جشن فارغ‌الترم بوقی

جشن فارغ‌الترم بوقی

نویسنده : Esprichoo

 همین اول خلاصه بگویم غرض از مزاحمت این است که نگاهی هر چند اندک به این قشر آسیب پذیر و الکی خوشحال داشته باشید و اگرهم نداشتید طوری نیست آن‌ها (ما) خودشان هوای خودشان را دارند. منظورم جماعت دانشجوست.

بدین صورت که جشنی اختراع می‌کنند و در تلاش برای به ثبت رساندن آن کالری‌ای هدر می‌دهند، مقاله‌ای می‌نویسند و لایکی جمع می‌کنند.

مانند ما که از همان بدو ورود به دانشگاه فهمیدیم که دانشجویان مظلوم و مهجوری خواهیم بود و باید پیه همه جور چیزی را به تن‌مان بمالیم از جمله برگزاری جشن‌های اختراع شده و اختراع نشده. پس جشن -خود تاسیس کرده- را در مورخه هفدهم دی ماه یک هزار سیصد و نود و سه برگزار کردیم. بدین صورت که تنی چند از همکلاسی‌های گرام در طی یک اقدام دانشجو پسندانه اقدام به برگزاری این جشن حیاتی کردند.

این جشن که فارغ الترم بوقی نام دارد، ترجیحا در پایان ترم بعد از تمام شدن کلاس‌ها و قبل از امتحانات جهت روحیه دادن به دانشجو برپا می‌شود و در راستای ارج نهادن به ترم اول و جاودانه باقی ماندن آن است، تا از این پس کسی این ترم و دانشجویان آن را به باد تمسخر نگیرد.

اساسا با نگاهی دقیق‌تر متوجه می‌شویم که باید به جای جشن فارغ التحصیلی، جشن مزبور برگزار شود که چرایی آن در این مقال نمی‌گنجد و آن را به خودتان واگذار می‌کنم. این جشن باید به طور رسمی و با مراسمات خاص و اعمال شاقه در هر دانشکده‌ای بر گزار شود، تا حدی که دانشجو با خطر ستاره‌دار شدن مواجه شود و مزه جشن تا سالیان سال زیر دندانش بماند.

البته حد آن می‌تواند شیب ملایم‌تری داشته باشد که به گروه خونی دانشجو بستگی دارد.

عجالتا جای تمام شما و دانشجون فارغ الترم بوقی خالی بود.

باشد که این جشن در تقویم فرهنگی دانشگاه‌ها ثبت شود.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام ... اینها همه خاطره است که سالهای بعد برای یک لحظه آن ساعتها وقت نیاز داری که بتوانی یک ثانیه آنرا تجسم کنید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام: دقیقا درست فرمودید.همش میگوئیم یادش بخیر.
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
:))
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
ممنون
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
:))
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
متن قشنگی بود ولی کاش بیشتر در مورد جشن و کارهای انجام شده توضیح میدادید ، ممنون از شما . من شش سال پیش فارغ الترم البوقی شدم :))
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
دفعه اولم بود ديگههه ببخشيد
mirza
mirza
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام؛ جدای از نوشتار و سبک نوشتن، امیدورام در زندگیتون همیشه خاطرات خوب داشته باشین!
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
ممنونم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام: باید قدر لحظه لحظۀ روزهای خوش دانشجوئی را دانست چراکه بعدا حسرت آن روزهای خوش را خیلی میخورید.ممنون
m-nik110
m-nik110
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
بح بح منم فارعف الترمکی شدم!
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
موباركههه ^_^
montaghed
montaghed
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام ... دوران دانشجویی مثل دوران سربازی و هر دوران دیگه پره از خاطرات من درآری که اتفاقا شیرین هم هستند، فقط باید قدردان لحظات باشیم.
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٠٣
٠
١
چه تعابیر مبتکرانه و خلاقانه ای داشتید شما. آفرین! امروز مثل اینکه متون جشنی زیاده توی سایت! جشن فارغ الترم البوقی و جشن طلاق پارتی و ... // موفق باشی.
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
خيلييي ممنون :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
اصلــــــــــن کل دوران دانشجویی یه طرف جشن هاش یه طرف :))))))))))))) مرسی از شما شیـــــــک نوشتی... قلمتآن مستدآم (^_^)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ایده اولیه مناسبی رو انتخاب کردید اما یکسری آیتم ها کم داشت تا به یک متن و یادداشت پخته تبدیل بشه. در محتوا عرض میکنم نه تکنیک نگارش. پرداختن به جزئیات بیشتری از یکی از جشنهای مورد اشاره، می تونست نجات بخش این یادداشت خلاقانه باشه. منتظر اثر بعدی شما هستم، حتما بسیار پخته تر از این خواهید نوشت. مرسی.
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
خيلي ممنون از نظرتون براي يادداشت اول خوب بود؟؟؟ همين شيوه نگارش رو ادامه بدم؟
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
فررررررزززاااااااانههههههههههه😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁 دختر تو چقد خوبی اخه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠