ وقت از پیشم نری!

مادر یسنا بغضی که مهمان گلویش می‌شود را پنهان می‌کند و با لبخندی تلخ جواب می‌دهد: مثل پری کوچولو باش! همین و با عجله از پیش دخترش می‌رود تا ریختن همدم چند روزه ی چشم‌هایش را نبیند.

چند وقت بعد یار مهربان و قصه گوی شب‌های یسنا کوچولو به خاطر وجود موجودی لجباز در سرش، پرکشید و رفت. حال یسنا کوچولو مانده با نامه‌ای که مادرش از سرزمین فرشته‌ها برای او فرستاده و اکنون پدر اوست که جای پرنشدنی مادرش را پر کرده و هر شب یسنا و بهانه‌های او را آرام می‌سازد.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٧
٣
٠
قلم توانا و داستان گویی دارید، لذت بردم. ممنونم.
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٣/١١/١٥
٠
٠
ممنونم.نظر لطفتونه.
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٧
٣
٠
واقعا عالی نوشته بودید:))
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٣/١١/١٥
٠
٠
ممنون.
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٧
٣
٠
مرسي:)
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٣/١١/١٥
٠
٠
خواهش میکنم....و مرسی از شما واسه گذاشتن وقتتون.
دلنیا
دلنیا
٩٣/١١/٠٨
٣
٠
خیلی دوسش داشتممممممممممم ممنوننننننننننن
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٣/١١/١٥
٠
٠
خواهش میشه....و مرسیاز شما دلنیا جان.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٠٨
٣
٠
خدا صبر بده به همه اين فرشته ها!!!!!!!!
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٣/١١/١٥
٠
٠
ان شاءالله....
Mahnaz
Mahnaz
٩٣/١١/١١
١
٠
بسیار زیبا و عالی:)))
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٣/١١/١٥
٠
٠
مرسی مهناز جان....
raha_s
raha_s
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
در یک جمله : فوق العاده بود ....
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات