آنقدر پر از احساس بود که ترکید!

آنقدر پر از احساس بود که ترکید!

نویسنده : k_nahavandi

این‌که می‌گویند انسان‌ها احساس و عاطفه دارند، نه این‌که فقط مخصوص برخی از آن‌ها باشد، انسان‌ها همه انسان‌اند و اگر هم با هم تفاوت‌هایی دارند، حداقل در این یک مورد مشترک‌اند که همه «احساس» دارند. ولی لطفش به این است که در برخی درجه عاطفه سنجشان روی صد درجه است، برخی هم روی بیست درجه.

خوب بالاخره این همه احساس برای آن صد درجه‌ای‌ها، باید یک جا بگنجد. اگر بخواهیم این انسان‌ها را بشکه هم حساب کنیم، باید تا به حال صد دفعه پر و خالی می‌شدند. ولی برای برخی از همین صد درجه‌ای‌ها فقط عملیات پر شدن صورت می‌گیرد و از تخلیه خبری نیست!

کاش یکی به این‌ها می‌گفت که تخلیه احساسات از پرشدن آن نقش بیشتر و البته مهم‌تری دارد. اگر همان احساساتی که در انسان جمع می‌شود  خالی نشود، کم کم جمع می‌شود، جمع می‌شود، روی هم انباشته می‌شود و سر انجام تبدیل می‌شود به یک غده چرکین با نام نامبارک «افسردگی».

«احساس» درست به همان اندازه که نامش زیباست و مایه آرامش می‌شود، گاهی وقت‌ها اگر تخلیه نشود، منجر به بیماری‌ای می‌شود که درمانش حالاحالاها وقت می‌خواهد. درست مثل مثال تکراری چاقویی که در خیلی موارد بانیه خیر می‌شود و مفید عمل می‌کند ولی گاهی وقت‌ها هم (البته از روی نادانی برخی) موجب اموری می‌شود که شنیدنش اصلا خوشایند نیست.

و دیگر این‌که افسردگی از هوا یا زمین نمی‌آید یا این‌که خداوند آن روز که داشته به قول من بیماری‌ها را تقسیم می‌کرده به عده‌ای از این‌ها نداده. افسردگی بیماری‌ای است مخصوص آن «صد درجه‌ای‌ها به بالا» که اگر مراعات نکنند، بدگیر این بیماری می‌افتند.

افسردگی سخت است، درد دارد ولی درمان هم دارد. دریغا که گاهی ما بهترین و ساده‌ترین راه حل‌ها را پشت کوه «ق» جستجو می‌کنیم. درمان افسردگی درست همان جایی است که شکل می‌گیرد. اگر علتش را بفهمید درمانش را هم فوت آبید.

خلاصه اگر روزی در مسیر مترو یا در مطب دکتر هم صحبتی پیدا کرید که دارد با هیجان اتفاقات روز گذشته و آینده، همه را یک جا تعریف می‌کند، جلویش را نگیرید. پیش خود بگویید «او از آن 100 درجه‌ای‌هاست»

==========

دوستان این اولین نوشته من هست که در جیم انتشار پیدا می‌کنه و بقیه ازش مطلع می‌شن، ازتون می‌خوام نظرتونو بگین که از خوبی‌ها و بدی‌های سبکم بدونم. باتشکر :)

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
سلام. انتشار اولین مطلبتون در سایت جیم رو تبریک میگم. جمله اول متن رو به نظرم اگه اینطوری می گفتید بهتر مفهوم رو به خواننده منتقل می کرد :« این‌که می‌گویند "فلان شخص، آدمی حساس و احساساتی است، معنایش این نیست که باقی آدم ها، احساس و عاطفه ندارند، انسان‌ها همه انسان‌اند و ....» برای اولین متن، فکر می کنم همین قدر کافی باشه.
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
بله .این طوری ک شما گفتین آقا مهراد خیلی قشنگ میشد..اما در کل زیبا بود.ممنون
k_nahavandi
k_nahavandi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
بله، از انتقاد خوبتون ممنون.....
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
خواهش می کنم.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١١/٠١
٠
٠
:))عالی وبا ارزوی موفقیات:))
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عالي بود موفق باشيد!
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٠
٠
سلام؛ من هم ورود شما را با اولین مطلب رو تبریک میگم. فعلا خوندم، نون بخرم و برگردم، در خدمتتون هستم.
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٠
٠
خب، به نظر منِ کمترین، برای اولین نوشته در اینجا دست روی خوب موضوعی گذاشتین، "احساس". اینکه صد در صد تخمین بزنیم که کسی وجود دارد که تمام احساسات را درون خودش می ریزه تا بشه افسردگی، این به نظر من صحیح نیست، افسردگی یک موضوعیست که ریشه در خیلی از مسائل داره و در این متن صریحا مرتبط با خالی نکردن احساسات شده. جمله هایی را که یکبار نوشتین در پاراگراف های بعدی بعضا دوباره تکرار شده و تکرار بیش از حد بعضی از کلمات، نامحسوس، متن رو تحت الشعاع قرار داده. به نظر من هم این متن و موضوعش نیاز به تحقیق بیشتری داشت. در کل چون که خودتون فرمودین نظرتون رو بگین، جسارت کردم. علی ای حال چهارچوب اصلی متن و روندی که یک متن باید پیش بگیره تا به هدف برسه را متن شما داره و امیدوارم در آینده متن های زیبایی از شما در سایت قرار بگیره و ما هم مطالعه کنیم.
k_nahavandi
k_nahavandi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
طبیعتا این موضوع نیاز به توضیح بیشتری داره و در سه چهار خط نمیشه دربارش توضیح کامل داد ... ولی خوب من در حد چند خط سعی کردم خلاصه کنم..از انتقاد خوبتون ممنون...
آسمانه
آسمانه
٩٣/١١/٠١
١
٠
احساسم اینه که اگر این قدر واضح به افسردگی اشاره نمیشد یا این کلمه تکرار نمی شد توی متن خیلی متنتون قشنگ تر می شد. این یک حسه و یک نظر حرفه ای نیست .برای نظرات حرفه ای دوستان نویسندگان حرفه ای باید نظر بدن . به هر صورت متنتون قشنگ بود . امیدوارم شاهد خواندن متن های بیشتری از شما درسایت باشیم . یاعلی
raha_sl
raha_sl
٩٣/١١/٠١
٠
٠
منم همین حسو داشتم
k_nahavandi
k_nahavandi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
بله...از انتقادتون ممنون....
raha_sl
raha_sl
٩٣/١١/٠١
٠
٠
خیلی خوش اومدی کوثر جان.. متنت قشنگ بود.. البته که آدمای احساسی آسیب پذیرتر اما منم با آسمانه ی عزیز موافقم... موفق باشی ممنونم
k_nahavandi
k_nahavandi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
منم از شما ممنونم عزیزم....
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١١/٠١
٠
٠
بيشتر پيرمردها اين طورين تا جوانان !!!
k_nahavandi
k_nahavandi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
تو دوران ما بیشتر جوان ها اینطورین....
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠١
٠
٠
ورودتون رو به جمع ما خوش آمد میگم. اگر اولین انتشار هستش که پس فقط یکی دو نکته رو میگم و منتظر اثر بعدی شما میشینم: 1.اواسط پاراگراف چهارم؛ بانی. 2.پاراگراف ششم؛ قاف. 3.اواسط پاراگراف آخر؛ پیدا کردید. (این غلط های املایی یا ویراستاری، نویسنده رو از اعتبار کافی ساقط میکنه و طبیعتا ضریبِ نفوذِ محتوا و پیامِ متن رو کاهش میده) 4.ایده و سوژه بسیار خوبی رو انتخاب کردید، اما بدلیل همین "انتخاب خوب" مسئول هستید که "خوب" هم بررسی کنید. بررسی خوب الزاما بررسی تخصصی نیست، به همین زبانِ ساده اما عمیق تر و با آسیب شناسی و راه حل های عامه پسند و همه فهم و البته اصولی. 5.راه حلِ شما کاملا شخصی و نظرِ شخص شماست(یعنی نتیجه ی یک پژوهش علمی یا نتیجه ای تایید شده شاید نباشه)، پس معتقدم باید "دوز و غلظت" طنزش رو بیشتر میکردید که "شخصی بودنش" واضح تر میشد. الان و در این حالت منِ خواننده خودم رو مجاز میدونم به تئوری های شما حمله کنم و رد کنم. چون عملا پیشنهاداتی دادید. / بیشتر آشنا بشید با کامنت های بنده، همین مقداری رو هم که الان رنجیده خاطر شدید(احتمالا) نخواهید شد! قصدم فقط و فقط کمک به قلم هایی هست که "توانِ بلند شدن" دارند. وگرنه خیلی ساده میگفتم موفق باشید خانم!/ مرسی از ابراز علاقه خودتون به نقد.
k_nahavandi
k_nahavandi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
نقد زیبایی بود..حتماا توجه میکنم،ممنون..:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠١
٠
٠
خوب بود / در حدی نیستم که بخوام نقد کنم:))
k_nahavandi
k_nahavandi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
از نظرتون ممنون....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
سلام: خیر مقدم خدمت شما برای ورود به جمع دوستانۀ جیم.مطلبتون هم جالب بود. امیدوارم که در جیم موفق و پیروز باشید.نقد هم باشد برای بعد.خدا یارتان باد.
k_nahavandi
k_nahavandi
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
از نظرتون ممنون...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
سلام: سلامت باشید
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
احساس.... حرف زدن ازش سخته....چیزی که میخواستی بگی رو فهمیدم....فقط یه کم سخت بیان شده بود :) به هرجهت درود بر شما...به امید نوشته های بیشتر وبهتر (^_^)
k_nahavandi
k_nahavandi
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
انشاالله....
هاچ
هاچ
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
مطمئنی که انسان ها همه احساس دارن؟! یعنی هنوز خلافش ثابت نشده؟ مثلا شخصی مثله دراکولا که پادشاه رومانی بود و به اون سبک رفتار می کرد آیا احساس داشت؟ شاید میتونیم بگیم داشت. شاید میشه گفت که اگه اون ازدواج می کرد نسبت به همسرش احساس داشت ها؟ فکر کنم باید احساسا طبقه بندی بشه ;)
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
متن جالبی بود. به عرصه نوشتن خوش اومدی :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣