باید که شب تا صبح را پیشم بمانی
مجموعه شعرهای محبوب شما كه برای ما ارسال كرده‌ايد

باید که شب تا صبح را پیشم بمانی

نویسنده : مهدیه جوادی

شاهین آسمان وجودم کنار تو

دور از تو بی‌وجود و کم از یک مگس شوم

بی‌حس آسمانی و شور هوای تو

چون مرغکی بدون نفس در قفس شوم

(جواد مزنگی)

======***======

ساده از دست ندادم دل پر مشغله را

تا تو خندیدی و مجبور شدم مساله را...

من «برادر» شده بودم و «برادر» باید

وقت دیدار، رعایت بکند «فاصله» را

(عبدالجبارکاکایی)

======***======

منم

پرِ افتاده‌ی پرنده‌ای

که پرواز کرده است.

(علیرضا روشن)

======***======

نفرین به وفاداری ات ای دوست که با من

پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی

( فاضل نظری)

======***======

ریشه ها را کنار بزنید

زیر بید مجنونی خاکم کنید

باید بدانم این عشق

از کجا آب می‌خورد!

(رضا محبی‌راد)

======***======

تویی که معتقدم در میان آغوشت،

دو دست مبل ِ قدیمی ِراحتی داری

همیشه از هیجان، سینه‌ات ترک دارد

تو هرچه داری از این بمب ساعتی داری

میان شهر مسلمان نشین چشمانت

هزار شهرک مرموز صنعتی داری!

(سيما نوذری)

======***======

تا در قلمرو اش نگذارد کسی قدم

با بوسه روی پیرهن من نشان گذاشت

(علیرضا بدیع)

======***======

باید که شب تا صبح را پیشم بمانی

وقتی نگاهت می کنم سعدی بخوانی...

(محمد شریف)

======***======

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است

( خیام نیشابوری)

======***======

نیامدی ...

و همۀ شعرهای سپید من

سیاه شد.

(جواد دهنوی)

======***======

نخی از دود ِ سیگارم به سویت چشم میدوزد

چــه می آید به قدت اینهــــمه ابراز: دلتنــگم

(شهراد میدری)

======***======

ماه بی‌حوصله دشت، بیابان را کشت

سیب سرخی شد و چرخی زد و ایمان را کشت

شعله دست تو روشن، که در این شهر هنوز

می‌شود با دف تو، نصف خراسان را کشت ...

(زنده یاد غلامرضا بروسان)

======***======

به غیر از رفتنت چیزی اگر هم بوده، یادم نیست

چنان شعری که میماند به خاطر آخرین بندش...

(حسین زحمتکش)

======***======

رویا خانوم:

نسیمی موها را

از پیشانی‌ات کنار می‌زند

یعنی دستم دارد

به تو فکر می‌کند.

بارانی قطره قطره،

بر شانه‌هایت خیس می‌شود

یعنی

دلتنگِ توام.

تلفن زنگ می‌زند

و بی‌تفاوت به آتشِ سیگارت ادامه می‌دهی

یعنی نیستم

نیستم

نیستم.

(سیدمحمد مرکبیان)

======***======

r_mehrabi:

توی خیال من

ماهی‌ها پرواز می‌کنند

ستاره‌ها شنا،

و تو

دست‌هایت را زده‌ای زیر چانه‌ات

و به من فکر می‌کنی.

======***======

Dokhtare Mashreghi:

چک چک خون را به دلم ریختم

شعر چه کردی که بهم ریختم

شعر تو بودی که پس از فصل سرد

هیچ کسی شک به زمستان نکرد

علیرضا آذر

======***======

plank_ton:

سینه باید پر شود از هوای تو

هوایی غیر از هوای تو خفه کننده است

======***======

سلیمان حسنی:

دلت شاد و لبت پُر خنده باشد 

زِ جانت درد و غم‌ها کَنده باشد 

به هرجایی که هستی دلبرِ من 

کنارت خالقِ بخشنده باشد 

(سروده خودم)

======***======

هاچ:

پزشکان اصطلاحاتی دارند 

که ما نمی‌فهمیم

ما دردهای داریم که آن‌ها نمی‌فهمند

نفهمی بد دردی است

خوش به حال دامپزشکان!

( اکبر اکسیر)

======***======

Reza_kh:

بهارت سرد است

حضورت سفید

نجواهایت سوز دارد.

آمدی؟

در را هم پشت سرت ببند

پتو کم داریم!

======***======

PDrAM:

گمان مبر که مرا شعر به دست خود باشد

حزین که ناله ی دل می‌شود چنین رسوا

به عشق بی‌ثمری من اسیرم از دیروز

ز خون دل نگران، وصل او شود فردا

(شعری از خودم )

======***======

a_behzadpour:

 باید به مانند رود بود و گذشت؛

باید جاری بود،

در کنار خیلی‌ها نشست؛

گاهی خشمگین و خروشان،

گاهی آرام و روان،

...

هر چه باشیم، آخرش دریاییم

 (امیر بهزادپور )

======***======

raha_sl:

همراه توام که سرنوشتم با توست

هر خاطره خوشی نوشتم با توست

در عمقِ جهنمی که دنیا باشد

تصویرِ خیالیِ بهشتم با توست

(رها)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
همه شعرها قشنگ بودند... مرسی.
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
مرحبا به این حسن انتخاب شما ...
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
هموشن فوق العاده بودن ، همه عالی
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
همه ابیات عالییییییییییی احسنت
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤