تیتری که از یاد رفت
در چیستی شناسی دستشویی

تیتری که از یاد رفت

نویسنده : a-pooryousof

من یک جایی اندر خوبی‌های دشتشویی خواندم  که می‌گفت: «چون اونجا به هیچی فکر نمی‌کنی فکرهای نابی به ذهنت می‌رسه.»

از کجا معلوم شاید ادیسون برق را توی دستشویی کشف کرده یا گراهام‌بل تلفن را، یا شاید هم برادران رایت توی دستشویی به پرواز فکر می‌کردند! از این مکان هیچ چیز بعید نیست. خلاصه آن‌جا یک تیتر یادم آمد ولی متاسفانه تا آمدم بیرون قبل از این‌که ثبتش کنم از ذهنم رفت. آدم که نمی‌تواند توی دشتشویی هم با خودش کاغذ و خودکار ببرد که (ولی توی فکرم که یک کاغذ و خودکارم توی دستشویی بگذارم)

آن فکری هم که توی دستشویی به ذهن من بیاید برای همان جا خوب است. من که ادیسون نیستم که بخواهم برق را کشف کنم. اوج چیزی که به ذهن من می‌آید همین‌هایی است که این جا می‌نویسم (یعنی می‌شود یک روز هم من توی آن جا یک چیزی را کشف کنم یا به فکر یک اختراع بیافتم؟)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
aban_y
aban_y
٩٣/١٢/١٠
١
٠
خب می تونم از نظر فیزیولوژیکی تاثیر این موضوعی که شما اذعان دارید رو توصیف کنم ولی ترجیح میدم خودتون پی ببرید ولی خب به نکته ای اشاره کردید که خیلی ها تاییدش می کنند! خخخخخخخخخخخ
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
کاش میگفتین علت فیزیولوژیکش چیه!برام سوال شد
هاچ
هاچ
٩٣/١٢/١١
٠
٠
بذار اول ما بتونیم فیزیولوژیکی رو هجی کنیم بعد :دی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
سلام...البته...توالت های عمومی...یکی ...از بزرگترین...دفتر...خاطراتو یادگاری نوشتنه.،،میشود تبدیل به یک رسانه ی ابلیغی برای تبلیغ محصولات تبدیل شود...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
خخخخ جالب بود :)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
گلاب به روتون منم همیشه فکرامو میذارم برا اونجا!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
سلام: یک زمانی به آنجا میگفتند اتاق فکر!! نکنه حالا اسمش عوض شده مثلا میگویند اتاق چت یاچیز دیگری.برقرار باشید.
Cold
Cold
٩٣/١٢/١٠
٠
٠
آخ که رو هر مسئله ای مونده باشی اونجا به جوابش میرسی :))....
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/١١
٠
٠
جدي؟
Cold
Cold
٩٣/١٢/١١
٠
٠
باور کنین...شما امتحان نکردین؟ =)
R_ghazi
R_ghazi
٩٣/١٢/١١
٠
٠
خيلي خوب بود 😄
naser_j
naser_j
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
جالب بود منو یاد یه یاداشت قدیمی خودم تو یکی از شبکه های اجتماعی انداخت (البته از نوع بی فیلترش گفتم که یه وقت فک نکنین ما از اون خانواده هاشیم)مطلبی که شاید در آینده اینجا هم نوشتمش
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات