خدايا خسته‌ام...

خدايا خسته‌ام...

نویسنده : R_ghazi

اجازه خدا! مي‌شود ورقم را بدهم؟ مي‌دانم وقت امتحان تمام نشده ولي خسته شدم. خدايا خسته‌ام از آدم‌هايي كه هر ثانيه خودشان را جاي يک آدم ديگر جا مي‌زنند، حرف‌هايي را مي‌زنند كه اصلا بهشان نمي‌آید! خسته‌ام از بنده‌هایت كه همه چيز را فراموش كردند، حتي تو را خدا!

خدا باورت مي‌شود تو را هم فراموش كردند. ديگر واي به حال خودشان! خسته‌ام از تظاهر كردن، از بودن‌هايي كه نبودند. خسته‌ام از تظاهر به خنديدن، به صبر، به بودن و به ايستادگي! خسته‌ام از اين دنيا كه آدم‌هایش آن‌طوري كه مي‌خواهند ترجمه‌ات مي‌كنند، نه آنطوري كه هستي و به‌شان گفتي! خسته‌ام از بس فرياد زدم كه يک سري حرف‌ها را به‌شان بگویم. به‌شان بگویم كه تو هميشه وجود داري، پس چرا كاري مي‌كنند كه ناراحت شوي، كه دلخور شوي ازشان...

ولي خدا هيچ‌كدام‌شان گوش شنوا ندارند! خسته‌ام از بدي ديدن، بدي كردن! خسته‌ام از اين‌كه هر جا كسي نياز به كمك داشت، فقط ايستاديم و تماشا كرديم يا شايد هم ضبطش كرديم تا بقيه هم ببينندش.

مي‌بيني خدا؛ به اين مي‌گویند انسانيت! خسته‌ام از دنيايي كه هيچوقت بر وقف مراد كسي نمي‌چرخد! خدا خسته‌ام از خستگي‌هاي خودم. يک آغوش گرم، يک آرامش، يک صبر را مي‌خواهم كه مثل يک مسكن بهم تزريق شود، همه‌اش هم از طرف تو باشد! خدايا اصلا مي‌داني چيست؛ ديگر بريدم از همه دنيا، زده شدم، مي‌خواهم بيایم پيش خودت، يه جاي كوچك كنار خودت! خدا خيلي خسته‌ام فردا بيدارم نكن .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mirza
mirza
٩٣/١١/٠٥
٢
٠
سلام؛ دست شما درد نکنه بابت این نوشته! ان شاءالله خدا فرج حضرت رو نزدیک کنه که خود به خود مسائل حل میشه!
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٥
١
٠
انشاالله ، واقعا هم تنها اميد فرج حضرت!
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/١١/٠٥
١
٠
اجازه خدا....ما نباید ناامید بشیم...هرکسی اول باید از خودش شروع کنه...بسم الله
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
كاملا درست ميگيد اول از خودمون .
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٠٥
٢
٠
"بر وفق" نه "بر وقف(!)"// موفق باشید. ضمنا همه رو به یه چوب نرانید. آدمای خوبم هنوز پیدا میشن. شک نکنید.
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
اي واي ببخشيد اصلا حواسم نبوده ،بله ١٠٠٪ اگه نبودن كه ديگه هيچي.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٥
١
٠
بله...خدايا داد از اين دل داد از اين دل / نگشتم يک زمان من شاد از اين دل / چو فردا داد خواهان داد خواهند/ بر آرم من دو صد فرياد از اين دل... دلا خوبان دل خونين پسندند / دلا خون شو که خوبان اين پسندند / متاع کفر و دين بي مشتري نيست / گروهي آن گروهي اين پسندند... دست شما مرسی...قشنگ نوشتی(^_^) قلمت مستدآم .
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
مرسي لطف داريد، زيبا بود شعرتون ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٥
١
٠
ای بابا امشب این سایت را چه میشود :|
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
چرا، چي شده مگه؟!😳
h_ghazi
h_ghazi
٩٣/١١/٠٥
١
٠
خيلي عالي بود و تأمل برانگيز😔
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
ممنونم .
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٥
١
٠
خیلی تلخ بود... بهترین لبخندها رو آرزو میکنم برای خواهر بزرگوارم.
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
ممنون از لطفتون .
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٥
١
٠
سلام ... از شکایت خوشم نمیاد
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
سلام ، اخه چاره اي ديگه نداشتم.
Shadi_kh
Shadi_kh
٩٣/١١/٠٦
١
٠
خسته نباشید :) خستگی همیشه هست ولی امیدوارم هیچ وقت ناامید نشید :)
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
مرسي ، ايشالله
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٦
١
٠
مرسي:)
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
مرسي از شما:)
علیرضا
علیرضا
٩٣/١١/٠٦
١
٠
آدم وقتی فکرشم میکنه وقتی میبینه ما با دیدن چند جور از این اتفاق ها صبرمون تموم میشه، خدا که همه اینها رو میبینه چی می کشه از دست بنده هاش...
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
دقيقا همينه خدا خيلي خيلي تحمل داره.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠