حوالی خنده‌هایم قدم بزن

حوالی خنده‌هایم قدم بزن

نویسنده : خورشید

آهنگ «جان مریم» را دارد زمزمه می‌کند. دور اتاق تانگو می‌رقصد و می‌خندد به منی که دارم با شخصیت‌های رمانم دعوا می‌کنم.

با اخم می‌پرسم: نازنین کیه و مریم کیه؟

از شدت خنده می‌نشیند روی زمین. «یعنی این همه تقلا زدم همین دو تا واژه را شنیدی؟»

- خوب گوش من نسبت به این جور واژه‌ها حساس است.

با لبخند می‌گوید «حساس نباش بانوی من  همه دنیا یک طرف بانوی مرداد ماهی من یک طرف.»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
:-)
خورشید
خورشید
٩٥/٠٦/١١
٠
٠
:)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
زنانگی رو زیبا نشون دادید ..
خورشید
خورشید
٩٥/٠٦/١١
٠
٠
:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٢
چه جالب:-)من هم مردادیم^_^
خورشید
خورشید
٩٥/٠٦/١١
٠
٠
:)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
سلام ، به نظرم نام مطلب با خود متن همخوانی نداشت ...
خورشید
خورشید
٩٥/٠٦/١١
٠
٠
سلام و نظر شما محترم
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
من نفهمیدم راستش :/
خورشید
خورشید
٩٥/٠٦/١١
٠
٠
گاهی گنگ نوشتن خوبه که
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
از نظر منم یکمی گنگ بود ولی خب فکر میکنم ذاتش همین شکلی این نوشته :)
خورشید
خورشید
٩٥/٠٦/١١
٠
٠
دقیقا گنگ نویسی و جدیدا علاقه مند شدم .
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات