این هم شد غذا؟!
چندش‌آورترین و حال بهم زن‌ترین غذاهای جهان

این هم شد غذا؟!

نویسنده : mahshid2

این غذاها که به نظر ما بسیار چندش آور هستند و ما حتی طاقت دیدن آن‌ها را نداریم چه برسد به خوردن آن‌ها طرفداران بسیار زیادی در سراسر جهان دارند که حاضرند برای این غذاها مبالغ هنگفتی را بپردازند. 

 

خون مار کبری-نوشیدنی مورد علاقه در نیروی دریایی آمریکا

 

سوپ خفاش

 

ترشی بچه موش در چین

 

سالاد عنکبوت در چین

 

کله پاچه در ایران

 

معجون مار و عقرب در ویتنام

 

بالوت، خوراک جنین جوجه در فیلیپین

 

سوپ لانه پرندگان-تایلند

 

چشم ماهی تن در اندونزی

 

سوپ سوسک، غذای تابستانی در چین

 

اسکامولس، طبخ غذا با دل و روده حیوانات در مغولستان

 

سوپ کرم ابریشم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١٢/١٤
٠
٠
افــــــّـــــل...
t.m
t.m
٩١/١٢/١٤
٠
٠
ادمین خب اینا چیه میذاری تو سایت خب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اَه
ati200
ati200
٩١/١٢/١٤
١
٠
عوووووووووووووووووووووووووووووووووق خدایی کله پاچه دیگه بااینا همتراز نیست
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/١٤
٠
٠
هووووووووووووووووووووووو..........چرا کله پاچه رو آوردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟........سوسک؟..خفاش؟؟.....اوه
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/١٤
٠
٠
مهی جان ببخشید تا نصفش بیشتر نتونستم ببینم.دل و روده ام داشت میومد تو دهنم!واقعا می خورن اینا رو!اییییییییی
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٤
٠
٠
حالم بد شد ! ای ای اینا چیه!
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/١٥
٠
٠
علیرضا اون مستنده که یارو کرم بنده خدا رو داشت راه میرفت برداشتش زنده زنده گاز زد رو دیدی ... ؟ ندیدی ؟ اشکال نداره چون منم ندیدم ...
t.m
t.m
٩١/١٢/١٥
٠
٠
(O_o)
f.nazemi
f.nazemi
٩١/١٢/١٥
٠
٠
دیده بودم کرمبخورن اما ایناشو ندیده بودم اخه بعد از خوردن غذا واقعا اینا رو ببینی حالت بدنمی شه
parisa
parisa
٩١/١٢/١٥
٠
٠
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه...........خب اینا چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟باغ وحش یا رستوران؟؟؟؟؟؟
f.nazemi
f.nazemi
٩١/١٢/١٦
٠
٠
چی بگم عزیزم از این خارجیا همه چیزبر میاد البته بهجز کله پاچه
firuze
firuze
٩١/١٢/٢٣
٠
٠
کم مونده خودمونم بخورن
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
یه دقه صبر کن من برم بالا بیارم برمیگردم....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات