در مزایای خواهر آزاری

در مزایای خواهر آزاری

نویسنده : zizigolu

+ یک روز در حال درس خواندن بودم، که خواهرم وارد اتاق شد، به قصد قلقلک دادن من! خب چون مورچه داشت و نقطه ضفم را می‌دانست!

من بدو، او بدو... بعد نمی‌دانم یکهو چه اتفاقی افتاد که من داشتم دنبال او می‌دویدم!

یک شلوار کشی پایش بود، به رنگ صورتی پر رنگ با توپ توپی‌های مشکی، اسمش را گذاشته بودم شلوار زرافه‌ای!

خیلی کش می‌آمد...

نشست روی زمین و در حال خمیازه کشیدن...

من هم شروع کردم به گره زدن دو تا پاچه شلوارش!

هر کاری کرد نتوانست بلند شود :)

 

++ یک روز دیگر هم خواب بود. موهایش بلند بود. موهایش را از لابه‌لای میله‌های تخت رد کردم و با کش بستم و از اتاق آمدم بیرون!

هی صدایم می‌زد و جیغ جیغ می‌کرد!

شب قبلش بهش گفته بودم که انتقامم را می‌گیرم!

بعد از نیم ساعت از بیدار شدنش آمد بیرون!

خیلی خنده دار شده بود قیافه‌اش .

====

پ.ن: دلم برایش تنگ شده...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٣/١١/١٦
٢
٠
دلم خواهر خواست :((((
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/١٦
٢
٠
منم
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/١١/١٦
٠
٠
me too
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
خب فقط میتونم بگم حیف :(
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٦
٢
٠
نقطه ضفم: ضعف/ به جز همین یک سوتی کوچولو که زیاد هم به متن آسیبی نرسونده ولی چه بهتر که املاها رو درست اعمال کنیم؛ یادداشتِ خیلی خیلی قشنگی بود که از شدت صادقانه بودن قطعا به دلِ هر مخاطبی میشینه. خیلی صاف و ساده و زلال بود... بخصوص پی نوشت قشنگش که "ضربه آخر" رو می زنه به دل خواننده. مرسی.
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
سلام جناب شمشیری. شاید بهتر باشه بهتون بگم که از وقتی نظراتتونو میخونم نسبت به مطالبم و انتقادات خوبتونو،خیلی مشتاق به نوشتن شدم! ممنون :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٨
٠
٠
خواهش میکنم. من صادقانه و دلسوزانه نظرم رو میگم. وقتی خدای ناکرده ایراد جدی داشته باشه بی تعارف خواهم گفت و زمانی هم که خوب باشه، میگم خوبه و یقین داشته باشید عین حقیقت بوده. موفق باشید. بنویسید، باز هم بنویسید؛ فقط مطالعه و نوشتن راهِ رسیدن به موفقیته.
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/١٦
١
٠
مثل من وداداشام!مرسي
korosh
korosh
٩٣/١١/١٧
٠
٠
شمام میرفتین موهای داداشتون رو با کش ب تخت میبستین ؟ :|
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
من که داداش ندارم...دوس داشتم داداش داشتنو تجربه کنم؛چجوریه؟!__کوروش :)))))
محمدرضا هاشمی
محمدرضا هاشمی
٩٣/١١/١٦
١
٠
یک یادداشت خالصانه را مطالعه کردم. در کنار خانواده شاد و سرزنده باشید!
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
ممنونم،همچنین :)
محمدرضا هاشمی
محمدرضا هاشمی
٩٣/١١/٣٠
٠
٠
خواهش می کنم؛ زنده باشید!
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/١٦
٠
٠
:) خواهر نداشته باشی نصف عمرت برفناست...
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/١٧
٠
٠
:(
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/١٧
٠
٠
:(من ندارم
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١١/١٧
٠
٠
:((من همون برادرم ندارم!
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
کاملا موافقم باهات زهره! __اف بهزاد فر(نمیدونم چی صدات بزنم خو!) چی مییییکشی تنهایی؟! الهی الهی! (با صدای عمو قناد!)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/١١/١٦
٠
٠
عااالی بود من سه تا خواهر دارم عشقن هرکی نداره نمیدونه چی ازدست داده:)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/١٧
٠
٠
:(
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٧
٠
٠
منم 2 تا دارم :)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/١١/١٧
٠
٠
منم 4 تا :))
korosh
korosh
٩٣/١١/١٧
٠
٠
منم یکی
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
منم 3 تا دارم! هرکدوم باحالی خودشونو دارن :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٦
١
٠
سلام:درود برشما. خدا یارتان باد.
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٧
٠
٠
میگم آقای حسنی شما هم با خواهرهاتون اینطوری با شیطنت رفتار می کردید؟ :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٧
٠
٠
سلام استاد:منکه هیچوقت خانه نبودم.وقتی هم که بودم خواهرم نبود.ایشان ازسوم راهنمائی رفت دانشسرابعدم دانشگاه و...ولی وقتی هم رامیدیدیم شادوسرحال بودیم وشیطنت مثبت هم داشتیم که ازبهترین خاطراتمه.
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
آقای حسنی اگه اشتباه نکنم خواهرتون از خودتون بزرگتره؟!نه؟!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٨
٠
٠
سلام: خیر کوچکتر هستند.خیلی ممنونم
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٧
١
٠
منم از این دست شیطنت ها بسیار داشته ام! البته بیشتر از جنس حرص در آر!!! // هر وقت خواهرهام برای خودشون خوراکی می خریدند می رفتم و همه خوراکی ها ر می خوردم؛ چون ازشون بزرگتر هم بودم زورشون بهم نمی رسید (آیکن خنده شیطانی :)))
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/١١/١٧
٠
٠
:|
korosh
korosh
٩٣/١١/١٧
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ خیلی باحال بود =) کارای دیکتاتورناکی =)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١١/١٧
٠
٠
همه برادرا همینطورین
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
چه بدجنس :))
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
من دوباره دارم فکر میکنم میبینم شما خییییلی خبیثین!! :)))___دیکتاتورناکی رو خوب اومدی!!
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٣/١١/١٧
١
٠
اصولا من خواهرم رو خیلی دوست می دارم و خواهر داشتن خودش یک نعمته. اینقدر از داشتن خواهر خوشحالم که اصلا هیچوقت کمبود یک برادر رو حس نکردم :) و اصلا لذتی که در آزار دادن خواهر هست در هیچی نیست! قبلنا خیلی اذیتش می کردم و اونم چون کوچیکتر بود تنها کاری که می تونست انجام بده گریه کردن بود :دی البته با بالا رفتن سن این شیطنت ها هم کمتر میشه. الان من و خواهرم مدت هاست که خیلی مسالمت امیز و مهربانانه با هم برخورد می کنیم :)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/١١/١٧
٠
٠
تو سکوت کن سحر !! ظالم دژخیم ساواک !!! خخخخ
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
معنی تک تک جمله هاتو کاملا درک میکنم! خواهر داشتن عااالیه! خیلی رازها و خیلی حرفا هست که بین من و خواهرمه و هیچکس دیگه ای اونا رو نمیدونه حتی مامان و بابا! ولی دوس داشتم برادر داشتنو هم تجربه کنم...
korosh
korosh
٩٣/١١/١٧
٠
٠
من دلم برا خواهرم تنگ شده :( چ همه باهم بازی میکردیم :( هعییی :(((
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
نگووو داغ دلمو تازه نکن! دلم تنگه زیااااد...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١١/١٧
٠
٠
نظری ندارم!چون نه خواهر دارم نه برادر!یکم حس کردن این چیزایی که شما میگین برام سخته!
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
الهی الهی!(بازم با صدای عمو قناد!)__تو چی میکشی واقعن؟!
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١١/١٧
٠
٠
چه خوب برم روي خواهرم امتحانش كنم ، مرسي 😋😋😋
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
عه...من چه کارهای بدآموزی ای دارم به شماها یاد میدم!!_ول برو امتحان کن حتما!!(آیکون زیزیگلو با لبخند شیطانی!!)
moty_mony
moty_mony
٩٣/١١/١٧
٠
٠
+آخی...چقدر خاطره ها قشنگ اند! :)
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
من و خاطره هام؛همین الان یهویی! :))
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٧
٠
٠
خو مویوم خواهر موخوامممم
p_golpari
p_golpari
٩٣/١١/١٧
٠
٠
گریه نکن :)
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
آخی :))__الان این به چه زبونی بود؟! :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٨
٠
٠
خخخ نمدونم خودمم
zizigolu
zizigolu
٩٣/١١/١٩
٠
٠
من و خواهرمم چنتایی زبان اختراع کردیم که بجز خودمون هیچکس دیگه ای نمیفهمه چی میگیم!! :))
p_golpari
p_golpari
٩٣/١١/١٧
٠
٠
اخیییییییییییی ...این خاطرات خیلی شیرینن :)
a_zizigolu
a_zizigolu
٩٣/١١/١٨
٠
٠
اصن گز و سوهانن! شیرین تر تازه...! :))
میرزای اصفهانی
میرزای اصفهانی
٩٣/١١/١٨
٠
٠
سلام؛ امیدوارم همیشه با خاطرات خوش مطلب بنویسید، مرسی از شما.
zizigolu
zizigolu
٩٣/١١/١٩
٠
٠
سلام_خیلی ممنونم میرزا :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/١٨
٠
٠
اوووووووووووف ما که جرات نداشتیم به خواهرمون چیزی بگیم.... ولی درعوض کله ی داداشا همیشه برا سلاخی دمه دست بود :)))))))))
zizigolu
zizigolu
٩٣/١١/١٩
٠
٠
داداش داشتن چجوریه؟!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/١٩
٠
٠
خوبه :)) اونقدری که نمیتونم به نداشتنشون حتی فکر کنم.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥