مگس توی فنجانِ کاپوچینو!
دانشجو نوشتی طنز به زبانِ آدمیزاد!

مگس توی فنجانِ کاپوچینو!

نویسنده : shakhe_shemshad

هر چه به روزهای امتحانات پایان ترم نزدیک‌تر می‌شویم، روایت دانشجوها، حکایت شنیدنی‌تری می‌شود. معمولا دو دسته‌اند: یا درس‌ها را خوب خوانده‌اند و با سینه‌ای ستبر می‌روند سر جلسه یا به هزار و سیصد و نود دلیل نخواندند. اگر خوانده باشند که در حق خودشان لطف کردند ولی چنانچه نخوانده باشند دو حالت دارد، یا گردنشان مثل فانوس دریایی می‌چرخد روی ورقه این و آن، یا این‌که توکل به خدا می‌روند و صادقانه درس را می‌افتند! اگر توکل کرده باشند که خب، بچه مسلمان‌اند و همین توقع هم می‌رود ولی اگر گردن‌شان مثل فانوس دریایی بچرخد، دو حالت دارد یا به بهای اسپاسمِ گردن می‌توانند چیزی از کنار دستی‌ها عایداتی داشته باشند، یا این‌که مشت‌شان باز می‌شود و می‌شوند متقلب. اگر مشت‌شان باز بشود که خب خدا جای حق نشسته است، چه فکر کرده‌اید! ولی اگر از ورقه چپ و راستی چیزی نوشته باشند دو حالت دارد، یا طرف درسخوان بوده و ایشان هم این امتحان را به خیر می‌گذرانند یا اینکه نخیر! هر چه نوشتند غلط غولوط بوده و از بد هم بدتر می‌شود. اگر بدتر بشود که خب حق‌شان است! اما اگر امتحان را با این حرکت پاس کنند باز دو حالت دارد، ممکن است عذاب وجدان بگیرند و بروند خدمت استاد و اعتراف کنند و طلب عفو و مغفرت، یا این‌که نیشخند بزنند و به راهشان ادامه بدهند. اگر طلب عفو کردند که خدا کمکشان می‌کند ولی اگر تا بناگوش نیش‌شان اُپن باشد، باز دو حالت دارد، یا سرشان به سنگ می‌خورد و برای آینده‌شان هم که شده می‌چسبند به درس و زندگی، یا دست نامزدشان را می‌گیرند و میروند ماه عسل ... اگر سرشان به جایی خورد که خدا هوای‌شان را داشته ولی اگر بروند ماه عسل باز دو حالت دارد، یا زن‌شان توی راه نصیحت می‌کند که مَرد؛ آدم شو؛ انسان باش! یا این‌که میزنند به درِ بی‌خیالی و می‌روند لب دریا شنا. اگر نصیحت بشنوند و اصلاح شوند که معلوم است زنِ توانمندِ با شعوری گیرشان آمده ولی اگر بروند دریا شنا، دو حالت دارد، یا بی‌گدار می‌زنند به آب و مثل مگس توی فنجان کاپوچینو غرق می‌شوند، یا می‌نشینند لب ساحل و به کارهای فجیع گذشته‌شان فکر می‌کنند. اگر به گذشته فکر کردند که هنوز جای امیدواری هست، ولی اگر ... ولی اگر بی‌گدار بزنند به آب، این دفعه دیگر فقط همین یک حالت را دارد، قطعا غرق می‌شوند که آن هم حق‌شان است! اگر چهار کلمه نشسته بودن،د درس خوانده بودند، الان زنده بودند و داشتند انتخاب واحد ترم بعدشان را می‌کردند!

(منتشر شده در سوم اسفند1390، نشریه دانشجویی پنجره؛ رتبه اول جشنواره طنز دانشجویی 1390) 

 

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
ان شاءالله از ترم بعد :)))))))))))) !!!!!!!!
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
ایشالا! ممنون از حضورتون.
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
ایشالا! ممنون از حضورتون.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
جالب بود/سپاس
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
سپاسگذارم.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
البته به نظر من بیشترین جذابیتش به همین شاخه شاخه شدن و درعین حال رعایت ترتیب و توالی انشعابات به صورت منظم هستش! :)
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
بیشتر سپاسگذارم! :))
فاطمه صداقت
فاطمه صداقت
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
رضای من که هنوز لب ساحل داره به کارهای فجیع گذشته اش فکر میکنه...!
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
بله می بینمش! بهش میگم بیا اینطرف بشین درست رو بخون، گوش نمیده دیگه خواهر جان! هی با خودش زمزمه میکنه: لبِ کارون .. چه پر بارون ...!
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خیلی بامزه بود....!
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خیلی لطف دارید. خوشحالم خوشتون اومد. حدودا 3 سال از تاریخ نگارشش میگذره و همونطور که شاهد هستید با قلمِ فعلی من تفاوت داره!
a_shamshiri
a_shamshiri
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
بینهایت جالب و خوندنی بوددددد آدم دوس داره چندین بار بخونش
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
مرسی خواهرجونم. لطف داری. این رو ترم اول کاردانی نوشته بودم. خوشحالم که پسندیدیش.
vesal
vesal
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
:)...مرسی
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خواهش میکنم.
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
جالب بود. یکی از شیوه های طنز ربط دادن همه چیز به همه! از یه جایی وارد شدیم و معلوم نیست از کجا سر در آوردیم! اگه ماه عسل نرفتیم شمال چی؟ اگه طرف دختر بوده باشه چی؟ بای دیفالت فقط پسرا تقلب می کنن!!:))
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
والا اون دیگه هنرِ شماست که آقا مجتبی رو مجبور کنید که ببرندتون شمال! حالا شمالِ ایران نشد، شمال کالیفرنیا، شمال ونیز، شمال دریای مدیترانه! بهرحال یک شمال ایشون باید ببرندتون! / خوشحالم که پسندیدید. یادداشتی قدیمی بود که دلم میخواست بازخوردها و واکنش ها رو ببینم و بهمین دلیل ارسالش کردم به جیم.
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
سلام خیلـــــــــــــــــــــــــــــــی خوب یه پاورپوینت عالی از توش در میاد :دی مرسی
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
چه جالب! من به پاورپویینت شدنش اصلا فکر نکرده بودم. دی خواهش!
m-nik110
m-nik110
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
ما که درسمونو خوندیم بح بح چه دانشجوی خوبی استیم!!!
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
واقعا خوشا به سعادت شما! ممنونم از حضور شما.
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
مرسي:)
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خواهش میکنم!
دلنیا
دلنیا
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
نتیجه گیرییییییییی فوق العاده اییییییی داشتیدددددددددددددممنونننننننننننننن
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
خواهش! خوشحالم که نتیجه گیری براتون جالب بود. باور کنید همون زمان و به وقت نوشتنش، یک نفس رفتم تا آخر یادداشت و خودم هم نفهمیدم از کجا به کجا رسیدم! و بعدش فقط یک روتوش مختصری زدم و ارسالش کردم! الان و امسال هم که بدون هیچ تغییری ارسال کردم جیم. بهر حال خوشحالم از بازخوردها. بد نبودند!
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
به این میگن اثبات به روش برهان خُلف. جالب بود.
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
موافقم! از ابتدا نیت ام این نبود اما ظاهرا محصول نهایی همینطور شده و میشه اونطوری هم استنباط کرد!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
و من چقدر از این برهان خلف حوصله م سر می رفت! (البته منظورم به متن زیبای شما نیست! منظورم به همون برهان خلفه فقط! توضیح واضحات با مهندسی معکوس!!)
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
خیلی هم حوصله سر بَر نیس ها! اونقده جذاااااااااااابه! خیلی راحت میشه اثبات کرد پیچیده ترین چیزها رو.
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
توی ریاضیات یکم کسل کننده به نظر میومد. ولی توی اثبات خیلی از مسائل فقهی و نظریه های فلسفی کاربرد داره و هم چنین جذاب هم هست.
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
:/ آقای شمشیری شما چرا دو تا یوزر دارید ؟ :)) این عکس پسرتونه ؟ مطلب رو بیخیال چه خوشگله ماشالله ، خدا حفظش کنه :) مطلب جالبی بود و خیلی هم طنز قشنگ و کوبنده ای داشت که تقلب کار خوبی نیست :)
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
والا اگر دوتا اکانت من باعث اذیت شما شده همین الان حذفش کنم! دی! این شاخ شمشاد رو گذاشتم واسه مطالب طنزم (که خودشون حکایت مستقلی دارند و حدودا 11 سال طنزنویسِ ستون های کوچیک و بزرگ نشریات و سایتها هستم و اگر وقتم اجازه بده حرف برای گفتن بسیارست....!)/ بله عکس کیوان منه. متولد 25 خرداد 90(خودتون حساب کنید چند سالشه! ریاضیم خوب نیس!) که ابته این عکس متعلق به زمانِ قبل از راه رفتنشه. / ممنون از توجهتون و ممنون از اظهار لطفتون به مطلب.
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
ای وای من بله اکانتتون رو کول منه لطفا برش دارید کمرم شکست :)) حرفایی میزنید آقای شمشیری :)) خواستید پاک کنید اون یکی رو پاک کنید این نینی کیوان خیلی خوشگله ماشالله :) مرسی برام توضیح دادی چرا دو تا اکانت دارید البته باید کنجکاوی منم ببخشید :)
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
دست گلتون درد نکنه! اون یکی رو پاک کنم آرهههه؟!! خخ! خواهش میکنم. البته که بچه ها هر چه بزرگتر میشن از اون خوشگلی و جذابیت و معصومیت شون کاسته میشه. بهر حال تشکر می کنم از اظهار لطفتون به مای نی نی!
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
همين 4 كلمه خوندن خيلي سخته ! خيلي !
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
خیلی! درک نمیکنن که ما رو! هی میگم سخته هی میگن هیس!
s_mohsen
s_mohsen
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
ینی تقلب برابر با غرق شدنه؟؟؟خخخ
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
شک نکنید! دقیقا مثل مگس در فنجان کاپوچینو! دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره!
بهاره.ط
بهاره.ط
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
این متن رو من تایپ کردم اون زمان برای صفحه ارایی! هنوز بنظرم جذاب میاد و بیات نشده... چه عالی!
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
عجب حافظه ای! آره خانوم طحانی. دقیقا خاطرم هست. ممنونم از اینکه تشریف اوردید. احتمالا باید از طریق آقا مسعود شنیده باشید. بهرحال خوشحال و غافلگیر شدم. مرسی.
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
تقلب کاریس بس ناپسندانه خخخ
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
بلیا بلیا!
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
برم که برای ترم بعد درس بخووونم . :)))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٧
٠
٠
یک نفر هم با خوندن این متن به رستگاری برسه برای نویسنده کفایت میکنه! ممنونم از حضور شما.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١١/٠٨
٠
٠
دانشجویی هم عالمی داشت برای خودش ها :)))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٨
٠
٠
آرههههههههههه! واقعا عالمی داشت واسه خودش... .
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠