من سال‌هاست می‌روم اما سفر کجاست؟!

من سال‌هاست می‌روم اما سفر کجاست؟!

نویسنده : s_hajikhani

روزها و شب‌ها در یک بازی جذاب اندرویدی در پی خورشید و ماه می‌گردند و زمان نیز همین‌طور... اما تو نیستی که ببینی، چرا من آنقدر تند به دنبال این دل ول شده می‌روم؟ هی می‌دوم و ناگهانی هی می‌خورم زمین و دوباره دستانم را گره می‌زنم به بلوار کنار خیابان و بلند می‌شوم ... و دوباره تندتر می‌دوم ... اما باز می‌خورم زمین ... پاهایم می‌شکند ... دست‌هایم می‌شکند ... و قلبم می‌شکند از این همه شکست ... حالا که هر چه می‌گردم به نتیجه‌ای نمی‌رسم  و تو هم که خودت را سر به نیست کرده‌ای و مرا نا اُمید...

من هم باید خودم را بِکشانم تا حد و مرز نیستی. من هم باید خودم را سر به نیست کنم. خودم را، این نوشته ها را و این دل را ... اما تنها بهانه‌ام را نه. قول می‌دهم تمام خودم را با همه مخلفاتش غرق کنم میان ِدریای سیاه فراموشی و این دل را هم می‌فرستم تا برود به جهنم. اما آن یادگاری‌های غریب، که حتی یک لبخند هم بر لب ندارند را نه ...

گفتی خودت مسیری و رفتن رسیدن است، من سال‌هاست می‌روم اما سفر کجاست؟

(سید مهدی نقبایی)

==============

پ.ن: من ... بعد گذشت زمانی که باور نمیشود ... هنوز هم یک جانمازی و تسبیح کم دارم ... 

برای بار اول است که اینجا مطلب میگذارم ... مبارکم باشد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
S_sad
S_sad
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
اولین مطلبتون مبارک
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
١
٠
ممنون دووست عزیز
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
اولین مطلبتون مبآرک (^_^)
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
تشکر دوست عزیز
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٢
٣
٠
بله :) موجیم و وصل ما، از خود بریدن است/ ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است.... دست شما مرسی...قلمتآن مستدآم (^_^)
raha_sl
raha_sl
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
مرسی خیلی قشنگ بود :)
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
این اشعار واقعا زیباست ... ممنونم ازتون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
اوه راستی اینجانب به نمایندگی از همه ی دوستان؛ عضویت شما در سایت و پیوستن به جمع جیمی ها رو تبریک میگم و براتون آرزوی موفقیت در جمعمون رو دارم (^_^)
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
انشالله
raha_sl
raha_sl
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
واقعا زیباست..چه شوروعه خوبی..مثه نامه ای ک با اسم خدا آغاز میشه..خوش اومدین
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام بزرگوار ... ممنون ازتون بابت نظر امیدوار کنندتون ... خوشحالم خوشتون اومده
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
چه زلال بود... به دلم نشست... . مرسی مرد!
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام بزرگوار ... ممنون از نظرتون
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
عالی بود /
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
شکر ...
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
آها راستی مباکتونم باشه:)
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
تشکر
mirza
mirza
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
سلام؛ مطالب خوب، به روح آدم تزریق می شوند و هدیه شان آرامش است. همانطور که خودتون اشاره کردی، واقعا مبارکت باشد! متن زیبا و دلنشینی بود، امیدوارم بازم از شما مطالب خوب بخونیم.
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده ... تشکر دوست عزیز
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
سلام: ورودتان را خیر مقدم عرض میکنم. پیروزباشید.
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام بزرگوار ... تشکر ... انشالله که مید باشیم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام:انشاءا...
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام دوستان .... خیلی اتفاقی اومدم داخل جیم و فکر نمیکردم جیم بالاخره مطلبمو تأیید کنه ... دوست داشتم واسه تک تک شماها نظر بذارم و نشد ... ممنون از همه که تبریک گفتید و امیدوارم بتونم مفید باشم و استفاده کنم از مطالب و نظراتتون ... هرچند به احتمال قوی خیلی کمرنگ میمونم اینجا ... فردا این مرخصی دوروزه هم تموم میشه و من دوباره باید برم سربازی ... التماس دعا دوستان
mirza
mirza
٩٣/١١/٠٣
١
٠
سلام، به سلامتی در این خدمت مقدس سربازی حضور داشته باشید، به هر صورت بر می گردید.
m-nik110
m-nik110
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
خیلی خوب بود یک ساختار خوب در ذهنم شکل گرفت گره زدن به خیابان!زلال بود:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام ... ورود شما را با اولین مطلبی که گذاشته اید به جمع جیمیها تبریک میگویم
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
مرسي
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
خوش اومدی! شروع خوبی داشتی. موفق باشی.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات