به کجا چنین بی محابا؟!

به کجا چنین بی محابا؟!

نویسنده : s_mostafa_b

اول مي‌خواستم يكي از اين ماجراهايي را كه احتمالا همه آن‌هايي كه مثل من دانشجو هستند (خصوصا اگر با مترو و اتوبوس مي‌روند و مي‌آیند) ديدن را برای‌تان روايت كنم، بعد با خودم گفتم اين ماجراها را نه مي‌شود روايت‌شان كرد نه چيز قشنگي از آب در مي‌آید!

كم و زيادش كردم، بالا پايينش كردم، صافكاري و نقاشي رویش انجام دادم ولي نشد، آني كه مي‌خواستم نشد!

اما ديدم نمي‌توانم ازشان حرف نزنم!

براي همين به اين نتيجه رسيدم كه لپ مطلب را بدون هيچ داستان مستندي بنويسم! بنويسم تا يک تلنگري باشد براي آن‌هايي كه عاملش هستند! يک اعتراضي باشد براي آن‌هايي كه سكوت كردند! و يک هشدار براي آن‌هايي كه هنوز دچارش نشدند!

رك و راست بگویم: اين روزها بعضي‌ها چقدر بي‌محابا شدند!

الم يعلم بان الله يري؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٧
١
٠
نکته ی ظریفی بود. واقعا به کجا چنین بی محابا :(
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
:(
mirza
mirza
٩٣/١٠/١٧
١
٠
جمله ی آخر واقعا اصل مطلب بود که بیان کردین. موفق باشید!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
ممنون سلامت باشيد!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٧
١
٠
بله :) اینم یه جورشه (^_^)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
ممنون كه وقت گذاشتيد!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١٠/١٧
٣
٠
معما بود؟در مورد چی دارین حرف میزنین؟!ما که نفهمیدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
واقعا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! سعي ميكنم از اين به بعد باز تر بنويسم(O-O)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٧
١
٠
من متوجه شدم منظور شما دقیقا چیه، اما برای یک یادداشتی که مخاطب عام داره این همه ایجاز سکته میده به انتقال مفهوم. و البته اون آیه در انتها کمک زیادی کرده به درکِ اونچه در ذهن شما گذشته. در نهایت البته یادداشتِ جسورانه ای بود، از لحظِ انتخابِ این ساختارِ نگارشی عرض میکنم. دلنشین بود و تامل برانگیز.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
خيلي ممنون!! نوشته اولم بود اميدوارم بتونم پيشرفت كنم!!!!!!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٧
١
٠
اگر نوشته اول بود که همون نکته رو هم که عرض کردم، پس می گیرم. برای کارِ اول گام بزرگی بود. مرسی.
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٨
١
٠
اگه اولی بود که واقعا احسنت ، عالی بود !
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
اولين مطلبي بود كه انتشار پيدا كرد!!!!!!!!! يه دونه قبل اين هم داشتم!!!!!(o-O) منظورم اينه كه اولاشم:))))
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١٠/١٨
١
٠
ورود شما رو به جیم تبریک میگم.منتظر مطالب بعدیتون هستیم. ممنون :))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
خيلي ممنون!!!!! اميدوارم بتونم بهتر بنويسم!!!!
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٣/١٠/١٨
١
٠
متاسفانه ...
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
:(
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٣/١٠/١٨
١
٠
متاسفانه ...
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/١٨
١
٠
ساده ولی پیچیده دوسش داشتمممممممممممم ممنونننننننننن
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
خوشحالم كه خوشتون اومد :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات