گاهی وقتا بی خودی آدم دلش غصه داره... / شعر

گاهی وقتا بی خودی آدم دلش غصه داره... / شعر

نویسنده : b_mottaghi

گاهی وقتا بی خودی آدم دلش غصه داره

ترس فردا، شرم دیروز، و هم امروز، یک جورایی گله داره

خسته می شه بیخودی، انگار که کوهی کنده او!

ناله از زمونه داره گویی صد سال! داره او

سرزنش نکن خودت رو، فلکُ و زمونه رو

آه و بیداد نکن! یه تکون بده خودت رو

وقت اون رسیده شاید که بیای تو واقعیت

ایده آلا رو ولش کن، لحظه رو، قول و قرارا و همین الان و باید

بسازی تا اینکه فردا، شرم دیروز و نیاری

برسی به اونچه هستی، بدون حسرت و زاری...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٠/٣٠
٢
٠
جالب بود ...اما اایده آل بودن یکی از خاسته های هر انسانی هستش ..ب نظر من این ایده آل بودم ب فطرت انسان برمیگرده ک میخواهی ب سمت خدا بهترین بنده اش باشی
b_mottaghi
b_mottaghi
٩٣/١٠/٣٠
١
٠
بله درسته، اما گاهی اوقات خواستن ایده آل ها موجب میشه که آدم از حرکت به ایسته و یا اینکه موجب سرخوردگی و ... بشه
mirza
mirza
٩٣/١٠/٣٠
٢
٠
سلام؛ خیلی خوش آمدید. منم مثل همیشه لذت می برم و وامیسم کنار تا اساتید شعر نظرشون رو بدن.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٣٠
٢
٠
بهله :) هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت/ روزی که نیامدست و روزی که گذشت.... مرسی از شما...قلمتآن مستدآم (^_^)
mirza
mirza
٩٣/١٠/٣٠
١
٠
شعرهای زیبایی که میذارید مستدام!(^_^)
mirza
mirza
٩٣/١٠/٣٠
١
٠
کامنتایی که شما میذارید رو دوست دارم، همیشه شعر یادتون باشه! ممنون خانم دنیا دیده ی بزرگوار.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠١
١
٠
:)))))) من قبلنا بیشتر سعر میذاشتم.... یه جورایی خوره ش به جونم افتاده بود...ادمینا از دستم در عذاب بودن :))))) الان دیگه کاربر سربه راهی شدم ..شعر بذارم تک و توک اونم تک یا 2 بیتی (^_^)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٣٠
٢
٠
قلم توانایی دارید...موفق باشید.
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
؟؟؟
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠١
١
٠
چی بگم خب؟!! حوزه تخصصیم نیس! بعنوان یک خواننده خوشم اومد.
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/٠١
١
٠
جالب بود نمیدونم چرا بعضی جاهاش ازنظر ادبیاتی نمیخوند مثلا اینجاش زیاد بدل نمیشینه وقتی باآهنگش میخونی خسته می شه بیخودی، انگار که کوهی کنده او! ناله از زمونه داره گویی صد سال! داره او سرزنش نکن خودت رو، فلکُ و زمونه رو آه و بیداد نکن! یه تکون بده خودت رو ___________ ولی مفهمومه جالبی داشت خسته نباشید درکل زیبابود :))
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٠١
٢
٠
خوب ببین اگر این شعر نیمایی هست وزن اش رو باید درست کنی، اگر هم شعرت در قالب سنتی هست قافیه ها رعایت نشده بود.
b_mottaghi
b_mottaghi
٩٣/١١/٠١
١
٠
من حقیقتا با اصول شعر گفتن و قواعدش آشنا نیستم. هر از گاهی یه حالی دست میدهد و و خودش یهویی و از ناکجا آباد میاد...
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/٠١
٠
٠
بله منم دقیقا اینو گفتم منتها یطوره دیگه ^_^ شما زحمتشو کشیدی درستش کردی مرسی
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٠١
١
٠
یک نکته دیگه هم که از اساتید شعر یاد گرفتم این بود که نباید توی یک بیت بیشتر از کشش اون بیت کلمات گذاشته بشن : «ایده آلا رو ولش کن، لحظه رو، قول و قرارا و همین الان و باید» این مصداق توقع زیاد از یک بیت هست!
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٠١
١
٠
راستی بهزاد ممنون از نوشته ات... keep writing
Vania
Vania
٩٣/١١/٠١
١
٠
و لا تاسو علی ما فاتکم/: افسوس آنچه را از دست رفته نخور/حدید 23...همین حسرت خوردن ها و ترس خیلی وقتا باعث میشه بمونیم تو گذشته و جلو نریم و خسته بشیم انگار کوه کندیم...ممنون از شما فقط وزنش یه جوری بود و بعضی بیتا زیادی طولانی بود انگار
نورالحق جاوید
نورالحق جاوید
٩٣/١١/٠١
١
٠
مهم همینه که سخن دل پیاده کردید.... وزن نمی خوایم
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠١
١
٠
جالب بود مرسي
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠١
١
٠
سلام:از اینکه برای گفتن شعر دست به قلم شدید خوشحالم و ممنون.ولی برای وزن شعر کمی دقت بیشتری لازم داردکه امیدوارم هر شعرتون از قبلی بهتر بشود.برایتان بهترینها را آرزومندم.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠