لحاف و بالشم کو؟!
رو تختی‌های جالب

لحاف و بالشم کو؟!

نویسنده : mahshid2

 

 






 
 
 



برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
FAHIME.N
FAHIME.N
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
اول قشنگ بود اون شکلاته هم مخصوص منه ها کسی نخورتش
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠١/١٩
١
٠
باشه برای شما نگهش می داریم
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
چه خوشگلن بعضیاش
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
یعنی به اینا می گن لحاف و تشک!!!
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
وااااااااای چه جالب!بعضیاش خیلیییییییی طبیعی بود!مرسی
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
اینا که باعث میشه ادم کابوس ببینه..از ترس سکته نکنه خیلیه البته بعضی هاش..
ati200
ati200
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
ترسناکن
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
جالب بودن...مقسی...
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
من شکلاتی رو می خواااااااااااام..... دلم آب افتاد..... :))))))))))
من
من
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
خخخخخخخ
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
بعضیاش خیلی وحشتناک بود............ولی قشنگ بود .........
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
خعلی قشنگ بود.ممنون مهی جووووون:)))
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
دومیش از همه باحال تر بود...ممنون دوست من
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
چه بعضیاش ترسناکن...من دوست ندارم داشته باشم...
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
من اون عکس اولیه رو درست متوجه نشدم
h-ghasedak
h-ghasedak
٩٢/٠١/١٧
١
٠
lممنون خیلی جالب بود. منظور عکس اولیه چی بود؟
h-ghasedak
h-ghasedak
٩٢/٠١/١٧
١
٠
جالب بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
اونایی که خونی پونی بود چقدر طبیعی بود :)) ممنونم.
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/١٧
١
٠
سپاس
h_poortaghi
h_poortaghi
٩٢/٠١/١٧
١
٠
عکسای جالبی بود مرسی
Niva
Niva
٩٢/٠١/١٨
١
٠
خب یه تلفن سفارش کالا هم میزدی تنگش که اگه دلمون خواست سفارش بدیم. مخصوصا پنجمیش که جون میده واسه جهاز عروس. یه حالت کشتن داماد دمه هجله رو تداعیی میکنه:)
٩٢/٠١/١٨
١
٠
عجب!.... میخوام برم به روتختیمون آستین بدوزم.. هه هه هه هه
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٦
١
٠
اینا واسه خواب بود یا واسه فیلم ترسناک؟؟؟
zahra
zahra
٩٢/٠٦/١٣
٠
٠
سپاس
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤