زن‌هایی مثل ما تنها می‌مانند!

زن‌هایی مثل ما تنها می‌مانند!

نویسنده : وبگردی

پوست کلفت شدن چیزی نیست که مردها دوست داشته باشند. رسیدن به حقیقت ِتلخ و زننده و حرف زدن از آن، باب ِمیل ِمردها نیست. مردها در انتها زنی را انتخاب نمی‌کنند که به جای ِخریدن رژ ِلب‌ها، کتاب می‌خرند. آن‌ها دست‌های ِسفید و همیشه لاک زده را دوست دارند. نه دست‌هایی که لای ِصفحات کتاب جا می‌مانند و جوهری می‌شوند، در هر بار نوشتن ِداستان‌های بلند و کوتاه.

مردها همیشه‌ی ِتاریخ، بهترین شاعرها بودند، اما معشوقه‌شان شاعر نبوده‌است در اصل. معشوقه‌ی ِآن‌ها زنی سبک بال و رها و بی‌خیال بود با صورتی جوان و شاد و دست‌هایی زیبا و مغزی عادی. مردها ترجیح می‌دهند در کافه‌ها با زنانی پر مغز بنشینند به رد و بدل کردن دیالوگ‌های قلبمه سلمبه و سیگار کشیدن و در مهمانی‌های ِشبانه و دور همی‌های‌شان همان زن‌های ِبی‌مغزی را ببرند که در کافه -درحالی که سیگارشان را آتش می‌زنند و می‌نالند از سطحی شدن رابطه‌ها- آن‌ها را هیچ و پوچ خطاب می‌کردند.

مردها نمی‌توانند زن‌هایی که خودشان هستند و به خاطر حرف مردم زندگی نمی‌کنند را با افتخارو لبخند ِپیروزمندانه به دیگران معرفی کنند. مردها در زبان شمایی را که بلند بلند و بی‌اعتنا به قضاوت‌ها، می‌خندید و گریه می‌کنید را می‌ستایند و در دلشان زن‌هایی را جای می‌دهند که برحسب شرایط می‌توانند شال بیندازند یا چادر سر کنند. مردها با شمایی که خوب شعر می‌خوانید و خوب شعر می‌نویسید و خوب شعر به خاطر دارید در حد چند ساعت در ماه و یک زنگ ِتفریح، خوب تا می‌کنند، نه بیشتر و نه کمتر. مردها وبلاگ‌های ِشما را در اوقات بیکاری می‌خوانند و اوقات ِاصلی‌شان را در پی ِگشتن دنبال ِزنی نجیب و پاک و سربه زیر- همان زن ِزندگی- اند. مردها اس.ام.اس‌های شما را که در نیمه‌های ِشب ِپاییزی برای‌شان فرستاده‌اید، ظهر ِروز ِبعد می‌خوانند و جواب ِغمگین و دلتنگ بودن ِشما را با «چرا جیگرم؟» می‌دهند. مردها زن‌هایی که در پاییز زیاد پیاده روی می‌کنند و در کوچه پس کوچه‌ها گریه می‌کنند را نمی‌فهمند و برایشان خراب کردن ِرژ ِلب جذاب‌تر از پاک کردن ِسیاهی ِزیر ِچشم ِزنی غمگین است. مردها موجودات عجیبی نیستند. مردها زن‌هایی مثل ِما را دوست ندارند. زن‌هایی مثل ِما نمی‌توانند با مردها احساس ِخوشبختی و راه رفتن روی ِابرها را تجربه کنند. زن‌هایی مثل ِما این را می‌دانند که هر چقدر هم بیشتر خوانده باشند و نوشته باشند و گفته باشند، باز هم تنها می‌مانند در آخر.

زن‌هایی مثل ِما این را می‌دانند که دخترهای ِمعمولی و شاد انتخاب آخر مردهای ِمعمولی‌اند. زن‌هایی مثل ِما می‌دانند که باید با خودشان آشتی کنند و تنهایی‌شان را دوست داشته باشند. زن‌هایی مثل ِما می‌دانند که جز این راه دیگری ندارند...

============

منبع:

http://akharin-pok.blogfa.com/post/268

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/١٠/٢٠
٤
٢
خیلی مطلب قشنگی بود، منتها از لحاظ ظرافت بیان و میزان تاثیر گذاری. ولی با چیزی که این کلمات زیبا گفتن خیلی مخالفم. شاید این نوشته‌ها حاصل تجربه تلخ نویسنده و متاسفانه تنها موندنش باشه. به گفته نویسنده شاید مردهای معمولی زن‌های معمولی دوست داشته باشند، ولی در کنار اون‌ها مرهای زیادی هستند که معمولی نیستند و دنبال یک نفر می‌گردند که بتونن باهاش حرف بزنن و طرف مقابل حرفاشون رو بشنوه و مطمئنا برای این کار به کافی شاپ پناه نمی‌برن و دنبال یک هم‌سر خوب برای خودشون می‌گردن.
mirza
mirza
٩٣/١٠/٢٠
٢
٢
با کمال احترام به نویسنده ی متن، به نظر من این مطلب با مردها مردها گفتن، کلی گویی کرده و خاص رو تعمیم داده! اتفاقا توهینی آشکار به زن در متن دیدم: «مردها وبلاگ‌های ِشما را در اوقات بیکاری می‌خوانند و اوقات ِاصلی‌شان را در پی ِگشتن دنبال ِزنی نجیب و پاک و سربه زیر- همان زن ِزندگی- اند.» این به چه معناست ... بماند! موفق باشند!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢٠
١
٠
خیلی قلم و محتوای خوبی داشت. من هم دقیقا به توضیحات جناب فروزان نیا معتقدم. البته نویسنده محترم در وسطِ سطرِ آخر با بکار بردن کلمه "معمولی" کمی تلطیف کردند تئوریِ منحصربفردشون رو. وگرنه شاید من بسیار کامنتِ تندی می نوشتم. حرف شما یک واقعیت تلخه؛ واقعیت که نه؛ حقیقت. اما با تعمیم اش به همگان مخالفم. بدجور هم مخالفم.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢٠
٢
٠
همونطور که اونجا با تعمیم اش بدجور مخالفم، با "حقیقتِ تلخ" بودنش هم همونقدر قاطع موافقم. طاقت نیاوردم ننویسم اینو الان! آخه خیلی کم از این محتواهای چالش برانگیز میخونم این حوالی.
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٢٠
١
٠
جای نقد زیادی داره این نوشته و فکر کنم بهتره هیچی نگم
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
منم باخورشیدبانوموافقممممممممم فقط یک جمله یک همسررررررررر به معنای واقعی همسرمیتونه هردوشخصیتوباهم داشته باشهههههههههههههههه
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/٢٠
٢
٠
دروغ چرا با خواندنش کمی ترسیدم حتی دلم هم گرفت!
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
:)
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
خيلي قشنگ بوووود
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٠/٢٠
٢
٠
شاید حرفای درستی باشن.. ولی بنظر من مهم نیستن!.. هرکس(جدا از زن یا مرد بودنش) بهتره خودش باشه تا اون چیزی که بقیه ازش خوششون میاد!.. آخرش اونیکه واقعا میخوادت خودش پیدات میکنه!.. ودرمورد اون "تنها موندن" آخر .. یجا خوندم : تنهایی بهتر از با هرکسی بودنه...(شایدم با اوضاع الان که همه چی خیلی ظاهری شده این حرفا متاسفانه خیلی آرمانی باشه!)
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
تنهایی بهتر از با هر کسی بودنه:))
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
من یک جا خوندم تنهایی مال کسایی که نمی خوان به هر قیمتی و با هر کسی باشن :))!! به نظرم متنش یکم سیاه نمایی داره :) نمی شه بگی در کل این طوره موارد استثنا هم وجود داره :)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
دوست خوبم باخوندن این متن حس کردم تنها نیستم! یکی دیگم مث من فکر میکنه آخه منم معتقدم مرد ها دروغگو های بزرگی هستن البته تعمیم نمیدم!فقط۹۵ درصدشون توظاهر یک حرف میزنن اما حرف دلشون ی چیز دیگس تو انتخابشونم یک عقیده ظاهری دارن برا انکار بعضی از زنها اما در اعماقشون یک انتخاب دیگه دارن!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
من مخالف فرمایش شما نیستم متاسفانه.
mirza
mirza
٩٣/١٠/٢٠
٥
٠
خواهرم! من هم مخالف نظر شما نیستم، محتواش وجود داره، اما اینطور دقیق آمار دادن به نظرم درست نیست، آمار دقیق دست خدا و اهل بیتش هست، دیگه 95 یه مقداری بی انصافیست!
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
مناین درصد رو بر اساس دیده ها و شنیده هام گفتم نظر شخصیمه شاید خیلی ها طور دیگه ای فکر کنن اا متاسفانه من نظرم این بود!
s_ehsan
s_ehsan
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
با نظرتون موافقم......تنها.....تنها می مانند....
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
از اونجایی که، گفته ی راوی لزوما فعل شخص نویسنده نیست... بله گاهی اینطوره :|
کاربر ناشناسم دیگه ! عیبی داره ؟
کاربر ناشناسم دیگه ! عیبی داره ؟
٩٣/١٠/٢١
١
٠
من با بعضی حرف های این متن موافقم . مرد ها همان زن هایی را دوست دارند که در مکالمات فلسفی شان ان ها را قبول ندارند . همان زن ها یی که دست های سفید و مرمری دارند اما با ان دست ها شعر نمی نویسند . همان لب هایی را دوست دارند که رژ لب های پررنگ می زنند نه لب هایی که حرف های پررنگ و قشنگ می زنند . نه لب هایی که شعر می خوانند . من فکر می کنم جمع کثیری از مردان به شدت ظاهربین شده اند .
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
این دلیلش فقط ظاهر بینی نیست. یه جور اسطوره سازی محسوب میشه متاسفانه که در جایی نادرست بکار می برند. همین.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
یه جورای کمرنگی موافقم!
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
متن جالبی بود ولی یکمی کلی بود. اتفاقا افراد باهوش اصلا از دخترای تو خالی و بی مخ خوششون نمیاد چون سطح فکر و درکشون نمیزاره دووم بیارن. و البته دخترای باهوش هم از پسرای خنگ خوششون نمیاد و دقیقا دلیلش همون دلیل بالاییه. و اینو در نظر داشته باشیم ما حتی برای انتخاب دوستانمون افرادی در سطح فهم و درک خودمون انتخاب میکنیم دیگه شریک زندگی که شوخی نیست. پ.ن : حالا سوال من اینه تو خیابون واسه چی تو کوچه پس کوچه گریه میکنید؟ پاییز که خیلی قشنگه اون هوای خنک روح آدم رو تازه میکنه و قرمزی برگ درختا به آدم حس اینو میده که زندگی هنوز جریان داره و همه چیز در حال تغییره.
admincheh
admincheh
٩٣/١٠/٢٢
١
٠
خیلی بده اگه بگم با چند جمله ی این متن کاملا همزاد پنداری کردم..؟..
مهسااسلام
مهسااسلام
٩٣/١٠/٢٧
٣
٠
سلام از اینکه مطلبم رو انتشار دادین بی نهایت ممنونم وازهمه بیشتر از دوستان ممنونم که وقت گذاشتن خوندن ونقد کردن.. :)
k.b
k.b
٩٣/١١/٠٩
١
٢
متن ناپخته ایست با ضعف تالیف های بسیار خصوصا در حوزه ی معنا، نگاه آزاردهنده ی از بالای نویسنده که انگار می کند برتری دارد، که عادی نیست و به گونه ای حکم صادر می کند که دانای کل است، اگر آشپزی هنر باشد تفاوت ویرجینیا ولف و مادر بزرگ ها در چیست و کدام هنرمند تر هستند؟ زنی که آشپزی می کند در جایگاه پایین تری نسبت به یک زن نویسنده قرار دارد؟ استفاده از ترکیب - مغز عادی، زن های بی مغز و ...- دیگر ترکیب های نازیبای موجود در متن که گاهی تا مرزهای بی حرمتی و کنار گذاشتن ادب پیش می روند و میزان احساسات بیش از حد زنانه ای که در متن جریان دارد و گاهی غالب بر هرچیزیست تا آنجا که می توانم تصور کنم نویسنده خانمی نوجوان است که طی قلیان احساسی بنا بر تجربه های شخصی دست به قلم برده و تنها یک تخلیه ی روحی لحظه ای را برای خود رقم زده است و صد البته بسیار خام در ادبیات حتی توهینی آشکار در متن به زن ها وجود دارد که مشخصا از روی ناآگاهی اتفاق افتاده است و نویسنده آنقدر درگیر احساس خویش است که چنین اشتباه فاحشی را نمی بیند شمایی که خوب شعر می خوانید و خوب شعر می نویسید و خوب شعر بلدید کتاب خواندن فعل خوبی ست، اما مهم چه کتابی خواندن است می شود پیش از این که قلم بدست گرفت، اصول و مقدماتی را آموخت، صرف داشتن احساسات کسی را شاعر نمی کند
sh_mehregan
sh_mehregan
٩٣/١٢/٢٩
٠
٠
عالی بود .. مردهایی که همیشه ادعا دارند. راستش اگر ادعا نداشتند راحت تر می شد با این قضیه کنار آمد. مرد هایی که فقط بلد اند زیر متن ها و عکس های زن هایی مثل ما -یا مثل شما- بنویسند:درود بر تو ای بانوی پاک آریایی ! و بعدش بروند دنبال یک زن زندگی که لاک زدن بلد باشد ، نجیب هم باشد و خوشگل هم باشد. بتوانند جلوی دیگران باهاش پز بدهند و صد البته که از آن ها نباید فرهیخته تر باشد چون احساس غرورشان خدشه دار می شود و اعتمادبنفسشان را از دست می دهند. مردهایی که زن های کتاب خوان را برای زندگی دوست ندارند. و اصلا ذاتشان همینطوری است و نمیتونی جلویشان دربیایی و بگویی: چرا اینطوری است؟ همه ی این ها قابل تحمل است اگر نیایند و نوشته های مارا نقد نکنند یا برعکس ننویسند: درود بر تو ای بانوی ایرانی .درود بر تو با این فکر زیبا!
nazanin banoo
nazanin banoo
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
بسیار بسیار متن زیبایی بود.... در عین حال بیان کننده ی حقیقی ترین موجی که تو زندگیمون جریان داره....ممنون
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤